فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 92-1391 » خارج فقه 92-1391 (23)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 92-1391 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

عرض کردیم که شاید مراد ایشان از فافهم اینی باشد که ما عرض کردیم. ما استصحاب را از راه اطلاق لا تنقض حجت نمیدانیم. ما از راه سیره عقلاء اجمالا قبول داریم در شبهات موضوعیه فقط. از نظر مالکی اینجا تسلیط بوده است. عرض کرده ام یک تسلیط شخصی و مالکی داریم و یک تسلیط شرعی. اینجا هر دو اتفاق بر تسلیط مجانی دارند ولی تسلیط مجانی در حد مالکی نه قانونی. قانون نه رشوه را امضاء کردهاست و نه هدیه فاسده را. اگر این طور باشد شمول استصحاب به لحاظ عرفی مشکل میشود نه به لحاظ تعبد. تسلیط جانی مالکی هست ولی قانونی نیست.اگر ما بردیم نکته را روی ارتکازات عقلائی انصافا بقاء ملکیتش خالی از شکل نیست زیرا عرف میگوید تسلیط مالکی هم که بوده است. قاعدة ضمان هم که روشن ینست. نتیجه را بعد عرض خواهم کرد.

استاد یک چند سطری به شیخ اشکال کرده اند. معنای اون عبارت را اصلا نفهمیدم. ولی ایاشن بعد اون عبارت از راه دیگری رفته اند. مروم استاد دارند که وقتی منضم کنیم به قبل اصالة عدم رضا لامالک بتلیط المجانی... موضعات مرکبه. یکی از موضوعات مرکبه این طور هست. نصف موضوع با وجدان و نصفش با اصل. ماء کر . میشود گفت مائیت بالوجدان و کریت با استصحاب...

بعد استاد دارند مراد از اساتصحاب استصحاب عدم محمولی هست نه ازلی اگر چه آن را هم حجت میدانند. مراد ایشان واضح هست ولی در مقابل عدم ازلی میفرمودند عدم نعتی بهتر بود از محمولی. بعضی میگویند که اصالة عدم القرشیة داریم ...الا ان تکون امرأة من قریش این معنایش این هست که نعت غیر قرشیة میخواهد ولی اگر اصالة عدم قرشیة را اجرا کردی این اثبات مرأة نمیکند ولی اگر شما عدم نعتی میخواستی ثابت کنید اون وقت حالت سابقه ندارد. عده ای از اعلام منهم آقای خوئی گفته اند که مثل مرحوم استاد حرفشان مطلب دیگری هست. درست هست اینجا عدم ازلی هست ولی این کافی هست و نیازی به عدم نعتی نداریم. اون موضوع ما با عدم ازلی درست میشود. این شرحی دارد که جایش اینجا نیست.

اینجا ظاهرا مرادشان این باشد.ما هم قبول داریم که تقیید فرقی در وجود و عدم ندارد و هم اینکه تخصیص تعنون هم میآورد.هر دو با مرحوم نائینی موافق هستیم. وارد این بحث بشو میترسم خسته شوید.

حالا سؤآل این هست که استصحاب عدم رضی المالک بالتصرف الجان یاستاد جاری هست یا نه. ما شبهه قوی مان این هست که صفات نفسانی که راهی برای ابراز آنها نداریم جز به یک بروز خارجی اینها معلوم نیست محل استصحاب باشند. این که در مالک راضی نیست را از کجا احرازش بکنیم. اجرای تعبد نسبت به امور نفسانی که ما ازش خبری نداریم... خیلی روشن نیست. اگر شک کردیم فلانی زکات میشود بهش داد یا نه. میگویند اصل عدم ملکیت فقیر هست.آیا میشود اصالة عدم الملک یا تملک را ثابت کرد. با اصل میشود این موضوع را احراز کرد. این نکته فنی دیگر دارد. شما ملکیت را از چی اعتبار میکنید. اگر گفتید از انعقاد نطفه حساب میکنیم...نمیوشد گفت که این برای ملکیت کافی هست. برای دیوار هم میشود ملکیت قرار داد. دولت را بعضی میگویند چیزی نیست که بشود تملیک بشود ومسلما اگر تملی بشود خیلی آثار برش مثل زکات بار نیمشود. اگر ملکیت را بعد وجود اعتبار کردی ولی اگر گفتید حین انعقاد نطفه ملکیت دارد این میشود عدم ازلی... اشکالی هست که این اصل خودش فی نفسه مشکل دارد. در ما نحن فیه ابراز شده است. داده است مال را. میگویند ابراز من که راضی هستم بود ولی به عنوان رشوه ولی قاضی میگویند به عنوان هدیه. به نظرما لا اقل اینجا شبهه هست که عقلاء این را استصحاب بکنند. این طور صفات نفسانی معلوم نیست استصحاب جاری شود و دنبال ابراز میروند و در ما نحن فیه ابراز هم آمده است. ایاشن خوب بود از راه عدم ازلی خودشان میرفتند. انصاف قضیه با اون عدم ازلی فرقی نیمکند.

انصافا اگر مصب دعوا همین باشد به تداعی بر میگردد و اگر از این راه دست بردارند و بروند روی ضمان و ... اون وقت جوابش همان یهتس که در فرع قبلی بود و به رجوع به اصالة الصحة در فعل غیر...این حرف بعید نیست. نه رشوه ثابت میشود و نه ثابت میشود هدیه محرمه گرفته است. اگر هم تلف شد قاعدة ما لا یضمن بصحیحة جاری نمیشود. فط ضمان به قدر ضمان.

ما یک بحثی راجع به حقیقت رشوه از اول مطرح کردیم و گفتیم این را میگذاریم آخر بحث.

مما لا اشکال در حرمت شرعی رشوه.

اما راجع به اجما لمطلب آیاتی که ممکن هست ربطی به رشوه داشته باشد اجمالا سه تا هست. یک آیه مرتبط با یهود هست که :

*(سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْت)* که آمده است سحت یعنی رشوه. مثلا در روایتی داردیم که اجر زانیه سحت هست. در روایاتی هست که یزید بن فرقد که سألته عن السحت فقال الرشا فی الحکم. ما توضیح دادیم که یک احتمال هست که الف و لام آن عهد ذکری باشد. در روایات سحت که چند مورد دارد ظاهرا الف و لام جنس باشد ولی در اینجا شاید رویات در ذیل آیه باشد و الف و لام عهد باشد.

ارسال سوال