فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 91-1390 » خارج فقه 91-1390 (4)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 91-1390 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

حاشیه میرزای شیرازی و مرحوم ایروانی انصافا ظرائف زیاد دارند.ایشان میخواهند بگویند که حرمت بنفسه آن استفاده نمیشود....حالا یک اشکالی از خود بگم و بعد اشکال ایشان. یک وجه اشکال این است که اسنادی که در آیه هست اسناد اشتقاقی هست غیر از اسناد حدثی.زاندن یک چیز است و راننده بود یک چیز دیگر است...در آیه حکم نکاح زانی.... تعبیر اشتقاقی است و استفاده کرده اند که زیاد زنا میکند.البته ممکن است صفت اشتقاقی برای صرف تلبس هم استفاده شود شبیه حکم سارق ....البته خود بنده یک فرقی بین این دو گذاشتیم و عرض کردیم د رمحلش که از فاء قبل امر به قطع در آیه سرقت میشود فهمید که در یک بار سرقت کافی است و این سبب فرق شده است...البته یک مقداری شاید در مرحله عرفی بودن این استفاده تأملی بشود...در بحث غناء یک روایتی هست که عائشه پیشش عندها کنیزتان تغنیان و لیستا بمغنیتین. یعن یآواز میخواندند ولی آوازه خوان نبودند ...یک بار درس گفتن با مدرس بودن هم فرق دارد.

یک تحلیل مفصلی بین این دو نوع تعبیر را ارائه دادیم و فعلا واردش نمیشویم...حالا اگر تطفیف به کار بردیم مناسب اسناد حدثی میشود ولی اگر مثل آیه شریفه بود ممکن است بگوییم که کم فروشی دلیل نداریم حرام باشد ولی کسی که کم روش است...کارش این است کارش حرام است...لذا در روایت پیغمبر اکرم صلی الله علیه < اله و سلم داشتیم که وقتی حضرت آمدند دیدند که همه کم فروشی میکنند....کار رایجی هست...مثل قصه قوم لوط که در در کتب مختلفی هست که این انحراف جنسی سابقه قدیمی دارد....قبل قوم لوط هم در تاریخ داریم که بوده است...در قوم نوح هم... ولی در قرآن داریم که *(وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمينَ)*در محل خودش عرض کردیم که ظاهرا مراد این است که به عنوان امری که درجامعه راه بیفتد نه موردی.... به این درجه...در امم قبلی سابقه نداشته است...لذا ممکن است کسی این طور اشکالی به ذهنش بیاید...بعدش هم تعبیر شرط دارد و ...که میخورد به استمرار....لذا ممکن است کسی این شبهه برایش پیش بیاید...یک جوابش این ممکن است باشد که ویل در درجه اش این طور است...جدای از اینکه انصراف ذهنی زیاد است...مضافا الی اینه بقیه آیات اسناد حدثی هستند....در مجموع شبهه در قابل بدیهه است تقریبا....

اما شبهه آقای ایروانی....این است که اگر تتمیم حق مشتری از خارج بکند یا مثلا بدون معامله همین طوری با خودش بازی این طوری بکند دیگر اینها تطفیف هست ولی حرام نیست...یا مثلا اراده مقاصة کرده است...برای تقاص قرض خودش....بعدش اعطاء ناقص را هم حرام نمیدانند بلکه قدیتصف فی الوجوب...وقتی برای دادن اصل حق باشد...بلکه محرم از نظر ایشان اصل کم دادن هست...کم کردن ترازو بنفسه حرام نیست...بعدش ایاشن دارند که نعم لو اظهر بفعله که اعم است که حرف باشد یا کلام...که بعدش میگویند این از حیث دروغ حرام است نه تطفیفخلاصه اشکال ایشان این بود.

مرحوم استاد در مصبباح الفقاهة....میگونید تطفیف قد اخذ فیه عدم الوفاء(؟) بالحق...این تعبیر خوبی است که اگر ثابت شود...

و وجه الوهن أن التطفيف قد أخذ فيه عدم الوفاء بالحق، و البخس هو نقص الشي‌ء على سبيل الظلم، و هما بنفسهما من المحرمات الشرعية و العقلية.

على أنه قد ثبت الذم في الآية الشريفة على نفس عنوان التطفيف، فان الويل كلمة موضوعة للوعيد و التهديد، و تقال لمن وقع في هلاك و عقاب، و كذلك نهى في الآيات المتعددة عن البخس كما عرفت آنفا. و ظاهر ذلك كون التطفيف و البخس بنفسهما من المحرمات الإلهية‌

این مطلب درست است و لذا شبیه توبه میشود...در بحث ربا ...فان تبتم فلکم رؤوس اموالکم....لذا خود این عمل فی نفسه محرم است و عمل بعدی یک نوع توبه مثلا باشد...بلکه ما این احتمال را دادیم...عرض کردیم که الآن تقریبا جزو مسلمات هست که لا تصل فی وبر ما لایؤکل لحمه اراده مانعیت شده است...و لذا حرمت ندارد در هم جون چیزی نماز خواند...ولی ما اصلا احتمال دادیم که نهی به حال خدش محفوظ باشد...خود همین نماز باطل حرام است.الآن ارشاد صرف گرفته اند.در روایات هم یک روایت که سند روشن ندارد که قوم صلوا بلا طهارة فخسف بهم الارض.....اگر این روایت ثابت میشد تأیید میشدیم...

ما باشیم و ظاهر نصوص هر عنوان در لسان دلیل موضوعیت دارد.اینجا مثلا در همین آیه سوره مطففین....دنیا روی میزان هست شما هم باید میزانتان درست باشد و کأن یک امر تکوینی الهی است... شما باید میزانت درست باشد همین خراب کردن ولو بعدا یک مشت گندم میریزی خود این ممنوع هست....از این ارتباط دادن به تکوین در آیه میفهمیم این را...ظاهر آیه که این است الا اینکه شما تصرف کنید...طبق قاعدة این است...اگر روایتی بیاید و توضیح دهد.(توضیحاتی که قبلا نوشته ام...در مورد انگشتر و روایت غسل و روایت وضوء و اختلافش و رأی مرحوم صدوق و مثال تیمم و دوران بین موضویت و مرآتیت...)

بله باز یکردن حرام نیست زیرا فهم عرفی در معامله هست ولی در معامله یک مشت بگذارد اافه تا درستش کند این را عرض میکنم.این کار حرام است و مشت آخر نوعی توبه است...

البته میشود ن که قبول ندارم ...که کسی بگوید مطفف بودن جزو کبائر است و یک بار کافی نیست...

در تطفیف همین قدر بس است...

یک مطلبی دارند که و لو وازن الربوی بجنسه....اگر مثلا یک ترازویی ...آیا دای از تطفیف معامله باطل هست یا نه...و ثانیا آیا ربوی هست یا نه...مرحوم شیخ بحث ربوی بودن را دارد...بگوید ده کیلو را فروختم به ده کیلو و روی ترازو گذاشتم ولی در واقع امر یکی 9 و نیم است و یکی ده.

قبل از ورود به مطلب یک اشاره ای بکنم...یک فروعی دیگری هم داریم...یک شیئی به واقعش یک اثر دارد و به ظاهرش یک اثر دیگر دارد...مثلا اگر در واقع 9و نیم و در مقابل ده باشد ربا و حرام و باطل هست...ولی اگر عنوان معامله ده کیلو در مقابل ده کیلو باشد ربا نباشد ولو در واقع یان طور باشد...

کسی پشت کسی به عنوان زید نماز خواند و بعد معلوم شد که عمرو است...تعارض وصف و اشاره....در بحث بیع مباحث دیگر هم هست...میگوید این کیسه ده کیلو را میفروشم و در واقع نه کیلو هست...خود صحت اصل معامله هم مطرح هست....مثلا آیا معالمه اصلش باطل است یا نه صحیح است و در مقام تطبیق دو کیلو کم داده است و میرود دو کیلو دیگر را هم میگیرد.فساد معامله ملزم کردن به بدل معنایش درست بودن معامله نیست...لذا در باب غبن معامله را امضاء میکند یا فسخ میکند و نمیتواند ملزم کند به تفاوت.یا امضاء یا فسخ هست و الزام به ارش خلاف قاعدة است که در خیار عیب هست....به خاطر دلیل خاص این صحبت را میکنیم...لذا تمام خیارها ثنائی هست....

عرض کرده ام کتاب عبدالرزاق سنهوری که از بزرگترین حقوق دانان دنیای عرب هست و خیلی کتابشان براش ناخت قواعد عقلائی دنیای امروز مفید هست... و از عامه کتابی در زمان عثمانی نوشته شده است به نام المجلة... حالت قانونی دارد...قوانین مدنی...که شبیه ماده قانونی هست...اون م مفید هست و بعض علمایشان شرح المجله دارند و مرحوم آ شیخ محمد حسین کاشف الغطاء یک حریر المجلة دارند که متأسفانه فقط بعضی شروح را که مخالف هستیم شرح داده اند و عثمانی ها یک تنظیم قانونی شان روی حنفی ها بود....کتاب سنهوری اسمش الوسیط هست....و اختلاف نظر با شیعه همین کتاب آ شیخ محمد حسین بد نیست تا حدی...یک شرح المچله ای خود عامه دارند که انصافا زحمت زیادی کشیده اند....

پس ده کیلو گندم به ده تومان و بدل واقعی اش 15 تومان هست و بعدش دیدیم که 8 کیلو است آیا این معامله صحیح است و ملزم است دو کیلو دیگر را به همان ده تومان بدهد...یا اینکه مدل خیار داریم....چرا ...چون گف این گندم...دوران امر بین معنون و عنوان...بین وصف و اشاره....

مرحوم شیخ یک تفصیلی دارند که سریع میخوانم....میگویند اگر گفته اند کلی ده کیلو و بعد 8 کیلو داد باید دو کیلو بدهد ...ولی اگر اگر بر خصوص اون چیز خارجی بود... فسد المعاوضیه فی الجمیع للزوم الربا...ولی اگر جاری شد به صورت اینکه عنوان عوض فقط داده باشد و بین عنوان و معنون اختلاف باشد لم یبعد الصحة....فردا ان شاء الله توضیح خواهیم داد.

ارسال سوال