فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (93)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

دیورز اشتباها جامعالاخبار و جامع الاحادیث خلط شد. جامع الاخابر را اشتباهی خواندیم ...جامع الاحادیث مال جعفر بن احمد...به نظرم...معروف هست ایشان. جامع الاخبار مال محمد بن  محمد الشعیری...یک مجموعه ای بودهس ات از بزرگان قم...این محمد بن عبدالله دیروز را نیمشنسایم ولی ارسال ندارد... کلا ایشان کتب مختلفی دارد. العروس...المسلسلات...جامع الاحادیث...کتبش قشنگ هست...

- 14- 111- 45357- (10) البحار 104/ 274: كتاب الإمامة و التبصرة: عن سهل بن أحمد(الدیباجی از نسخ جعفریات. پس نسخ متعددی از جعفریات داریم که اونی ه الآ«به ما رسیده است...من السحت الرشوه فی الحکم و لابد من قاض و رزق للقاضی.

یک متنی هم در دعائم بود که کره ان یکون رزق القاضی علی الناس. اگر این متن ثابت شود یک سویم هم درش بوده سات که کراهت اخذ اجرت.کرده در بعضی از روایات و عبارات فقهی به معنای حرمت هست و نکاتش و علتش و .. را عرض کرده ام.خلاصه اینکه نکته ادبیاتی بود که انما الحرام ما حرم الله فی کتابه و لکن السلف کانوا یعافنون عن اشیاء فنحن نعافه. که این تعبیری در روایت هست در باب اطعمه ... و شافعی هم در میان عامه دارد که ان الفقهاء کانوا یعبرون عما ثبت بالسنة بالکراهة لا بالتحریم. بقیه اش بقیه جاها.در مجموع ظاهرا در کتاب قضایا و سنن و احکام....بحث رزق جایز بوده است... و از بیت المال باشد... اصل اینکه نظام حکومتی باید دارای تشکیلات قضایی باشد و اسلام به عنوان یک نظام اجرایی مطرح بوده است... یک قوه قضائیه ای باشد. بودجه داشته ابشد. اصلش در روایات ما بر میگردد به آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه. هم جزو سنن فعلیه حضرت چون برای شریح گفته شده سات و هم در احکام حکومی حضرت و هم د رکتابی که به صورت فقه به حضرت منسوب بود.حکم حکومی حضرت در عهدنامه مالک اشتر...هم در متون فقهی... پس در هر سه جهت نسبت به آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیهموجود بوده سات.و عرض کردیم که قدر متیقن جعفریات همین تعبیر هست. لابد من قاض و رزق للقاضی...اصنافا مجموعه اش را به هم برزیمی وثوق پیدا میشود.اجر با تعبیر کره در ردعائم هست که احتمال حرمت دارد.

یک چیز دیگری فقهای ما دراند که قاضی خودش نگیرد.پس ا اینجا نسبت به آق امیرالمؤمنین سلام الله علیه میشود مطلب را قبول کرد. و هم لازمه اش که یک حکم سیاسی هست که تشکیل قوه قضائیه باشد.تازه باید بودجه ه داشته باشد. از نظر اجتماعی از سطح متعارف بیشتر هم باشد که خدایی نکرده انحراف پیدا نکند.) عن محمّد بن محمّد بن الأشعث عن موسى بن إسماعيل بن موسى بن جعفر عن أبيه عن آبائه عليهم السلام قال قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله‏ ايّاكم و الرّشوة فإنّها محض الكفر و لا يشمّ صاحب الرّشوة ريح الجنّة.

- 14- 112- 45358- (11) أمالى ابن الطّوسىّ 262: عن أبيه قال أخبرنا أبو عمر عبد الواحد بن محمّد بن عبد اللّه بن محمد بن مهدى قال أخبرنى أبو العبّاس أحمد بن محمد بن سعيد بن عبد الرّحمن بن عقدة الحافظ قال حدّثنا عبد الرّحمن قال حدّثنا أبى قال حدّثنا ليث ابن أبى سليم عن عطاء ابن أبى رباح عن جابر بن عبد اللّه أنّه قال‏ هديّة الأمراء غلول.

- 5- 113- 45359- (12) أمالى المفيد 85: قال أخبرنى أبو القاسم جعفر(قمی بغداد رفته) بن محمد بن قولويه رحمه الله قال حدّثنى أبى عن سعد بن عبد اللّه عن أحمد بن محمد بن عيسى(قمی به کوفه رفته هستند.) و محمد بن الحسين ابن ابى الخطّاب‏

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏30، ص: 144

جميعاً عن الحسن بن محبوب عن(عبالله بن سنان که از مشیخ معروف حسن بن محبوب هستند. لذا ممکن هست این روایت از خود کتاب حسن بن محوبب باشد و احتما لهم دارد از کتاب عبدالله بن سنان به نسخه حسن بن محبوب باشد.) ابن سنان عن أبى حمزة الثّمالىّ عن أبى جعفر محمد بن علىّ الباقر عليهما السلام قال‏ قال موسى بن عمران على نبيّنا و آله و عليه السّلام الهى من أصفياؤك من خلقك قال الرّيّ(شاداب و سیراب)(اصنافا سند که خیلی واضخ هست متون هم خیلی زیبا میشود . اعرفوا احادیثنا فانا قوم فصحاء. انصافا حدیث خیلی شیرین هست.) الكفّين الرّيّ القدمين يقول صادقاً و يمشى هوناً فأولئك يزول الجبال و لا يزولون قال الهى فمن ينزل دار القدس عندك قال الّذين لا ينظر أعينهم الى الدّنيا و لا يذيعون أسرارهم في الدّين و لا يأخذون على الحكومة الرّشا، الحقّ في قلوبهم و الصّدق على ألسنتهم فأولئك في سترى في الدّنيا و في دار القدس عندى في الآخرة.(این روایت مباکره ناظر به رشوه هست و حمل بر اخذ اجرت بسیار خلاف ظاهر هست.)

[الإرجاعات‏]

و تقدّم في رواية عمّار (1) من باب (10) ما ورد في أنواع السّحت من أبواب ما يكتسب به ج 22

قوله عليه السلام‏ فأمّا الرّشا في الحكم فإنّ ذلك الكفر باللّه العظيم و برسوله صلى الله عليه و آله.

و في رواية عمّار (2) مثله.

و في رواية سماعة (4) قوله عليه السلام‏ فأمّا الرّشا في الحكم فهو الكفر باللّه عز و جل.

و في رواية سماعة (6) و رواية مجمع البيان (7) و مرسلة فقيه (8) مثله.

و في رواية الأصبغ (10) قوله عليه السلام‏ و ان أخذ رشوة فهو مشرك.

و في رواية السّكونىّ و العيّاشىّ (11) قوله عليه السلام‏ السّحت ثمن الميتة (الى أن قال) و الرّشوة في الحكم.

و في رواية الجعفريّات (12) قوله عليه السلام من السّحت الرشوة في الحكم.

و في رواية عبد اللّه بن طلحة (13) قوله عليه السلام‏ مِنْ اكْلِ السّحت سبعة الرّشوة في الحكم.

و في رواية ابن فرقد (14) قوله‏ سألته عن السّحت(در کافی در تمام نسخ بخس بود و ظاهرا ال و لام البخس عهد باشد. و اشاره به آیه ای یا روایتی باشد.ولی ظارا رد یک جای دیگر کافی ست هم هست. در جمیع نسخ کافی که بخس هست اگر این طور باشد ظاهرا یک جایی در قرآ« یا در روایات بخس هست...شاید آیه مبارکه : *(وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدين)* باشد.) فقال عليه السلام الرّشا في الحكم.

و في مرسلة مجمع البيان (15) قوله صلى الله عليه و آله‏ إنّ السّحت هو الرّشوة في الحكم.

و في رواية العيون (16) قوله عليه السلام‏ في قول اللّه عز و جل‏ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ‏ قال هو الرجل الذى يقضى لأخيه الحاجة ثمّ يقبل هديّته‏

و في رواية جابر (27) من باب (1) تحريم النّظر الى النّساء الأجانب من أبواب جملة من أحكام الرّجال و النّساء الأجانب في كتاب النّكاح ج 25 قوله عليه السلام‏ لعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله رجلًا يحتاج النّاس الى نفعه‏ «1» (لفقهه- خ) فسألهم الرّشوة

(و رواه الشّيخ باسناده عن يوسف بن جابر).

______________________________

(1). يحتاج النّاس اليه لتفقّهه- خ.

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏30، ص: 146

و في رواية الدّعائم (26) من باب (1) اختصاص القضاء بالنّبىّ و الأئمّة عليهم السلام من أبواب القضاء قوله عليه السلام‏ انّ مثل معاوية لا يجوز أن يكون أميناً على الدّماء و الأحكام (الى أن قال عليه السلام) و لا المرتشى في الحكم فيذهب بحقوق النّاس.

و في رواية الدّعائم (29) قوله عليه السلام لرفاعة إيّاك و قبول التّحف من الخصوم و حاذِر الدّخلَة.(چیزی ه در قبل انسان داخل میشود و باعث میشود که آدم تمایل به طرفی در حکم بشود.)

(15) باب ما ورد في رزق القاضى‏

- 1- 114- 45360- (1) نهج البلاغة 993: و اعلم أنّ الرّعيّة طبقات لا يَصْلحُ بعضها إلّا ببعض و لا غنى ببعضها عن بعض فمنها جنود اللّه و منها كتّاب العامّة و الخاصّة و منها قضاة العدل (الى أن قال) و لكلٍّ على الوالى حقّ بقدر ما يصلحه (الى أن قال عليه السلام ص 1001) ثمّ أكثر تعاهد قضائه و افسح له في البذل ما يزيل علّته و تقلّ معه حاجته إلى النّاس.

- 1- 115- 45361- (2) دعائم الإسلام 2/ 538: عن علىّ صلوات اللّه عليه أنّه قال‏ لا بدّ من إمارة و رزق للأمير و لا بدّ من عريف‏ «1» و رزق للعريف(شبیه اداره آمار زمان ما) و لا بدّ من حاسب و رزق للحاسب و لا بدّ من قاضٍ و رزق للقاضى و كرّه أن يكون رزق القاضى على النّاس(این یعنی اجرت) الّذين يقضى لهم و لكن من بيت المال(عبارت مرحوم صدوق بر کراهت رزق قاضی را خواندیم و روایت ظاهرش حرمت بود که آورده بودند ولی فتوایشان کراهت بود. اینها نشان میدهد که خیلی مطالب که ما برایش توضیح نداریم در سابق در متون روایات بوده است و به ما نرسیده است.).

- 1- 116- 45362- (3) الجعفريّات 245: باسناده عن علىّ بن أبي طالب عليه السلام أنّه قال‏ لا بدّ من قاضٍ و رزق للقاضى و لا بدّ من قاسم و رزق للقاسم و لا بدّ من حاسب و رزق للحاسب.(ظاهرا حدیث قبلی از دعائم از جعفریات هست. دعائم برای شناخت نسخ جعفریات خیلی خوب هست زیرا نسخه ما مال قرن 13 هست.)

- 6- 117- 45363- (4) كافى 7/ 409: تهذيب 6/ 222: علىّ بن إبراهيم عن أبيه عن فقيه 3/ 4: (الحسن- فقيه) ابن محبوب عن عبد اللّه بن سنان قال‏ سئل أبو عبد اللّه عليه السلام عن قاضٍ بين قريتين يأخذ «2» من السّلطان على القضاء الرّزق فقال ذلك السّحت.

[الإرجاعات‏]

و تقدّم في رواية حمّاد (15) من باب (1) أنّ الخمس للّه و للرّسول من أبواب من يستحقّ الخمس ج 10 قوله عليه السلام‏ و يؤخذ الباقى فيكون بعد ذلك أرزاق أعوانه على دين اللّه و في مصلحة ما ينوبه من تقوية الإسلام و تقوية الدّين في وجوه الجهاد و غير ذلك ممّا فيه مصلحة العامّة.

______________________________

(1). العَريف: من يعرف أصحابه- العريف: النقيب دون الرئيس.

(2). فيأخذ- يب.

یک اجمالی از کلمات عامه در مغنی ابن قدامه را عرض کنم در این وقت کم.

در ج 11 به چاپ بنده در بحث قضاء. فصل و یجوز للقاضی اخذ الرزق و رخص فیه الشریح. که جزو تابعین هست. و ابن سیرین و الشافعی و اکثر اهل العلم و روی عن عمر انه استعمل زید بن ثابت فی القضاء و فرض له رزقا...به این تعابیر تقریبا... پس از بحث ثانی فعلا مطرح بوده است... و بعث الی الکوفه عمارا ...مراد عمار بن یاسر هست و عثمان بن حنیف و عبدالله بن مسعود و رزقهم کل یوم شاة.... نصفش را به عمار و یک 4 ام آن به هر یک از دو نفر دیگر... عثمان بن حنیف را به قول ما برای راه و ساختما فرستاد که ارض عراق را اندازه بگیرد. و کان ابن مسعود قاضیهم و معلمهم...و عثمان بن حنیف حاسب بود... عرض کردم که یک متن تاریخ یهست از ثانی شبیه عهدنامه حضرت هست...این هست... که و کتب الی معاذبن جبل و ابی عبیدهحین بعثهم الی الشام انظرا رجالا من صالحی قبلکم و اختر للقضاء بین الناس... فاستعملوهم علی القضاء و اوثقوا علیهم و ارزقوهم و اکفوهم من مال الله. خیلی شبیه هست. و قال ابو الخطاب...یج.ز له اخذ الرزق مع الحاجة و اما مع عدمها فعلی وجهه. ین تفصیل در روایات نبود و در این همه روایت و چه طور شد این تفصیل در کلمات مرحوم علامه آمدچرا با اینکه د رروایات حاجت نبود...این اصلش در فتاوای عامه هست و آمد به مبوسط شیخ و از آنجا در فقه شیعه آمد...و قال احمد ما یعجبنی ان یأخذ علی القضاء اجرا...این شبیه کره است...و کان ابن مسعود و الحسن یکران الاجر علی القضاء....و کان مسروق که اسمش این بود چون در بچگی دزدینش...از تابعین هست و خیلی در عامه شخصیت دارد و مرید شدید عائشه هست... و عبدالرحمن...که دایی آقا امام صادق سلام الله علیه میشود زیرا ام فروه خواهر عبدالرحمن هست..لا یأخذان علیه اجرا و قالا لا نأخذ اجرا علی ان نعدل بین اثنین...این تعبیر زیبایی هست. برای عدالت پول نمیگیریم...

ارسال سوال