فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (63)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

علی بن غراب توثیق نشده است و در کلمات عامه ایشان خیلی ظاهرا شخصیت علمی بوده اند و ظاهر کلماتشان هم این هست که تنها اشکالشان شیعه بودنشان بوده است.بله ایشان خیلی شیعه شیعه نبوده اند به نظرم. یک جوری زیدی مانند. نصف نصف... نه به اصطلاح ما. ما ایشن را در مجموع قبول میکنیم و نکات زیادی دارند. ایشان در عامه تأثیرشان بیش از ما هست و در رجال شیخ ایشان را از اصحاب آقا امام باقر سلام الله علیه نام برده اند و قطعا غلط هست و با تاریخ وفات نمیسازد. خلاصه بحثش مفصل هست و در جایش.

این روایت را مرحوم صدوق در معانی الاخبار آورده اند و به تعبیر خودشان از مصنفات هست. کتبی که در یک موضوع واحد هست. تک نگاری. علل الشرائع مصنف هست. هر روایتی که لان و علت دارد. و مصنفات اع از صحیح و سقیم هست. لا نداشته باشد...ضعیف باشد یا نه. معان یالاخبار هم همین طور. هر حدیثی که معنا داشته باشد.ایشان در خلال کتاب گاهی از غریب الحدیث ابو عبید نقل کرده اند و سند هم دارد و طریق کتاب به ابو عبید هست نه سند. ایشان این کتاب را با این سند نقل میکرده اند. این یک نکته ای هم هست. کتاب غریب الحدیث ابو عبید 4 جلد هست و کل نقل شیخ صدوق شاید 15 صفحه بشود. ممکن هست که شما بگویید که چه داعی هست که 15 صفحه بیاوریم همه اش را بیاوریم. این نکته ای هست. نمیفهمم چرا مرحوم صدوق این طور. شاید اینها تصور کرده اند چون سند دارد حدیث هست...این کتاب خیلی رایج نشد. شاید چون نهایه ابن اثیر جامع تر هست باعث نسخ این شد. انصافا کتاب ایشان خوب هست و حقش شناخته نشده است. کتاب الاموال ابو عبید هم خیلی خوب هست. این بیچاره با یک نفر دیگر قاطی میشود. ابو عبیده هست. در همین حدیث اشتباها اشتباه شده است. قال بعد از حدیث ابو عبیده که مال ابو عبدی هست نه ابو عبیده ...الا بگوییم ابو عبیده از اون یکی گرفته است. تصادف روزکار این دو نفر با هم معاصر هستند. اختلاف وفاتشان 10 12 سال هست. یکی بصراوی هست مَعمَر بن المثنی ابو عبیده القصری... که این هم عجی بهست. این هم مثل هیمن و خیلی متقارب هستند. یک یاز علمایشان میگوید که علامه مسلمین در این زمان 4 نفر هستند یکی همین ابو عبیده. که خیلی مرد پر معلوماتی هست و خیلی پر کار هست..اون اسمش ابو عبیده هست و اهل بصره هست و بعضی اعمالزشت هم بهش نسبت داده شده است. اون یکی ابو عبید رخاسانی هست که غریب الحدیث دارد. اهل خراسان هست و ابو عبید قاسم بن سلام. اسم خودش و پدرش فرق میکند. این غریب الحدیث و الاموال مال ایشان هست. ایشان ربی به اون یک یندارد. همین جا مرحوم صدوق بعد این حدیث دارند که قال ابو عبیده و من در غریب الحدیث از ابو عبید دیدم. البته در کی تارخی دیدم که ابو عبید متهم هست که بعضی مطالبش را از اون یکی گرفته است و الا اونی که اینجا هستدر ذیل حدیث بعینه در غریب الحدیث هست با بعضی اختلاف نسخ.اون یکه برای من مهم هست این هست که من نفهمیدم چرا بلافاصله بعد این حدیث قال کسائی و قال ابو عبید دارند که تمام مطلب از کسائی و ابو عبیده هر دو را آورده اند. ایشان رسمشان این هست که معانی الاخبار بیاورند و هر جا میآورده اند با سند بوده است و من نفهمیدم چه طور شد ایشان در معاین الاخبار این حدیث را آورده است. آخرین احتمال بنده که به ذهنم اشکال هم دارد اشکال تاریخی. شاید کتاب حسین بن یزید نوفلی بوده است که بهش نسبت داده اند کان من اهل العلم و الادب.  یا شاید در کتاب پسر برادرش موسی بن عمران بوده است زیرا مرحوم صدوق حواسشان خیلی جمع هست . نمیشود این قدر پرت و پلا بدون ذکر سند و مصدر بیایند این طور بگویند. احتمالا در کتاب حسین بن یزید هم حدیث و هم این ذیل بوده است.در مصادر عاه و لا شتبهوا بآل کسراء هم دارد.

(

1001- «3» دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ‏ وَ أَحْفُوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا السِّبَالَ(به سبیل میگویند ولی به موی پایین لب پایین هم که از آن آویزان میشود هم گفته شده است. در خود سبل و سبیل و ... راه خوابیده است. سبال وقتی میگویند که آدم موی لب پایین را ول بکند.یا به اصطلاح امروز ما ریش پرفسوری شاید بهش میگن. موهای لب پایین را رها کردن. به نظرم سبال به این معنا که ریش میشود هم در مصدری آمده است از مصادر عامه. در کتاب الحیوان جاحظ که قرن سوم هست و متن ادبی خوبی دارد در دو سه جایی از آنجا یک وضعی را از سبئیه نقل میکند که شنیده اید نسبت داده شده سات به عبدالله بن سبأ که یهودی وبده است و ذهب شیعه را تأسیس کرده است ..عیجب اینکه این کتاب خیلی قدیمی هست و در تمام موارد سبئیه نسخه بدل دارد که سبلیه. به جای سبئیه. اگر راست باشد ...خیلی خاص هست. خیلی فضاحت هست. اصلا سبلیه نبوهاست. اونی که در کوفه بوده است... محقق کتاب نوشته است در نسخه سبلیه .... احتمالا سبلیه باشد و عرض کردم مدتها بین حلب و ...شناخت شیعه به بلند کردن سبیل بود. شعر ابن منیر را هم خوانده ام ...اقض شارب من عبر... در هر صورت. اگر واقعا اینب اشد. سبلیه باشد و بعد شبئیه اش کرده اند این ها این افسانه ها را درست کرده باشند..خیلی خاص هست. پس متن اعفوا السبال به معنای ریش در دعائم داریم.) وَ قَلِّمُوا الْأَظْفَارَ وَ لَا تَتَشَبَّهُوا بِأَهْلِ الْكِتَابِ وَ لَا يُطِيلَنَّ أَحَدُكُمْ شَارِبَهُ وَ لَا عَانَتَهُ وَ لَا شَعْرَ جَنَاحَيْهِ‏ « (1)» فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهَا مِجَنّاً(محل پنهان شدن و در بعضی نسخ مخابئ هست هست) « (2)» ثُمَّ يَسْتَتِرُ بِهَا

______________________________

الباب- 39

1- الجعفريات ص 29.

(1) كناية عن شعر الابط.

2- عوالي الآلي ج 1 ص 189 ح 271.

3- دعائم الإسلام ج 1 ص 124.

(1) الجناح: العضد، و يقال: اليد كلها جناح (لسان العرب ج 2 ص 329 جنح).

(2) أجن الشي‏ء: ستره، و المجن: كل شي‏ء استتر به فهو مجن من ترس-

شبیه این متن دعائم را در کتب عامه هم داریم. ولی این طور هست اعفوا للحی و جزوا الشوارب و غیروا شیبکم و تشبهوا بالیهود و النصاری.در کی روایت عامه خواندیم که اهل کتاب وفروا سبالهم که مراد اینا همنی سبیل هست شاید ولی در ابن اثیر دارد که قال الهروی که مراد همین ابو عبید هست که هی شعرات التی تحت اللحی. و السبل عند العرب مقدم اللحیه. در روایات ما هم هست. ولی متعارف در سبال شارب هست... و اولا میگوید جلوی ریش. معلوم میشود این خودش یک نکته ای بوده است که جلوی ریش را سبال میگفته اند. در دعائم جه قدر ظرائف دارد. یعین ریش جلو را بلندش کنید.. این خیلی عجیب هست. با یکک تیر دو نشان زده است. فعلا با این متن درغیر دعائم نداریم... این حدیث دعائم را در جعفریات هم شبیهش را داریم. در هیمن ص 405 جلد 1 مستدرک از جعفریات نقل کرده اند.

999- «1» الْجَعْفَرِيَّاتُ، أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ(بن محمد الاشعث) حَدَّثَنِي مُوسَى(موسی بن اسماعیل بن موسی بن جعفر سلام الله علی الامامین الهمامین .) قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي(پس ایشان پسر آقا امام موسی کاظم سلام الله علیه هست.) عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَا يُطَوِّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَارِبَهُ وَ لَا عَانَتَهُ وَ لَا شَعْرَ جَنَاحِهِ‏ « (1)» فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهَا مَخَابِئَ يَسْتَتِرُ بِهَا(لذ ا شاید با توجه به شباهت این ذیل مصدر دعائم جعفریات باشد.)

. لذا این حدیث با تحلیل های ما با توجه به نکاتی به احتمال بسیار بسیار قوی در سکونی اصل حدیث بوده است به نظر میرسد یک اختلاف نسخی هم بوده است و بهترین نسخه ظاهرا نسخه دعائم الاسلام بوده استخلاصه به راه روشنی به ما نرسیده است.)  

ارسال سوال