فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 90-1389 » خارج فقه 90-1389 (51)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 90-1389 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

 عن محمّد بن سنان أنّ الرضا عليه السلام كتب فيما كتب من جواب مسائله، حرّم النظر إلى شعور النّساء المحجوبات بالازواج و (إلى العيون) غيرهنّ من النّساء لما فيه من تهييج الرّجال وما يدعو التهييج إلى الفساد «2» والدخول فيما لا يحلّ ولا يجمل‏ «3» وكذلك ما أشبه الشعور إلّاالّذى قال اللّه تعالى‏ «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ‏ م‏ بِزِينَةٍ» (أى العيون) غير الجلباب ولا بأس بالنظر إلى شعور مثلهنّ. العيون 2/ 97:

بالاسناد المتقدّم في باب (16) كيفيّة الوضوء وعلّته من أبواب الطهارة (ج 2) عن محمّد بن سنان أن عليّ بن موسى الرضا عليهما السلام كتب إليه في جواب مسائله (إلى أن قال) حرم (وذكر مثله).

آیا میشود در دلیل ملازمه فرق گذاشت. اگر در جایی جواز کشف آمد و مقید به طائفه معینی شد مثلا دختر جلوی پدر یا دایی یا .. میتواند بر دارد... چون طرف ذکر شده است به فهم عرفی یا قانونی تلازم در میآید.... این مبنای سوم است.

غض در آیه مبارکه به معنا یفروگرفتن.. این نگاه نکردن نیست... خیره نشدن است... این بحث را باید مطرح کرد که عنوان غض من البصر با ترک من النظر یکی است یا دو تا است. النظر سهم من سهام ابلیس آیا همان غض است یا عنوان دیگری است.

آیا میشود گفت یکی فریضه است و یکی از سنن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.

در فقه اسلامی معمولا در بسیاری موارد یک فریضه داریم و یک سنت.

در فریضه زیر بنای اساسی است و سنت جزو مکملات و محسنات هست... در بعضی از جاها اندماجی بین سنت و فریضه هست و با امثتال سنت تنها امر به فریضه و نه سنت ساقط میشود. در باب عبادات سنن گاهی مکملات و محسنات هستند...در محرمات گاهی مصداق خفی را روشن میکنند  گاهی مقدمات بعیده را حرام میکنند.

اگر گفتیم که دو تا شد ممکن است نتیجه فرق کند. مثلا نظر مکروه باشد ولی غض واجب باشد..

روایت دوم باب را لحاظ کنید. به نظرم محمد بن علی معنی ندارد که بیرون بشود ولی بعدش روایاتش حذف نشود. ظاهرا روایاتش پالایش شده است... از قضا به نظر من روایت دوم هم خیلی خوب است. فرقش فقط از نظر تاریخی بین نسخه ایشان این است که احمد اشعری قمی است و رفته اند کوفه و محمد بن علی کوفی قم آمده است...

تدلیس در اصطلاح حدیث این است که انسان مطلبی را از معاصر نقل کند و واسطه ثقه دارد ولی اسم واسطه را نبرد... مثلا من از استاد مطلیی نقل کنم و شما فکر کنید مستقیم است ولی با واسطه باشدبعدش عده ای بوده اند که میگفته اند عنعنه اعم از سماع است ... خطط غلو خیلی اوقات قائل به این اعمیت بودند..اصولا کسانی که خیلی مقید به دقت نباشند این طوری هستند....

ارسال سوال