فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 92-1391 » خارج فقه 92-1391 (10)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 92-1391 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

من احتمال بیشترم همین هست که این از استحسانات باشد.کسانی که قائل به ضمان شده اند از جمله به آیه تمسک کرده اند که ابن حزم گفته سات آیه امر میکند و اداء الامانة مطلبی هست و ضمان مطلب دیگری هست.از آیه نمیفهمیم که اگر گتاب تلف شد بدلش به خلاف ضمان. در آیه نهایتا رد امانت دارد که ما هم قبول داریم.

بعد اوارد میشود به روایتی از صفوان بن امیه در جنگ حنین که حضرت مقداری از او زره عاریه گرفتند و مفصل متعرض اسانید این روایت صفوان بن امیه میشود. در بعضی متونش هست که در بعضی از متونش هست که گفت آیا زورکی میگیرید و حضرت فرمودن عاریه مضمونه میگرم. این مطلب را ما از طریق اهل بیت به سند معتبر داریم. این بحث صفوانی در روایات ما هم با سند معتبر هست. بعد طریق یمگیود از ابن وهب که از علمای مصر رفته است که بعد جند واسطه به آقا امام باقر سلام الله علیه میرسد سند... پس معلوم میشود خیلی مشهر بوده است. البته ابن حزم طبق بی معرفتی خودشان از اهل بیت حکم میکند به انقطاع حدیث سندا و اشکال ما واضح هست که ما بحث اهل بیت را جدا میدانم.بعد جنگ حضرت دستور دادند که زره های صفوان جمع شود جند تا نبود و صفوان بعد از اینکه حضرت خواستند چند تا را بدهند نخواست و گفت من مؤمن شدم. اون مال کفر بود که گفتم عاریه مضمونه.

آیا قصه صفوان عاریه مضمون ه هست یا نه. پیش ما مسلم هست. مدلولش چیست؟ عامه گفته اند مضمونش این هست که عاریه طبیعة مضمون هست. از طرق مهم عامه نقل میکند.ولی در طرق خودشان هم گیر میکند. اینها این طور گفته اند که عاریه طبیعة ضمان دارد ولی ابن حزم روایت را قبول ندارد. ولی ما قبول نداریم که طبعت عاریه ضمانت هست. شیعه دارد که در روایات ما دارد که حضرت شرط کرده اند بر ضمانت.و همین مطلب ما بعینه در کتاب الاحکام یحیی بن الحسین آمده است... که در زمان آقا امام هادی سلام الله علیه به دنیا آمده است...و او هم هم قصه صفوان را میآورد و هم یمیگوید که عرایه مضمون نیتس الا در دو صورت شرط. یکی خلاف و یکی شرط... خیلی عجیب هست. در روایات ما همین طو رهست. یحیی بن الحسین خیلی با ما مخالف هست و عجیب هست که مسلک ما را گرفته است.

ابن حزم بعدش یک متنی را قبول میکند که مؤید همان کلام اهل بیت سلام الله علیه هست که معلوم میشود عاریه دو جور هست. عاریه مؤداة و عاریه مضمونه ....که اولی ضمان ندارد و دوم یدارد. ما این متن را نداریم. در مشهور متون عامه نیست و در زیدیه هم نیست. فقلت یا رسول الله ا عاریه مضمونة او عاریة مؤداة... که معلوم میشود اداء غیر ضمان هست. فقال عاریة مؤداة... بعد ابن حزم میگوید در غیر اخباری جز این خبری نیتس که یصح... و غیر آن ارزش بحث ندارد. و قد فرق فیه بین الاداء و الضمان. این هم راجع به روایت صفوان که در روایات ما هست ولی نحوه برخورد روایات ما. حمل شده است بر شرط. البته ابن حزم روایات المؤمون عند شروطهم را قبول ندارد و تعبیر خبر جعلی دارد.

یک روایت دیگر هم هست بین آنها تا حدی معروف هست د رکتاب ابن ابی شیبه از ابو امامه  باهلی در خطبه حجة الوداع که در روایات ما در حجة الوداع نیامده است. العاریه مؤداة و الدین مقضی و الزعیم غارم. باز تعبیر دیگری هست شبیه همین از نسائی ... متن دیگری هم دارد که العاریة مؤداة و المنحة مردودة. زعیم خیلی مصطلح نیست. در اون زمان کسی که چیزی را به عهده میگیرد که انجاء دارد. علماء سعی کرده اند که باب ضمان و حواله و کفالة را با همین حل کنند. بعضی هر سه باب را در ذیل همین حدیث آورده اند.

زعیم کسی هست که ضمانت چیزی را به عهده میگیرد. که بعدش اگر این به عهده گرفت ولو مثلا کتابی که ضمانت کرده بودن دیگری بدهد تلف شود باید بدهد. من ضامن که کتاب را به تو برساند و بعد اون طرف خورد. اون وقت تو باید ضامن باشی. چون زعیم هستی.زعیم در خود قرآن هم به این معنا هست در قصه حضرت یوسف.

از عجائب این هست که در روایات ما روایتی هست که این روایت مشهور عرض شده است به امام سلام الله علیه و حضرت رد فرموده اند و از عجائب اینکه استاد این رایت را آورده اند و توجیه کرده اند.

در جامع احادیث الشیعة چ جدید ج 23 ص 454:

محمد بن عیسی بن عبید به ذهن ما ایران آمده است و پسر عموس حسن بن علی بن یقطین میشود.یقطین از بزرگان دعاة بنی عباس هست و زندگی اش را وقف آنها کرد ولی عده ای از بچه هایش مثل علی و عبید و یعقوب جزو امامیه هستند. عده ای قطعا و عده ای ظاهرا.

(9) باب انّه لاغرم على الضّامن بل يرجع على المضمون عنه‏

- 1590- 34245- (1) تهذيب 6/ 209: محمّد بن على بن محبوب عن محمّد بن عيسى عن الحسن بن على بن يقطين كافى 5/ 104: محمّد بن يحيى عن بعض اصحابنا عن الحسن بن على بن يقطين عن فقيه 3/ 54: الحسين بن خالد قال قلت لابى الحسن عليه السلام جعلت‏ فداك‏ قول‏ الناس(حرف عامه)‏ الضامن‏ غارم(و عجیب هست. در اونجا زعیم و اینجا ضامن...ظاهرا اختلاف لغت باشد که در زمان حضرت بیشتر این را به کار میبرده اند)‏ قال (فقال- كا يب) ليس على الضامن غرم، (انّما- فقيه) الغرم على من اكل المال(لذا د رمصاد رما الزعیم غارم نیامده سات و امثال آن..معلوم میشود مورد نظر ائمه سلام الله علیهم اجمعین نبوده است.من ضامن بودم پتو را بدهم و او ضائع کرد. آیا من ضامن هست. نه من اکل المال ضامن هست. قاعدة ضمان به اتلاف را حضرت قبول میکنند. نه به مجرد عقد. و چون العاریة مؤداة... هم در ذیل همین هست.).

- 1591- 34246- (2) فقه الرضا عليه السلام 257: روى ليس على الضّامن غرم، الغرم على من اكل المال.

- 1592- 34247- (3) العوالى 3/ 241: روى أبو امامة الباهلى انّ النبىّ صلى الله عليه و آله خطب يوم فتح مكّة(واضح هست از کتب عامه هست. ولی در کتب عامه حجة الوداع دارد که سال 10 هست ولی اینجا یعنی سال 8) فقال العارية مردودة والمنحة «1» مردودة والدّين مقضىّ والزعيم غارم. فيه 2/ 257: قال صلى الله عليه و آله الزعيم غارم. مستدرك 13/ 435: ورواه فى درر اللّئالى عنه صلى الله عليه و آله مثله. وتقدّم فى احاديث الباب المتقدّم ما يدلّ على ذلك.

سومین مطلبی که ابن حزم در مورد قول عامه که عاریه مضمونه هست ... عن قتادة عن سمره دارد که حسن عرض شد اینجا افتاده است.

بعد میگوید روینا... که روایت مشهورشان این هست که سندش صحیح هست و این سد رد حاکم گفته علی شرط البخاری. علی الید ما اخذت حتی تؤدیه.

بعد خود ابن حزم اشکال میکند که الحسن لم یسمع من سمره.ثم لو صح فلیس فیه الا الاداء و هکذا نقول الاداء غیر الضمان.

در ذیل همین بحث با همین سند... حام هم در مستدرک در ج 2 ص 47 عجیب این هست که در متن حاکم بعد نقل علی الید دارد که ثم ان الحسن نفی حدیثه. به این میگن قوز بالا قوز. خود حسن بصری بعدها گفت که من هم چین چیزی نگفته ام. فقال هو امینک لا ضمان علیک! غریبش همین هست.از همه جالب تر اینکه خود حسن بصری میفهمیده است که تنها دلیل ضمان همین علی الدی هست و لذا وقتی میگوید که من نگفته ام ... اون وقت واضح هست که هو امینک و لذا ضمان ندارد...لذا ... با توجه به جو فقهی آیا کافی نیست به اینکه بگوییم روایت علی الید توسط ائمة سلام الله علیهم اجمعین رد شده است... خصوصا که روایات ما متفق هست که عاریه مضمون نیست. در بین عامه یک بحثی هست که اگر یک راوی مدتی قبل یک حدیثی را ثقات ازش نقل کنند وبعدها بگوید که یادم نیست باید قبول کرد. شبیهش را در کشی دارد ه آمدند خدمت آقا امام صادق سلام الله علیه و حدیث کردند زا جعفر بن محمد و حضرت فرمودن د ن من خودم هستم و اینها را نگفته ام...بعد هم از حضرت قبول نکردند.بعد به قول حاکم اصح اساندی حدیث همین هست... بعدش حسن فراموش کرده است و ضدش فتوا داده است.

نکته ای که خیلی رویش اصرار دارم معلوم میشود که در ارتکاز او این بوده است که اگر حدیث را منکر شدیم در عاریه ضمان نیست. کانما دلیل منحصر بر علی الید هست. اون وقت در روایات اهل بیت وقتی بدون معارض نفی ضمان شده است...این کافی هست که در جو فقهی اون را رد کرده اند.در مجموع شواهد وثوق به هیج وجه مؤید این متن نیست. 

ارسال سوال