فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (16)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

(جلسه 15 در سایت آپلود نشده بود)

______________________________

(1)- الكافي 8- 330- 507.

(2)- يأتي في الحديث 12 من هذا الباب.

(3)- الكافي 8- 330- 508.

(4)- تقدم في الحديث 14 من الباب 5 من هذه الأبواب.

وسائل الشيعة، ج‏17، ص: 143

22200- 6- «1» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ ظَرِيفِ بْنِ نَاصِحٍ عَنْ أَبِي الْحُصَيْنِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ السَّاعَةِ فَقَالَ عِنْدَ إِيمَانٍ بِالنُّجُومِ وَ تَكْذِيبٍ بِالْقَدَرِ.

22201- 7- «2» وَ عَنْهُ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ نَصْرِ بْنِ قَابُوسَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ الْمُنَجِّمُ مَلْعُونٌ وَ الْكَاهِنُ مَلْعُونٌ وَ السَّاحِرُ مَلْعُونٌ وَ الْمُغَنِّيَةُ مَلْعُونَةٌ وَ مَنْ آوَاهَا مَلْعُونٌ وَ آكِلُ كَسْبِهَا مَلْعُونٌ.

22202- 8- «3» 2 قَالَ وَ قَالَ ع‏ الْمُنَجِّمُ كَالْكَاهِنِ وَ الْكَاهِنُ كَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ كَالْكَافِرِ وَ الْكَافِرُ فِي النَّارِ.(این روایت را سابقا هم عرض کرده ایم که ان شاء الله بعدا متعرض میشومیم که یک روایاتی هست در جنگ نهروان که منجم آمد و گفت شکست میخورید و حضرت فرمودند نه... و همون طور هم شد.)

22203- 9- «4» وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ عَنِ النَّبِيِّ ص‏ أَنَّهُ نَهَى عَنْ عِدَّةِ خِصَالٍ مِنْهَا النَّظَرُ فِي النُّجُومِ.

22204- 10- «5» أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ‏ أَنَّ زِنْدِيقاً قَالَ لَهُ مَا تَقُولُ فِي عِلْمِ النُّجُومِ- قَالَ هُوَ عِلْمٌ قَلَّتْ مَنَافِعُهُ وَ كَثُرَتْ مَضَارُّهُ لَا يُدْفَعُ بِهِ الْمَقْدُورُ وَ لَا يُتَّقَى بِهِ الْمَحْذُورُ إِنْ خَبَّرَ الْمُنَجِّمُ بِالْبَلَاءِ لَمْ يُنْجِهِ التَّحَرُّزُ مِنَ الْقَضَاءِ وَ إِنْ خَبَّرَ هُوَ بِخَيْرٍ لَمْ يَسْتَطِعْ تَعْجِيلَهُ وَ إِنْ حَدَثَ بِهِ سُوءٌ لَمْ يُمْكِنْهُ صَرْفُهُ وَ الْمُنَجِّمُ يُضَادُّ اللَّهَ فِي عِلْمِهِ بِزَعْمِهِ أَنَّهُ يَرُدُّ

______________________________

(1)- الخصال- 62- 87.

(2)- الخصال- 297- 67.

(3)- الخصال- 297- 67 ذيل الحديث 67.

(4)- الخصال- 418- 10 ذيل الحديث 10.

(5)- الاحتجاج- 348.

 

وسائل الشيعة، ج‏17، ص: 144

قَضَاءَ اللَّهِ عَنْ خَلْقِهِ.

22205- 11- «1» جَعْفَرُ بْنُ الْحَسَنِ الْمُحَقِّقُ فِي الْمُعْتَبَرِ وَ الْعَلَّامَةُ فِي التَّذْكِرَةِ وَ الشَّهِيدَانِ قَالُوا قَالَ النَّبِيُّ ص‏ مَنْ صَدَّقَ كَاهِناً أَوْ مُنَجِّماً فَهُوَ كَافِرٌ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص.

22206- 12- «2» عَلِيُّ بْنُ مُوسَى بْنِ طَاوُسٍ فِي كِتَابِ الِاسْتِخَارَاتِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ الشَّيْخِ الْفَاضِلِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ(در بعضی جاها دارد فی کتاب العمل و نه ما این فرد و نه کتابش را نفهمیدیم...البته در بعضی کتب مثل ریاض محمدب ن علی بن ابی غرة هست که کتاب معروفی در عمل به شهور دارد که مناجات شعبانیه معروف را ایشان نقل میکند... محمد بن علی بن ابی غیرة که در اطراف بغداد بوده است و استاد مرحوم نجاشی هست...و احتمال دارد این باشد...و رحوم سید بن طاوس از اون فرد کلی نقل کرده است ول یاز این همین دو مورد هست و او هم جدش یعقوب است...و محمد نیست...بالاخره نمیدانم....شاید العمل عمل شهر رمضان باشد...

صاحب ریاض اشتباها نسبت داده اندظاهرا... اشتباه تشخیص داده اند...مضافا به اینکه مرسل هم نقل کرده است ) فِي دُعَاءِ الِاسْتِخَارَةِ الَّذِي كَانَ يَدْعُو بِهِ الصَّادِقُ ع(اسم کتاب فتح الابواب بین العبد و رب الارباب...و کتاب خوبی هست...تقریبا...) إِلَى أَنْ قَالَ(این دعای قبل استخاره خیلی طولانی هست...) : اللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَ أَقْوَاماً يَلْجَئُونَ إِلَى مَطَالِعِ النُّجُومِ لِأَوْقَاتِ حَرَكَاتِهِمْ وَ سُكُونِهِمْ وَ خَلَقْتَنِي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ اللَّجَإِ إِلَيْهِمْ وَ مِنْ طَلَبِ الِاخْتِيَارَاتِ بِهَا وَ أَيْقَنُ أَنَّكَ لَمْ تُطْلِعْ أَحَداً عَلَى غَيْبِكَ فِي مَوَاقِعِهَا وَ لَمْ تُسَهِّلْ لَهُ السَّبِيلَ إِلَى تَحْصِيلِ أَفَاعِيلِهَا وَ أَنَّكَ قَادِرٌ عَلَى نَقْلِهَا فِي مَدَارَاتِهَا عَنِ السُّعُودِ الْعَامَّةِ وَ الْخَاصَّةِ إِلَى النُّحُوسِ وَ عَنِ النُّحُوسِ الشَّامِلَةِ الْمُضِرَّةِ إِلَى السُّعُودِ لِأَنَّكَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ أُمُّ الْكِتَابِ- مَا أَسْعَدْتَ مَنِ اعْتَمَدَ عَلَى مَخْلُوقٍ مِثْلِهِ وَ اسْتَبَدَّ الِاخْتِيَارَ لِنَفْسِهِ وَ لَا أَشْقَيْتَ مَنِ اعْتَمَدَ عَلَى الْخَالِقِ الَّذِي أَنْتَ هُوَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ الدُّعَاءَ.(در فرج المهموم این را نیاورده اند....)

أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ فِي آدَابِ السَّفَرِ مَا يَدُلُّ عَلَى عَدَمِ جَوَازِ الْعَمَلِ بِالنُّجُومِ وَ الْأَمْرِ بِإِحْرَاقِ كُتُبِهَا وَ عَدَمِ جَوَازِ تَعَلُّمِهَا إِلَّا مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ «3» وَ يَأْتِي مَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‏ «4» وَ لَا مُعَارِضَ لَهُ صَرِيحٌ فَيُحْمَلُ حَدِيثُ الْمُعَلَّى عَلَى تَعَلُّمِ مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ أَوْ عَلَى التَّقِيَّةِ عَلَى أَنَّهُ قَدْ رُوِيَ فِي‏

______________________________

(1)- المعتبر- 311، و تذكرة الفقهاء- 271.

(2)- فتح الأبواب- 198.

(3)- تقدم في الباب 14 من أبواب السفر، و في الحديث 1 من الباب 10 من أبواب صلاة الاستسقاء، و في الباب 15 من أبواب أحكام شهر رمضان، و في الحديث 12 من الباب 17 من هذه الأبواب.

(4)- يأتي في الحديث 3 من الباب 26 من هذه الأبواب.

وسائل الشيعة، ج‏17، ص: 145

عِدَّةِ أَحَادِيثَ فِي طِبِّ الْأَئِمَّةِ وَ غَيْرِهِ أَنَّ السِّحْرَ حَقٌّ وَ لَا شَكَّ فِي تَحْرِيمِهِ وَ كَذَا فِي الْكِهَانَةِ وَ الْقِيَافَةِ وَ غَيْرِهِمَا وَ أَمَّا النَّظَرُ فِيهَا لَا لِلْعَمَلِ وَ لَا لِلْحُكْمِ بَلْ لِمَعْرِفَةِ حِكْمَةِ اللَّهِ وَ قُدْرَتِهِ وَ عَجَائِبِ مَخْلُوقَاتِهِ فَلَا بَأْسَ بِهِ لِمَا مَرَّ «1» فِي الْحَدِيثِ الْأَوَّلِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ وَ لَوْ كَانَ الْمُرَادُ بِهِ مَا زَادَ عَلَى ذَلِكَ تَعَيَّنَ حَمْلُهُ عَلَى التَّقِيَّةِ.

تقسیم روایت...اول روایات عامه ...یعنی المنجم کالکاهن و ...و دوم روایاتی ه سعی شده است در علم نجوم تشکیک شود...از روایات عامه صاحب وسائل کم آورده اند یکی حدیث النظر فی النجوم....این متن 9 تایی را در عامه عرض کردم که ندیدم که در در المنثور دیدم... مضافا الی اینکه النظر فی النجوم مستقلا آمده است....و در ضمن آیه مبارکه حضرت ابراهیم ککه به نجوم نگاه کردند این اصطلاحا این نیست... مرحوم صاحب وسائل نظر را به معنای تعلم گرفته اند لی در روایتی ناظر به صرف ناه کردن هست نه تعلم....این روایات عند ایمان بالنجوم و تکذیب بالقدر و سندش معتبر هست و احتمال دادیم مراد مادی گرایی باشد....المنجم ملعون و الساحر ملعون و الکاهن ملعون... المنجم کالکاهن هم داشیم و حدیث شماره 9 و 5 ین هم بود...شماره 11 هم من صدق کاهنا او منجما....بعد از زمان محقق کم کم این حدیث عام مشهر شد و اسانیدش را ان شاء الله بعدا عرض خواهیم کرد...

در وسائل در باب 26 که ملاحظه کنید محمد بن علی بن الجسین باسناده عن شعیب بن واقد که حدیث مناهی النبی صلی الله علیه و آله و سلم هست که ا زحسین بن زید پسر زید شهید نقل کرده اند....ان رسول الله نهی عن اتیان العراف...چند اصطلاح دارد که یکی اش منجم هست...من اتاه و صدقه...این یکی از متون هست...

ما اتاه و صدقه...این حدیث هم سندا ضعیف هست و به نظر ما کل حدیث جعلی هست و مفرداتش مهم هست که باید دانه دانه حساب شود....

حالا نظر صاحب وسائل را عرض بکنیم... صاحب وسائل را عبارتش را دیدید...که آداب السفر را و امر به احراق کتبش را قبول کرده بودند....در اون روایت هست که احرق کتبک...و خطاب به یک شخص به اسم عبدالملک بن اعین هست...و اون روایت هم منحصر هست و دوم ندارد....بحث علمی اقتضاء میکرد که انتقال از نص به فتوا را نگاه کنند...در صورتی که اون روایت ظاهرش این نیست...که قضیه کلی باشد ...به یک شخص معینی میفرمایند که احرق کتبک....این خیلی مشکل هست ازض حکم کلی در بیاوریم...

یک عده از روایات ما ناظر به آیات هست... و ما و عامه داریم که بعضی گفته اند لا یقتدی جواز تعلم النجوم الا ما یقتدی به فی البحر...زیرا اصل قرآنی دارد...*(وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُون)*...خلاصه این روایات ظاهرا ناظر به این آیه هست....کلام لا معارض له صریح ایشان ظاهرا ناظر به کلام سید بن طاوس باشد...ولی انصافا صاحب وسائل باید روایات سید بن طاوس را میآوردند....فحمل حدیث المعلی... معلی بن خنیس ....شماره 3...علی ...او علی التقیة....اولی که خیلی بعید هست ولی تقیه باز از جهتی...قیافه هم خیلی حدس قوی داشند که بفهمند بچه کسی هست یا نه....اینها معتقدند تقیه گاهی به معنای اختلاف انداختن بین شیعه و صاحب حدائق قائل به این هستند...و گاهی نیاز به قائل داشتن از عامه ندارد...

به حسب چاپ ما در ج 8 و در چاپ جدید به نظرم ج 11 است..باب 14 آداب السفر ...شماره 8.....در نهج لبلاغه ...و مرحوم صدوق مرسلا در خصال داشتند...حدیث اولی که ایشان در این باب دارند:

«3» 14 بَابُ تَحْرِيمِ الْعَمَلِ بِعِلْمِ النُّجُومِ وَ تَعَلُّمِهِ إِلَّا مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ

15041- 1- «4» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ(برادر زراره که ظاهرا بزرگتر از ایشان هم شاید باشد و اعین خودش احتمالا مسلمان بوده است..پسر هایش که مسلمان هستند.) قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي قَدِ ابْتُلِيتُ بِهَذَا الْعِلْمِ فَأُرِيدُ الْحَاجَةَ فَإِذَا نَظَرْتُ إِلَى الطَّالِعِ وَ رَأَيْتُ الطَّالِعَ الشَّرَّ جَلَسْتُ وَ لَمْ أَذْهَبْ فِيهَا وَ إِذَا رَأَيْتُ طَالِعَ الْخَيْرِ ذَهَبْتُ فِي الْحَاجَةِ فَقَالَ لِي تَقْضِي قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَحْرِقْ كُتُبَكَ‏ «5».(این حدیث نظیر ندارد....البته مجلسی در کتاب بحرا در این حدیث نوشته اند به سنده الحسن عن عبداللک بن اعین.... در جایی که امام یممدوح باشد ولی توثیق صریح ندارند....در فقیه در نسخه ای رُوِی عن و در نسخه ای روَی و عرض کردیم که در این اقوال هست که فرق دارد یا نه و چه فرقی...و بحثش سر جایش....کرارا عرض کردم که اولین کسی که ارزیابی حدیث را در فقه آورد مرحوم علامه حلی هست...که متوفای 726 هستند...در مختلف دارند که مثلا روی الصدوق فی الحسن....فی الصحیح....در مشیخ دارند ما کان فیه عن عبدالمللک بن اعین فقد رویته عن محمدب ن علی ماجیلویه....تلفظ صحیح آخرش قویه هست نه اینی که مشهور شده است....ایشان احتمال اسمشان ماه گل اویه بوده است...یعنی سرشتش منسوب به ماه هست و از مشایخ بی توثیق مرحوم صدوق هستند و ظاهرا مرحوم مجلسی مرادشان از حسن همین آقا هست....بعد...عن عمه محمد بن ابی القاسم...ایشان بسیار بزرگوار هستند ملقب به بندار و سید و جلیل القدر هستند...در نجاشی جده هست و اینجا عمه...و بالاخره ما نفهمیدیم که کدام درست هست...صدوق ار استادش را نشناسد که چی کاره است خیلی بعید هست...و عبارت مرحوم نجاشی هم واضح هست که ایاشن جدش هست...و دو طرف مطلی خیلی واضح هست....در صدوق هم دائما عمه هست و زیاد هست و کم نشده است...الا اینکه یک جوری هر دو درست باشد...بعد شوهرش بی بی اش را گرفته باشد....عن احمد برقی که از اجلاء و ضعیف در مبانی حدیثی هستند و این محمد بن ابی القاسم داماد برقی بزرگ هست...عن برقی پدر... این جور احادیث در کتاب مرحوم صدوق هست که باید گفت احادیث میراثهای علمی خاندانهای علمی....در لبنان عده ای شمس الدین که خاندان شهید اول هستند و زین الدین که خاندان شهید ثانی هستند...و یک نوع عرفییتی دارد قبول از اینها....اگر متهم نباشند...عن یونس بن عبدالرحمن عن عبدالملک بن اعین....خب وجه حسن نوشتن هست که ماجیلویه هست...و ایشان هم به خاطر شیخوخة اجازه بعید نیست که مستغنی از توثیق باشند...ما سابقا متعرض ده ایم و جایش اینجا نیست.....مصحح یعنی به نظر من ماجیولیه ثقه هست...و اونی که صحیح میداند میگوید ه اصلا مشایخ اجازه نیاز به توثیق ندارند و مرحوم استاد این حدیث را ضعیف میدانستند....و  تمام نکته روی ماجیلویه هست....

ولی راه ما....البته بعدی ها اشکال کرده اند که عبدالملک بن اعین در زمان آقا امام صادق سلام الله علیه وفات دارند ولی یونس از ایشان نقل نمیکند زیرا یونس از آقا امام صادق سلام الله علیه نقل نمیکند چه برسد به قبل امام...یونس اصولا امام سلام الله علیه را دیده است ...در منا ولی از حضرت نقل نیمکند...ایاشن از کبار اصحاب آقا امام صادق سلام الله علیه نقل نمیکند...مثل زراره و محمد بن مسلم...حضرت را در منا یا عرفات از دور دیده اند....لکن این را به نظر بنده اجمالا میشود جواب داد...درست است یونس حضرت را ندیده است ولی به نظرم دلیلش مقداری به بعد شهر ها بوده است ولی عبدالملک بن اعین در خود کوفه بوده است...در قصه ای نقل میکند یونس که من که کوفه آمدم اصحاب ابی عبدالله سلام الله علیه فاوان بودند و عده ای از اصحاب آقا امام باقر سلام الله علیه را دیدم.

خلاصه این اشکال در سطح ظاهری قابل جواب هست...مشکل طبقه را خیلی معنا ندارد در اینجا طرح کیم..این برادر ها علی ما یقال ده نفر هستند..زراره و مالک بو ...و بعضی هاشون هم عامی هستند...

ما این حدیث را از راه فهرستی بررسی میکنیم...ماجیلویه و سه نفر بعدی تقریبا فامیل هستند...مشکل ما این است که در اسانیدی که ما داریم برقی پدر از یونس نقل نمیکند. یونس شخصیتی جنجالی بود در بغداد ه البته اصلش از کافی بود و قمی ها خیلی نسبت به ایشان نظر بد داشتند حتی نسبت قذف مادرش را هم دادند...و خلاصه در حدود 5-6 راه هست که مطالب یونس را قبول کرد...ابن الولید نسخ ایشان الا نسخه محمد بن عیسی عن یونس را قبول میکنند..در اون چند طریق از یونس اسم برقی اصلا نیست...خلاصه برقی و یونس از نظر خط فکری خیلی دور هستند.... جدای از این ..خلاصه گیر دارد... شاهد بر شفاهی بودن حدیث هم نداریم...و مشکل دیگر اینکه مرحوم صدوق در مشیخه طریقشان به یونس را ندارند..و مادقیقانمیدانیم که این مواردی که مرحوم صدوق از یونس که از برقی است را از کجا دارند....اما یک عبارتی از ابن الولید هست که ایشان نسخ را گفته اند...خلاصه ما لاآن نمیفهمیم این حدیث از کجاست...آیا این از تسامحات محمد بن علی ماجیلویه هست؟ ...اصولا وقتی میگویند شیخ اجازه توثیق ندارد و بعدش قبول نکینم از اینجهات هست که این دقیق شادی نیست و اشتباه کرده است نه اینکه دروغ گو باشد...مضمونش هم منفرد هست و اگر از یونس بود عادة از جای دیگر هم نقل میشد.)

ارسال سوال