فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (85)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

آیاتی که در مانحن فی داریم اینها مختلف هستندبعضی با ظاهر آیه و بعضی با روایات ذیل آیه.من احتمال میدهم سحت عبری باش. زیرا در مدین منوره مقداری فرهنگ قرآنی و روایات برای مخاطبینی هست که متأثر از فرهنگ یهود هستند. یهودی حالت شهرک شهرک بود و لذا یهودی ها در شهرک های مختلف بودند. این تأثر در مکه وجود نداشت زیرا شواهد نداریم حتی یک دانه یهودی در مکه باشد.در سوره مائده سه بار لفظ سحت به کار برده شده است و این سوره آخر ما نزل من القرآن میگویند.صحبت یهودی ها هم هست ابتداء و بعد انجیلی ها... به هر حال در لغت عرب سحت به معنای استئصال و ریشه کنی شده گفته میشده است حالا اصلش هر چی بوده باشد. لذا این مال بنیان کن هست.

نکته بعد نسبت فسق و ظلم و کفر به اینها هست. و این سه آیه هم به رشوه در حکم تفسیر شده سات زیرا مصداق حکم بغیر ما انزل الله تعالی هست.در روایت از آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه فقط آیه نسبت کفر در تفسیر مروی از حضرت در ذیل آیه آمده است ولی از ابن مسعود هر سه آیه... یک آیه دیگر هم که شاید در ربط با بحث باشد آیه مبارکه: *(وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون)* هست.زیرا در بعضی از روایات از غللو سؤال شده است و رشوه نحوه ای از غلول باشد.

اما در روایات یک روایت معروف لعن الراشی و المرتشی و در یک روایتی لعن الله الراضی و المرتشی و الرائش الذی یسعی بینهما... البته از نظر لغوی رشی و یرشو یک باب و رائش یک باب دیگر هست. رائش از باب راش یریش جوف یائی هست ولی اونها ناقص واوی.البته بعضی ناقصیائی احتمال داده اند ولی ظاهرا واوی هست. رشو اصلش باید باشد...یک روایت دیگر هم تعبیر دیگری دارد که خیلی نگشته ام معنایش چیست.و با این همه شهرت در کتب شیعه نیامده است.شواهد نشان میدهد از رشی و یرشو رشا به معنای ریسمان هست و حتی معنای محسوس گفته اند رشی الفرخ الی امه یعنی جوجه سرش را بلند کرد به مادرش رساند و رشی میشود یعنی وصل کردن و رساندن.شیه رسانا فارسی. یعنی چیزی که انسان را میرساند. مثل ریسمان.

در اینجا مشکل کار این هست که رساندن به جمیع مراتبش حرم باشد این مشکل هست.اینکه فقهای ما آمده اند نکاتی را در این رسانا در نظر گرفته اند این از همین باب هست. یک دقعه من پول میدهم و من را بیخود زندان کره ام و من پول میدهم که به حق خودم برسم و این بر من حرام نیست ولی بر مرتشی حرام هست.لذا در بحث رشوه ما تابع دلیل حرام شدنش هستیم. بعضی خصوص قضاة و حکم به جور را شامل میشود. یک معنا شامل مأموران عادی دولتی هم میشود.در روایات عامه از آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه دارند که السحت ثمانیه.

در فقه مهمترین قسمت همین هست که اصل مطلب را چه طور ثابت کنیم و بعد در تفریعات چه کنیم.

باب 8 از ابواب آداب القاضی.

«4» 8 بَابُ تَحْرِيمِ الرِّشْوَةِ فِي الْحُكْمِ وَ الرِّزْقِ مِنَ السُّلْطَانِ(ظاهرا مراد سلطان جائر هست نه عادل.) عَلَى الْقَضَاءِ

33640- 1- «5» مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ(مرحوم کلینی عناوین ابوابشان خیلی مهم هست. در همین جا عنوان باب باب حرمت اخذ الاجر و الرضا علی الحکم. هر دو را آورده اند و مرحوم صدوق از ظاهر عنوان باب بر میآید که کراهت فهمیده اند برای اجر.) عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَاضٍ بَيْنَ قَرْيَتَيْنِ- يَأْخُذُ مِنَ السُّلْطَانِ عَلَى الْقَضَاءِ الرِّزْقَ- فَقَالَ ذَلِكَ السُّحْتُ.(یک بحثی هست که آیا رزق حرام هست یا جرت یا هردو. بعضی گفه اند اجرت حرام هست و رزق حرام نیست. در این روایت باب تحریم رشوه در حکم هست.اگر رزق حرام شد اجرت انصافا حرام میشود. انصافا از این روایت حرمت رزق در نمیآید.همین کراهت که مرحوم صدوق فهمیده اندخوب هست. مراد ظاهرا سلطان جائ رهست. قاضی در دستگاه ظلمه. چون اگر مراد قاضی شیعه بود این ظاهرا اگر میگرفت از آقا امام صادق سلام الله علیه میگرفت. یا نماینده حضرت. چون شواهد نشان یمدهد بحثپول زا زمان خود حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سمل مطرح بوده است.مثلا عامه نق لکرده اند که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را یک بار که به یمن فرستادند از دو بار ...دربضعی روایت عامه سهت که و جعل له رزقا... این را نوشته اند ولی الآن یادم نیست در روایات شیعه.)

وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ ذَلِكَ سُحْتٌ «6»

. 33641- 2- «7» وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى(این روایت بسیار مفصل هست و مرسل هست البته ولی خیلی فوائد دارد. فوق العدة زیاد. مخصوصا در مسائل ملکیت زمین و ... ) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فِي الْخُمُسِ وَ الْأَنْفَالِ وَ الْغَنَائِمِ قَالَ- وَ الْأَرَضُونَ الَّتِي أُخِذَتْ عَنْوَةً(مقرر حقیر:توضیحات بعض مفردات روایت که در بحث اموال دولت سلامی مفصل نوشته ام.)- فَهِيَ مَوْقُوفَةٌ مَتْرُوكَةٌ فِي يَدِ مَنْ يَعْمُرُهَا وَ يُحْيِيهَا- ثُمَّ ذَكَرَ الزَّكَاةَ وَ حِصَّةَ الْعُمَّالِ- إِلَى أَنْ

______________________________

(1)- التهذيب 6- 223- 530.

(2)- تقدم في الحديث 2 من الباب 77 من أبواب تروك الاحرام.

(3)- تقدم في الباب 13 من أبواب بقية كفارات الاحرام، و تقدم ما يدل على بعض المقصود في البابين 4 و 5 من أبواب صفات القاضي.

(4)- الباب 8 فيه 9 أحاديث.

(5)- الكافي 7- 409- 1، و التهذيب 6- 222- 527.

(6)- الفقيه 3- 6- 3227.

(7)- الكافي 1- 541- 4.

وسائل الشيعة، ج‌27، ص: 222‌

قَالَ وَ يُؤْخَذُ الْبَاقِي- فَيَكُونُ بَعْدَ ذَلِكَ أَرْزَاقَ أَعْوَانِهِ(از اینجا صاحب وسائل میخواسته اند استفاده کنند ولی انصااف بعید هست. این به عمال میخورد و معلوم نیست شامل قاضی هم بشود. عجیب هست.) عَلَى دِينِ اللَّهِ- وَ فِي مَصْلَحَةِ مَا يَنُوبُهُ مِنْ تَقْوِيَةِ الْإِسْلَامِ- وَ تَقْوِيَةِ الدِّينِ فِي وُجُوهِ الْجِهَادِ- وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِمَّا فِيهِ مَصْلَحَةُ الْعَامَّةِ ثُمَّ قَالَ- إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِنَ الْأَمْوَالِ إِلَّا وَ قَدْ قَسَّمَهُ- فَأَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ- الْخَاصَّةَ وَ الْعَامَّةَ وَ الْفُقَرَاءَ وَ الْمَسَاكِينَ- وَ كُلَّ صِنْفٍ مِنْ صُنُوفِ النَّاسِ.

وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ كَمَا مَرَّ فِي مَحَلِّهِ «1» أَقُولُ: يَظْهَرُ مِنْهُ جَوَازُ الرِّزْقِ لِلْقَاضِي مِنْ بَيْتِ الْمَالِ وَ يَأْتِي حَدِيثٌ آخَرُ مِثْلُهُ «2» وَ النَّصُّ الْعَامُّ كَثِيرٌ مُتَفَرِّقٌ فَلَعَلَّ الْأَوَّلَ مَخْصُوصٌ بِمَا يَكُونُ مِنَ السُّلْطَانِ عَلَى الْقَضَاءِ بِأَنْ يَجْعَلَ لَهُ عَلَى كُلِّ قَضَاءٍ شَيْئاً مُعَيَّناً أَوْ لِكُلِّ يَوْمٍ شَيْئاً مَعْلُوماً فَيَكُونَ أُجْرَةً أَوْ رِشْوَةً.

33642- 3- «3» وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الرِّشَا فِي الْحُكْمِ هُوَ الْكُفْرُ بِاللَّهِ.

وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ «4» وَ الَّذِي قَبْلَهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ مِثْلَهُ «5».

33643- 4- «6» وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ(آثاری از ابن سنان را که احمد اشعری آورده اند بهتر هست) عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ يَزِيدَ(نمیشناسیم) بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ

______________________________

(1)- مر في الحديث 8 من الباب 1 من أبواب قسمة الخمس و الحديث 4 من الباب 1 من أبواب الانفال و الحديث 2 من الباب 41 من أبواب جهاد العدو.

(2)- ياتي في الحديث 9 من هذا الباب.

(3)- الكافي 7- 409- 2.

(4)- التهذيب 6- 222- 526.

(5)- الظاهر أن المقصود منه الحديث الاول.

(6)- الكافي 7- 409- 3.

وسائل الشيعة، ج‌27، ص: 223‌

ع عَنِ الْبَخْسِ- فَقَالَ هُوَ الرِّشَا فِي الْحُكْمِ.(ظاهرا نسخه ایاشن این طور بوده است ولذا صاحب وسائل تعلیقه میزنند.در کافی ما الآن سحت هست . معلوم میشود نسخه صاحب وسائل فرق داشته است و لذا اختلاف نسخه را اینجا متعرض  شده اند..)

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ عَنِ السُّحْتِ «1»

. 33644- 5- «2» وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ(الکرمانی. نمیشناسیم.) عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ(از اینجا به بعد در اسامی هم شک داریم...ممکن هست که عن بن باشد یا... اینها مجهول مطلق هستند.) عَنْ يُوسُفَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ نَظَرَ إِلَى فَرْجِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ- وَ رَجُلًا خَانَ أَخَاهُ فِي امْرَأَتِهِ- وَ رَجُلًا احْتَاجَ النَّاسُ إِلَيْهِ لِتَفَقُّهِهِ فَسَأَلَهُمُ الرِّشْوَةَ.(ایجا احتمالا مراد جعل و مزد باشد. نه اینکه پولبگیرد به نفع یک کدام.طبق این روایت ممکن  هست بگوییم اجرت هم جایز نیست.و احتمال دارد اینجا رشوه به معنای عام باشد. یعنی رسانا به هدف.اون وقت معلوم نست که معطی کارش حرام باشد.ان بیچاره که میخواهد حکم را بداند شاید کارش حرام نباشد.)

ارسال سوال