آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • شهادت حضرت امام موسى كاظم را به تمام شيعيان تسليت میگوییم
  • سالروز تولد امام نهم شیعیان حضرت محمد جواد را تبریک میگوییم
  • سالروز شهادت امام هادى به شما تسليت ميگویم
  • سالروز تولد امام محمد باقر عليه السلام تبريک می گوییم
  • سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد
  • سالروز ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها مبارک باد
  • شهادت غریبانه کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ، تسلیت باد
  • ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.
  • سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد
  • سالروز شهادت امام محمد سجاد علیه السلام تسلیت باد
  • عيد کمال دين ،سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت، امير المومنين (عليه السلام ) بر شماخجسته باد
  • ولادت با سعادت دهمين پيشواي امامت و ولايت حضرت امام علي النقي الهادي(عليه السلام) بر همه رهروان آن حضرت مبارك باد.
  • عیدقربان، روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک
  • سالروز شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد
  • سالروز شهادت امام محمد جواد علیه السلام تسلیت باد
  • ولادت باسعادت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) مبارک باد
  • فرخنده ميلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها مباركباد
  • سالروز شهادت مظلومانه حضرت امام صادق (علیه السّلام) بر تمام پیروان راه آن حضرت تسلیت باد
  • میلاد اولین گل بوستان علی و زهرا حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد
  • فرارسيدن نيمه شعبان، ميلاد باسعادت يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج) مبارک باد.
  • ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.


    بسم الله الرحمن الرحیم 

    امام حسن بن علی عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان، بنا به نقل مرحوم کلینی در ماه رمضان یا ربیع الآخر 232 ق چشم به جهان گشود و 28 سال زندگی کرد. ابن خلّکان تولد ایشان را روز پنجشنبه یکی از ماه های سال 231 ق دانسته و قول دیگری نیز که ششم ربیع الآخر از سال 232 باشد، نقل کرده است. شیخ مفید و سعد بن عبدالله، ربیع الآخر را پذیرفته‌اند. مسعودی سن آن حضرت را به هنگام شهادت 29 سال دانسته است بنابراین، او باید تولد آن حضرت در سال 231 را معتبر دانسته باشد.

    از آنجا که رحلت امام هادی(علیه السلام) در سال 254 ق اتفاق افتاده، طبعاً دوران امامت حضرت عسکری(علیه السلام) طبق روایت شیخ مفید، شش سال و بر اساس نقل سعد بن عبدالله پنج سال و هشت ماه بوده است.

    در مورد نام مادر آن حضرت که ام ولد نیز بوده گزارشهای مختلفی وجود دارد. در برخی از مصادر، «حدیث» یا «حدیثه» و در برخی دیگر نام آن بانو«سوسن» ذکر شده است. عیون المعجزات نام صحیح او را«سلیل» دانسته و با عبارت «کانْت مِن العارفات الصّالحات» وی را ستوده است.

    القاب خود آن بزرگوار را «الصّامت»، «الهادی»، «الرّفیق»، «الزّکی» و «النّقی» ذکر کرده‌اند و برخی از مورخین لقب«الخالص» را نیز بر القاب آن حضرت افزوده‌اند. «ابن الرضا» نیز کنیه‌ای بوده که امام جواد و امام عسکری(علیه السلام) هر دو با آن مشهور شده بودند. چنانکه امام هادی و امام عسکری(علیه السلام) به لقب عسکریین معروف شده‌اند. نقش انگشتری امام عسکری(علیه السلام) به دو صورت«سبحان من له مقالید السّموات والارض» و«إنّ الله شهید» ذکر شده است.

    احمد بن عبیدالله بن خاقان مشخصات ظاهری آن بزرگوار را چنین وصف کرده است: او دارای چشمانی سیاه، قامتی نیکو، صورتی زیبا و بدنی خوب بوده است.

     

    امامت آن حضرت

    با رحلت امام هادی(علیه السلام) در سال 254ق و به تنصیص آن حضرت، فرزندش امام عسکری(علیه السلام) به سِمت امامت شیعیان اثنی عشری منصوب گردید.روایاتی که در وصیت و تنصیص امام هادی(علیه السلام) درباره امامت فرزندش وارد شده در بسیاری از کتب حدیث و تاریخ شیعه، فراوان به چشم می‌خورد و با نظر به این وصیت و تنصیص که از نظر شیعیان نشانه صحت امامت است، آنان امام حسن عسکری(علیه السلام) را به امامت پذیرفتند.

    بنا به نقل سعد بن عبدالله جز عده‌ای که به امامت محمد بن علی ـ که در زمان حیات پدرش امام هادی(علیه السلام) وفات کرد ـ گرویدند و تعداد انگشت شماری که جعفر بن علی را امام خود دانستند، اکثریت یاران امام هادی(علیه السلام) به امامت حضرت عسکری گردن نهادند. پیروان جعفر بن علی«جعفریه خُلَّص» لقب یافته‌اند. مسعودی، جمهور شیعه را از پیروان امام عسکری و فرزندش می‌داند که این فرقه در تاریخ به لقب«قطعيّه» معروف شده‌اند.

     

    امام عسکری (علیه السلام) در سامرا

    بنا به گزارش شیخ مفید امام هادی(علیه السلام) مدت ده سال و اندی در عسکر(سامرا) تحت نظر عباسیان زندگی کرده است بنا بر این روایت طبعاً ورود آن حضرت همراه فرزندش حضرت امام عسکری(علیه السلام) به سامرا باید در سال 244 و یا 243 رخ داده باشد ولی ابن خلّکان این مدت را بیست سال و نه ماه ذکر کرده و همین را دلیل شهرت این دو امام همام به عسکریین دانسته است.

    آنچه مسلم است آوردن این دو امام بزرگوار به«سامرا» ـ مرکز خلافت عباسی در آن عصر- از جهاتی شبیه سیاست مأمون در آوردن امام رضا(علیه السلام) به شهر خود بود؛ زیرا این نزدیکی کنترل روابط امام با شیعیان و شناسایی شیعیانی را که در سر تا سر بلاد اسلامی مناسبات نزدیکی با امام خود داشته و خطری برای حکومت به حساب می‌آمدند، برای دستگاه حاکمه آسانتر می‌کرد، مدتی که امام در این شهر می‌زیست بجز چند نوبتی که به زندان افتاد به صورت یک شهروند عادی در آنجا حضور داشت و طبعاً رفتار وی زیر نظر کامل و محتاطانه حکومت قرار داشت؛ زیرا ائمه شیعه از جمله امام عسکری(علیه السلام) اگر از آزادی عمل برخوردار بودند مدینه را برای زندگی اختیار می‌فرمودند. از این رو اقامت طولانی ایشان در سامرا به جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه با چیز دیگری توجیه پذیر نیست. این مسئله بخصوص به علت وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدتها قبل شکل گرفته بود در نظر خلیفه از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و موجبات نگرانی و وحشت او را فراهم می‌آورد که می‌بایست به نحوی کنترل می‌شد.

    به همین جهت از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا مرتباً به اطلاع حکومت برساند چنانکه طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دو شنبه و پنجشنبه مجبور بود در دارالخلافه حاضر شود. چنین حضوری گرچه ظاهراً احترام برای آن حضرت تلقی می‌شد ولی در واقع تنها وسیله کنترل او از نظر خلیفه بود به طوری که یک بار موقعی که خلیفه برای دیدن صاحب البصره می‌رفت امام را نیز همراه خویش می‌بَرد و اصحاب امام تنها در طول راه خود را برای دیدن آن حضرت آماده می‌کنند. از این روایت بخوبی می‌توان فهمید که در زندگی امام حداقل دورانی وجود داشته که کسی را امکان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه‌اش نبوده است.

    اسماعیل بن محمد می‌گوید: برای طلب پول در سر راه آن حضرت نشستم و هنگام عبور امام تقاضای کمک مالی از وی کردم.

    ابوبکر فهفکی می‌گوید: برای کاری ـ دیدن امام ـ از سامرا خارج شدم و در روز«موکب» در خیابان ابی قطیعه بن داود منتظر رسیدن امام شدم تا او را در حال حرکت به دارالعامه ملاقات کنم.

    محمد بن عبدالعزیز بلخی نیز هنگام حرکت امام به دارالعامه در خیابان الغنم منتظر تشریف فرمایی آن حضرت بوده است.

    محمد بن ربیع شیبانی می‌گوید: به منظور دیدن امام، در باب احمد بن خضیب نشسته بودم که او را در حال عبور دیدم.

    علی بن جعفر از حلبی نقلی می‌کند: در یکی از روزهایی که قرار بود امام به دارالخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم، در این حال از طرف آن حضرت توقیعی بدین مضمون به ما رسید:ألّا یسلّمنّ علىّ أحد و لا یشیر إلىّ بیده و لا یؤمى فإنّكم لا تؤمنون على أنفسكم.

    کسی بر من سلام و حتی اشاره‌ای هم به طرف من نکند؛ زیرا شما خودتان در امان نیستید.

    این روایت بخوبی نشان می‌دهد که دستگاه خلافت تا چه حد روابط امام با شیعیانش را زیر نظر گرفته و آن را کنترل می‌کرده است. البته امام و شیعیانش در فرصتهای گوناگونی همدیگر را ملاقات می‌کرده‌اند و سر پوشهایی نیز برای این تماس ها وجود داشته است. یکی از بهترین راه های ارتباطی شیعیان با امام مکاتبه بود که در مصادر نیز فراوان به آن بر می‌خوردیم.