فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 90-1389 » خارج فقه 90-1389 (41)

دروس خارج فقه کتاب مکاسب سال 90-1389 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

روایات ثیاب شهرت یکی تطبیق شده است بر افراد ریاکار ...اگر تطبیقش این است ... چند روایت داشیم دیر با قطع نظر از سندش که واضح نبود.... و ک عده تطبیق شده بود به لباسهایی که امروز ما هبش جلف میگوییم.ریاء فی نفسه حرام است و مفسسد عبادت هم هست.

خود ریاء به معنای نمایشی است. به لباسهای پر رنگ ما در زمانمام لباس جلف میگوییم تطبیق شده است. ما باشیم و قواعد، یعنی لباسهایی که باعث سبکی میشود و ...منشأ نوعی اهانت یا ... میشود. دلالتی بر ذلت و...

این عناوین یک عرض عریضی دارد و درجات ضعیفش ما باشیم و قاعدة راهت دارد  درجه شدیدش ...

درجه ضعیفش را خلاف مورت میگوییم...مرُؤت و مروت احتمال دارد یکی باشند و نباید تشدید داشته باشد.

اگر این باشد حرام است.ان الله رخص المؤمن فی کل شیء و لم یرخص له ان یذل نفسه... اونجاهایی که بر میگردد به اهانت نفس ، جیز نیست بر او ...عزتش را نباید از بین ببرد. ما باشیم و محموعه روایات...ولی از عجائب این است که فقهای ما متعرض نشده اند. کافی نیاورده اند و ...در جواهر مختصر آمده است و در عروه آمده است.کفی بالمرء خزیا... اگر در درجه ای باشد که خیلی سنگین باشد، انصافا مشمول حدیثی است که عرض کردیم ه ان الله رخص للمؤمن فی کل شیء و لم یرخص...

ما باشیم و مقتضای قاعدة حرف این اس. اونی که از مجموعه شواهد به دست میآید.

یک بحث دیگری هست که در خلال آن هم ادله بحث روشن میشود ... این مسأله را در متون عامه گشیتیم و به ذهنم آمد که شاید عامه این مسأله را روی مفدم طرح رکده باشند. یعنی ثیاب شهرت را طرح نکرده اند به این عنوان که در مفدم گفته اند.

به هرحال در کتاب مجمع الزوائد ابن حجر، بابی دارد در ج5 ص 135، بب فی ثوب الشهره که از ابن عمر نقل کرده است ...ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نهی عن اللبستین المشهورة فی حسنها و المشهورة فی قبحها.هم اونی که خیلی خوشگل هست و هم اونی که خیلی خراب است.

البته در کتاب طبرانی است. یعنی در مصادر درجه یک و دوشان نیست.درجه سه هست.

و عن ابی عسدی التمیمی...از حسنین سلام الله علیهما عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: من لبس ثوبا مشهورا ...اعرض الله عنه یوم القیامة...رواه الطبرانی عن....و هو ضعیف..

از ام سلمةعن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: ما من احدیلبس ثوبا لیباهی به فینظر الناس الیه لم ینظر الله الیه حتی ینزعه ...باز هم طبرانی.

و عن ابی یعفور...قال سمعت ابن عمر یقول ...یسأله رجل ما البس من الثیاب: ما لا یزدریک فیه السفهاء و لا یعیبک به الحلماء

قال ما هو..قال ما هو بین خمس دراهم الی عشرین درهما..این یکی را نوشته است رجاله رجال الصحیح که البته این به معنای این نیست که حدیث صحیح است. چون در اصطلاح آنها فرق دارد و توضیحش در محل خودش.

تا آنجایی ه به آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داده شده است رجالش رجال صحیح است ولی اونهایی که  به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود ثابت نبود...پس این مطلب انتسابش به صحابه ثابت ولی به آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نه.

ما عرض کردیم که اولین امامی که داریم آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه. آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه  از نظر سنی هم از ابن عمر بزرگتر بودند و عبدالله بن عمر در وقت رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عمرش حدود 16 سال بود.

به هرحال این را عبدالله بن عمر هم گفته و معلوم یمشود این مطلب بعدها آمده است.

نکته اصلی اش این میشود که قرمز پررنگ را نپوشید چرا از عهد صحابه خیلی رویش صحبت کردند...

باید در هر مطلبی دید که اصل مطلب چه بوده است. الآن مثلا تصور میشود که از انفرادات ائمة سلام الله علیهم اجمعین باشد ولی با این نکات ...من نظرم این است که این همان احمر مفدم را عامه تفسیر به ثیاب شهرت کرده اند.

نکته فنی اش این بوده است که مثلا جایی که نهی از مزعفر شده است مراد این است که خود عمل مبغوض است یا تشبه رجال به نساء هم همین طور ...اینها فی نفسه است. کسی طلا دستش کند در خانه و کسی نیست ولی ثوب احمر مشبع از قبیل حریر نیست. قرمز پررنگ مراد جلوی مردم بروز داشتن است. سر اینکه این را به ثیاب شهرت تفسیر کردند روشن شد. یعنی حریر در خانه هم اشکال دارد ولی لباس قرمز پر رنگ نه.لذا ابن عمر اون طور گفت که لا یعیبک الحلماء... این رنگ فی ذاته حرام نیست مثل طلا.

لذا در روایات بود که کفی بالمرء خزیا..اینها موجب خزی است.

اون روایت احمر مفدم اون فی نفسه حرام نیست.مثلا لباس جندی پوشیدن یعنی مثلا برود سر درس با لباس سربازی..ما از قول یحیی بن الحسین خواندیم که لباس شهرت مگر در جنگ...د رفتاوای ما هم الا در حرب نبود.

خود یحی بن الحسین که این را اضافه میکند از این باب است که این امر نسبی است. اگر فقیه لباس جنگ بپوشد در سر درس عیب دارد ولی در جنگ عیب ندارد. ثیاب الشهرة مرحوم سید یزید و دیگران مرادشان این است. الا فی الحرب هم در واقع لباس شهرت نیست.

ثیاب الشهرة یعنی لباسی که فی نفسه حرمت ندارد و منشأ حرمتش اون برداشت خارجی و نظر اجتماعی است.

بعدها در این کتاب فتح الباری و در بخاری دارد...در بخاری باب ثیاب الشهرةة ندارد ولی عناوین دیگر را دارد. مثل میاسیر الحمراء و .. را بخاری آورده است. ابن حجر شرح خوبی داده است.

وقتی توجه شود به این نکاتی که عرض شد، همین مطلبی که عرض کردم مشهود است.گفتم این چیز عچیبی است که عامه ثیاب شهرت را ندارند.

عَنْ الْحَسَن عَنْ رَافِع بْن يَزِيد الثَّقَفِيّ رَفَعَهُ «أَنَّ الشَّيْطَان يُحِبّ الْحُمْرَة ، وَإِيَّاكُمْ وَالْحُمْرَة ، وَكُلّ ثَوْب ذِي شُهْرَة»

سپس ایشان می‌گوید:

وَقَدْ تَلَخَّصَ لَنَا مِنْ أَقْوَال السَّلَف فِي لُبْس الثَّوْب الْأَحْمَر سَبْعَة أَقْوَال :

الْأَوَّل : الْجَوَاز مُطْلَقًا جَاءَ عَنْ عَلِيّ وَطَلْحَة وَعَبْد اللَّه اِبْن جَعْفَر وَالْبَرَاء وَغَيْر وَاحِد مِنْ الصَّحَابَة ، وَعَنْ سَعِيد بْن الْمُسَيِّب وَالنَّخَعِيِّ وَالشَّعْبِيّ وَأَبِي قِلَابَةَ وَأَبِي وَائِل وَطَائِفَة مِنْ التَّابِعِينَ.

الْقَوْل الثَّانِي : الْمَنْع مُطْلَقًا لِمَا تَقَدَّمَ مِنْ حَدِيث عَبْد اللَّه بْن عَمْرو وَمَا نَقَلَهُ الْبَيْهَقِيُّ وَأَخْرَجَ اِبْن مَاجَهْ مِنْ حَدِيث اِبْن عُمَر " نَهَى رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ الْمُفَدَّم " وَهُوَ بِالْفَاءِ وَتَشْدِيد الدَّال وَهُوَ الْمُشْبَع بِالْعُصْفُرِ فَسَّرَهُ فِي الْحَدِيث ، وَعَنْ عُمَر أَنَّهُ كَانَ إِذَا رَأَى عَلَى الرَّجُل ثَوْبًا مُعَصْفَرًا جَذَبَهُ وَقَالَ : " دَعَوْا هَذَا لِلنِّسَاءِ " أَخْرَجَهُ الطَّبَرِيُّ. وَأَخْرَجَ اِبْن أَبِي شَيْبَة مِنْ مُرْسَل الْحَسَن " الْحُمْرَة مِنْ زِينَة الشَّيْطَان وَالشَّيْطَان يُحِبّ الْحُمْرَة " وَصَلَهُ أَبُو عَلِيّ بْن السَّكَن وَأَبُو مُحَمَّد بْن عَدِيّ ، وَمَنْ طَرِيق الْبَيْهَقِيِّ فِي " الشُّعَب " مِنْ رِوَايَة أَبِي بَكْر الْهُذَلِيّ وَهُوَ ضَعِيف ....

اینجا داشت که ایاکم و الحمره و کل ثوب ذی شهرة

الْقَوْل الثَّالِث : يُكْرَه لُبْس الثَّوْب الْمُشْبَع بِالْحُمْرَةِ دُون مَا كَانَ صَبْغه خَفِيفًا ، جَاءَ ذَلِكَ عَنْ عَطَاء وَطَاوُسٍ وَمُجَاهِد ، ...

الْقَوْل الرَّابِع : يُكْرَه لُبْس الْأَحْمَر مُطْلَقًا لِقَصْدِ الزِّينَة وَالشُّهْرَة ، وَيَجُوز فِي الْبُيُوت وَالْمِهْنَة(سر کار) ، جَاءَ ذَلِكَ عَنْ اِبْن عَبَّاس ، وَقَدْ تَقَدَّمَ قَوْل مَالِك فِي بَاب التَّزَعْفُر.

الْقَوْل الْخَامِس : يَجُوز لُبْس مَا كَانَ صُبِغَ غَزْله ثُمَّ نُسِجَ ، وَيُمْنَع مَا صُبِغَ بَعْد النَّسْج ...

الْقَوْل السَّادِس : اِخْتِصَاص النَّهْي بِمَا يُصْبَغ بِالْمُعَصْفَرِ لِوُرُودِ النَّهْي عَنْهُ ، وَلَا يُمْنَع مَا صُبِغَ بِغَيْرِهِ مِنْ الْأَصْبَاغ ، وَيُعَكِّر عَلَيْهِ حَدِيث الْمُغِيرَة الْمُتَقَدِّم.

الْقَوْل السَّابِع : تَخْصِيص الْمَنْع بِالثَّوْبِ الَّذِي يُصْبَغ كُلّه ؛ وَأَمَّا مَا فِيهِ لَوْن آخَر غَيْر الْأَحْمَر مِنْ بَيَاض وَسَوَاد وَغَيْرهمَا فَلَا ، وَعَلَى ذَلِكَ تُحْمَل الْأَحَادِيث الْوَارِدَة فِي الْحُلَّة الْحَمْرَاء فَإِنَّ الْحُلَل الْيَمَانِيَّة غالباً تَكُون ذَات خُطُوط حُمْر وَغَيْرهَا ، ...

وَقَالَ الطَّبَرِيُّ بَعْد أَنْ ذَكَرَ غَالِب هَذِهِ الْأَقْوَال : الَّذِي أَرَاهُ جَوَاز لُبْس الثِّيَاب الْمُصْبَغَة بِكُلِّ لَوْن ، إِلَّا أَنِّي لَا أُحِبّ لُبْس مَا كَانَ مُشْبَعًا بِالْحُمْرَةِ وَلَا لُبْس الْأَحْمَر مُطْلَقًا ظاهراً فَوْق الثِّيَاب(باز شهرت) لِكَوْنِهِ لَيْسَ مِنْ لِبَاس أَهْل الْمُرُوءَة فِي زَمَاننَا فَإِنَّ مُرَاعَاة زِيّ الزَّمَان مِنْ الْمُرُوءَة مَا لَمْ يَكُنْ إِثْمًا ، وَفِي مُخَالَفَة الزِّيّ ضَرْب مِنْ الشُّهْرَة ، وَهَذَا يُمْكِن أَنْ يُلَخَّص مِنْهُ قَوْل ثَامِن . فتح الباري لابن حجر (16، ص415.

طبری مرد ملایی است و خوب است تفسیرش را زیاد نگاه کنید.

پس بحث روشن شد

ارسال سوال