فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (52)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

وَ(آیا کسی میتواند ملتزم شود که مثلا تغییر خلق الله بکذاشتن سبیل و کندن ریش هست. یعنی از آیه بشود این طور استظهار کرد. مرحوم صدقو در فقیه به مناسبت سواک آورده اند ولی به صورت روایت نیاورده اند. و عجیب هست زیرا خود ایشان در خصال روایت میآورد آن را به صورت روایت... لذا احتمال میدهم که شاید مشایخ قبول نداشته اند. مرحوم صدوق خیلی به این نکته نظر دارند. شاید اشکال مشایخ هم همین بوده است که عرض کردیم...احمد برقی از ابن فضال را گیر داشته باشند. ما که به این مطالب که میگوییم اثر بار نمیکنیم...صرفا برای تفطن ذهن عرض میکنم.متأسفانه این قسمت صدوق را حتی مرحوم بروجدری که هم در جامع احادیث شیعه استخراج نکرده اند با اینکه فتاوای مقنع را آورده اند.و کلا ایشان بنایشان کأن نبوده است در فقیه را کلمات مرحوم صدوق را اضافه کنند ولی بهتر بود جمع میکردند.

در روایتی داریم من اتخذ شعرا فلم یفرقه فرقه الله بمنشار من النار...به این مضمون...مرحوم صدوق شاید جون میخواسته اند تصرف بکنند و دو تا روایت را با هم قاطی کنند لذا به صورت روایت مستقل نیاورده اند. ایشان واضح هست کلا... ایشان هر جا میخواهند تغییر کوچکی در روایت بدهند یا جمع بندی کنند به صورت فتوا میآورند. ظاهرا خود ایشان مضمون را قبول کرده اند.و این فرقه الله بمنشار من النار اصلا ربطی به این حدیث ندارد...این حدییث را مستقلا به عنوان قال الصادق سلام الله علیه ایشان آورده اند.این مضمون فرقه الله بمنشار من النار را در قرب الاسناد هم مشابهش را داریم.و ابز هم در فقیه کلا اعفاء اللحی نیست.

حالا چی شده است که روایات اعفاء اللحی در ما مسند نیست...احتمال دارد.....در بعضی از روایاتی که به ما رسیده است که لا تشبهوا بالمجوس و در بعضی بالیهود و در یک روایت بالمشرکین دارد. مشریکن که واضح نیست...برای ما روشن نیست که ابو سفیان مثلا ریش میگذاشته است یا نه. شواهد تاریخی که فی الجمله نشان میدهد که میگذاشته اند ولی به عنوان یک سنت چیزی برای ما نقل نشده است. بله از ایرانی ها نقل شده است... عکس هایی هم هست مال دوران هخامنشی و قبلش که اونها ریش دارند... نمیدانم زمان خسرو پرویز چه طور بوده است. خود مشرکین الآن در ذهنم نیست. از خود مکه و مدینه در تمام موزهای دنیا یک نوشته از مکه و مدینه قبل اسلام نداریم. احتمال دارد که معلقات سبع جعلی باشد. این را اسلامیین درست کرده باشند. سنی ها...از یاران و چین و مصر و ...خیلی سال قبل داریم ولی ...از اینهانه.

شاید مجوس باشد..ولی یهود... از مجوس تشبه نکردنش واضح است زیرا معروف هست که سبیل ها را نه میداشته اند وریش را میتراشیده اند ولی یهود خیلی عجیب هست زیرا الآن که اینها خیلی ریش های بلندی هم میکذارند. در بعضی از عبارات تفسیر این عبارت این طور آمده است که یهود خیلی ریششان را بلند میکرده اند. یعنی اعفاء اللحیه بشود ولی خیلی بلند نشود. اگر این باشد شاید اعفاء اللحی روی این جهت حذف شده است. خیال کرده اند که اعفاء اللحی نتیجه اش تشبه به یهود هست...خلال هم در این روایات برداشته شده است.. و ... به هر حال اعفاء اللحی ... احتمال میدهم به قرینه و لا شتبهوا بالیهود... آیا بالمجوس هست...باید ظاهرا بالمجوس باشد ابتداء... زیرا در او نقصه هم نقل میکند که اون دو نفر گفتند که ریشش براشته شد.. ...بعد حضرت ناراخت شدند و اشکال کردند اونها گفتند پادشاه به ترجمه عربی ربنا دستور داده است...و لا تشبهوا بالیهود ابهامی دارد.خیلی روی احتمالی که دادم ارزش علمی نمیخواهم بار کنم. اعفاء اللحی در مسانید ما نیست. در مراسیل ما هست. روایت حنیفیت در کتب عامه هست. فعلا اینجا متعرض نمیشوم بعدش ان شاء الله. در روایات ما یک مضمونی هست به این صورت: ) عَنْهُ ع قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِإِبْرَاهِيمَ تَطَهَّرْ(احتمال میدهم به همان لغ اصلی اش تحنف بوده باشد... و عربی ترجمه شده است این طور هست.) فَأَخَذَ شَارِبَهُ ثُمَّ قَالَ تَطَهَّرْ فَنَتَفَ مِنْ إِبْطِهِ(نتف کشیدن مو هست. بابی داریم که از آقا امام صادق سلام الله علیه میپرسند که بریدن و کندنش خوب نیست. با نوره از بین ببرید. نتف الابط را بعضی گفه اند شاید در زمان حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله السلام نوره مورد استفاده نبوده است و بعدها بیان شده است صحیحش نوره هست. نتف را دارد که باعث کم سویی چشم میشود.) ثُمَّ قَالَ تَطَهَّرْ فَقَلَّمَ أَظْفَارَهُ ثُمَّ قَالَ تَطَهَّرْ فَحَلَقَ‏

______________________________

(1) الخصال ج 1 ص 49.

(2) تفسير القمّيّ ص 50.

(3) تفسير العيّاشيّ ج 1 ص 61.

(4) تفسير العيّاشيّ ج 1 ص 388.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏73، ص: 69

عَانَتَهُ ثُمَّ قَالَ تَطَهَّرْ فَاخْتَتَنَ‏ «1».

7- نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِيِّ(عند الاطلق قطب راوندی مراد هست ولی گاهی مراد سید هست که سید فضل الله راوندی که اینجا مراد آقای سیید هست نه مرحوم قطب که در سحن حرم مطهر خانم فاطمة معصومة سلام الله علیها هست.)، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع‏ قِيلَ لِإِبْرَاهِيمَ ع تَطَهَّرْ فَأَخَذَ شَارِبَهُ ثُمَّ قِيلَ لَهُ تَطَهَّرْ فَنَتَفَ تَحْتَ جَنَاحِهِ ثُمَّ قِيلَ لَهُ تَطَهَّرْ فَحَلَقَ عَانَتَهُ ثُمَّ قِيلَ لَهُ تَطَهَّرْ فَاخْتَتَنَ‏ «2».

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَوَّلُ مَنِ اخْتَتَنَ إِبْرَاهِيمُ ع- اخْتَتَنَ بِالْقَدُومِ عَلَى رَأْسِ ثَمَانِينَ سَنَةً «3».

کأن عملا اول حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله السلام انجام داده است. باز در اینها اعفاء اللحی نیست.

آیا سند نوادر راوندی قابل اعتماد هست یا نه. ای کاش احادیث را یک جوری میآوردند که خیلی راحت تر بود. یک جا نیاورده اند ایاشن. ای کاش ایاشن یک جا میآورد که ... ای روایت که اینجا دارد..مکارم که زا دیگران دارد و جای بحثش نیست....

در کتاب جعفریات هم این مطلب آمده است. من از مستدرک اگر نقل کنم. در بحار هم عادة باید باشد.کتا جعفریات را عرض کردم که بین 310 تا 320 در صمر نوشته شده است و جزو میراث های مصری ماست و چون نویسنده آن شخصی هست به اسم محمد بن محمد بن الاشعث هست بهش اشعثیات هم میگویند و اسم اصلی اش الکتب الجعفریة هست که صاحب دعائم در الایضاح دارد...کتاب کتاب بوده است.. کتاب الحج ...کتابب... اچازه کتاب به بغداد در 314 هست... توسط مرحوم تلعکبری...مرحوم نجاشی و شیخ هم آن را دیده اند ولی اصحاب بغداد ما آن را نقل نکرده اند.ابن عدی در الکامل فض الضعفاء مصر رفته است و آن را دیده است....راوندی از همان نسخه رویانی نقل کرده است. بین اصحاب ما با اینکه از اسلهای 300 بوده است در بغداد رواج پیدا نمیکند.توسط رانودی کهم که نوشته میشود باز رواج پیدا نمیکند. این نسخه ما 1200 و خوردی از هند آورده اند و مرحو» آقای بروجردی چاپ کردند...حالا چرا بغدادی ها نقل لذا نکرده اند. به نظرمچون کتاب سکونی بوده است....چون کتاب سکونی شاید حدود نصفش حذف شده است. این کاب هم چاپ شده است با محذوف....الآن ما از روایت سکونی نداریم...اونی که الآن داریم از کتاب خود جعفریات هست... خلاصه به لحاظ علمی خیلی اعتماد بهش مشکل داریم....چون ما ر حلق لحیه یک روایت داریم که حلق الححیة مثلة و اونا عرض خواهیم کرد ان شاء الله.


ارسال سوال