ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۷/۱۰/۲۹ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
دسته بندی موضوعی آخرین پرسش‌ها پرسش‌های تصادفی پرسش‌های پربازدید

منظور از قول معصوم در مورد (علینا القاء الاصول الیکم وعلیکم التفرع) چیست؟

السلام علیکم
خدا به شما خیر دهد.
می بخشید دو روایت هست در مورد اینکه بر ائمه القاء اصول هست و بر ما تفریع . در منابع در دسترس ما خوب دو روایت به این مضمون هست.
أحمد بن محمد بن أبی نصر عن أبی الحسن الرضا (ع) قال علینا إلقاء الاصول إلیکم هشام أبی سالم عن أبی عبد الله (علیه السلام) و علیکم التفرع . أبی عبد الله علیه السلام قال: إنما علینا أن نلقد إلیکم الاصول و علیکم التفریع.
ما دنبال این هستیم که اولا اینکه علینا و انما دارد ایا القاء اصل را فقط منحصر به ائمه می کنند و سوال دوم این هست که این سوال مهم هست در واقع که این روایات در چه فضایی صادر شده اند. ایا در این فضا هستند که کسی از ایشان یک سوال پرسیده و امام علیه السلام جواب ایشان را داده اند و بعد یک قاعده کلی فرموده اند و بعد اینچنین روایتی را فرموده اند؟ برای مثال.
وقد تقدم حدیث زرارة عن أبی جعفر (ع) قال: قلت فإن حرک إلی جانبه شیء ولم یعلم به قال لا حتی یستیقن أنه قد نام حتی یجیء من ذلک أمر بین و إلا فإنه علی یقین من وضوئه و لا تنقض الیقین أبدا بالشک و إنما تنقضه بیقین آخر.
ایا مثلا این روایت بعد از همچین روایاتی صادر شده اند ؟ مشکل ما این است که نمی توانیم نسبت به اصول مطمظن باشیم که آیا اصول همین قواعد کلی هستند که امام می فرمایند یا منظور از اصول مسئله دیگری هست؟
میشه خواهش کنم که این سوالات رو بنویسید چون دقیق هستند.

بسم الله الرحمن الرحیم 

راجع به دو روایت القاء اصول و تفریع (یکی از امام رضا و دیگری از امام صادق (علیهما السلام) تا انجا که اطلاع دارم منحصر به همین دو روایت است که آورده اید .مصدر آن دوهم  منحصربه کتاب ابن ادریس ،در آخر کتاب ،باصطلاح بخش متطرفات می باشد .خود ابن ادریس آن دو را از کتاب بز نظی نقل کرده است. در صحن آن بخش بین اعلام اختلاف واقع شده، عده ای آن دو را ـ صحیح می دانند و عده ای هم بخاطر روشن نبودن طریق ابن ادریس به کتاب بزنظی آن را مرسل می دانند مرحوم استاد  در اوائل کتاب مصباح الفقاهه از آنها تعبیر به صحیحه می فرمودند ولی بعدها آن را ضعیف می شمردند. بهر حال شاید مشهورتر در السنه أصحاب تعبیر به صحیحه باشد .ولی بنده با شواهدی اثبات کرده ام که ظاهراً ابن ادرس اینجا این کتاب را( جامع )بزنطی تصور کرده اند و اصولاً روشن نیست این کتاب که ایشان از آن به عنوان (جامع البزنطی)  یا الجامع للبزنطی  نام برده اند متعلق به کیست؟ طبق شواهد موجودـ که اینجا محل  بیان آنها نیست ـ معلوم نیست این کتاب همان (جامع بزنطی)  معروف باشد .خود بنده هنوز نتوانسته ام به حدس حقیقت این کتاب را در یابم وخود این تعبیر (القاء الاصول) و (تفریع) فقط در این دو روایت و فقط در همین کتاب آمده است اصل آن کاملاً مشکوک است ، حداقل آنکه مرسل باشد و دلیل بر حجیت آن نیست بقیه مطالب سؤال خود بخود روشن است .

راجع به صحیحه زرارة ـ با قطع نظر از بحثهای مصدری ـ در خود روایت از آن مطلب تعبیر به (اصلی) نشده است ، واین احتمال ـ که اخباریها  بر آن اصرار دارند ـ وارد است که ناظر به شک در طهارت باشد . که امام استصحاب طهارت ـ علی کلام  فیه ـ می فرمایند. جاهای دیگر تعبیر به (اصل) یا (اصول) داریم که شرح آن مجال بیشتری می طلبد.

وفقکم الله لکل خیر . و أسألکم الدعاء فی مظان الاجابة.

تاریخ: [۱۳۹۳/۷/۲۷]     بازدید: [4679]

ارسال سوال