فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (68)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

کلمه مثله از مثل به معنای این هست که چیزی بایستدو من مثل مثالا که میگویند مجسمه سازی از همین هست. مثل بین یدی قائما... یعنی در مقابلش ایستاد... اون وقت چون اجزاء بدن انسان... مجموع هستند..اگر کاری بکند که اعضا به تنهایی خودشان مستقل باشند و بنفسه جدا پیدا شوند به این تمثیل میگویند... و لا تمثلوا و لو بالکلب العقور... این سرش همین هست که بهش مثله میگویند. همیشه رابطه ها را دقت بکنید. همین روایت خمر را عرض کردیم که در بعضی لعن الله فی الخمر عشرة و لعن رسول الله عشرة...اینجا مثلا زن اگر موی سرش را کوتاه کند این مثله و مرد کوتاه کند این هم مثله...معیار مثله بودن چیست؟ هر عضوی را ا زحالت عضو بودن خارج کردن و خودش یک عضو مستقل شود...ولی در ضمن کل باشد دیگر مثال نمیگویند... زید اسد یک نوع مبالغه باشد. تأکید باشد. یک پیش فرضی باید بشود. بعضی مطالب پیش فرق نمیخواهد مثل انگشت... انگشت را ببر تنها شده است...ولی موی سر انسان این باید یک پیش فرضی بیاید که مو عضو هست. تا عضو نشود مثله درش به کار برده نمیشود.این امر اعتباری هست.ناخون گرفتن را مثله نمیگویند. سرش این هست که زائدناخن را عضو حساب نمیکنند. انشگت و قلب را عضو حساب میکنند.نسبت به زن الشعر احد الجمالین و لذا کأن دارند تأکید میکنند که موی زن عضوش هست و کذا در مرد هم باید این را اضافه کرد که در مرد به منزله عضو هست.به لحاظ مصدر عر ضکردم مرحوم استاد مبنای بعدی شان بر کتاب جعفریات در این روایت خاص روی صحت هست. کتاب جعفریات را کرارا عرض کرده ایم.....(توضیحاتی در مورد این کتاب.)احتمال بنده این هست که این روایت مثله فعلا ظاهرا در کلمات صحابه بوده است ... و اصحاب شوهد پیدا نکرده اند و لذا حذف کرده اند...

1005- «3» السُّيُوطِيُّ فِي الْجَامِعِ الصَّغِيرِ، أَخْرَجَ ابْنُ عَسَاكِرَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ‏ عَشْرُ خِصَالٍ عَمِلَهَا قَوْمُ لُوطٍ بِهَا أُهْلِكُوا وَ تَزِيدُهَا أُمَّتِي بِخَلَّةٍ إِتْيَانُ الرِّجَالِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَصُّ اللِّحْيَةِ(شاید حلق باشد... در بعض روایات ما بحث قوم لوط هست...غیر استصحاب شرائع سابقه این هست که بدانیم کآیا هلاک به این دلیل بوده است یا نه.) وَ طُولُ الشَّارِب‏

ظاهرا نظر مستدرک روی این بوده است که از آقا امام حسن مجتبی سلام الله علیه هست...روایت یک باب 63 ابواب آداب الحام را عرض کنم...

«4» 63 بَابُ اسْتِحْبَابِ تَخْفِيفِ اللِّحْيَةِ وَ تَدْوِيرِهَا وَ الْأَخْذِ مِنَ الْعَارِضَيْنِ وَ تَبْطِينِ اللِّحْيَةِ «5»

1640- 1- «6» مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(کرارا عرض کرده ام که عدة من اصحابنا...شاید نظر به نسخ باشد. یعین من در تمام نسخ احد برقی این روایت را دیده ام. ولی اسم ی نفر یعنی فقط در این نسخه هست.و انصافا اگر عدة توثیق نشده باشد... با این نکته شاید بشود وثوق پیدا کرد) عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ(برقی پدر در عراق بوده است و مقداری میراث بغداد و کوبه را به قم آورده اند و نضر از بغداد هست و برقی پدر گفته شده است که کان ضعیفا فی الحدیث و تصادفا اینجا هم مرسل هست) عَنْ أَبِي أَيُّوبَ‏

______________________________

(1)- في المصدر- أخبره.

(2)- الفتح 48- 27.

(3)- تقدم في الحديث 23 من الباب 1 من أبواب السواك، و يأتي ما يدلّ عليه في الحديث 4 من الباب 32 من أبواب أحكام الملابس.

(4)- الباب 63 فيه 5 أحاديث.

(5)- العارض- صفحة الخد و صفحة العنق و جانب الوجه (القاموس المحيط 2- 346) و تبطين اللحية- أن يؤخذ زائد ما تحت الحنك (القاموس المحيط 4- 204).

(6)- الكافي 6- 487- 5.

وسائل الشيعة، ج‏2، ص: 111

الْخَرَّازِ(خرزة مهره که مهره را به لباس میچسباندند...من احتمال میدهم که اینجا واو باشد به جای عن که و ابی ایوب باشد.. زیرا نضر به این فاصله به محمد بن سملم نیمرساند...البته این احتمال هست که بعض اصحابه اسم در مصدر بوده است ولیی مشوه بوده است و لذا مرحوم کلینی مثلا احتیاط کرده اند و نسخه خوب همان نسخه مرحوم صدوق هست.که باسناده عن محمد بن مسلم...توضیحاتش را قبلا عرض کرده ایم.)

ارسال سوال