فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (111)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

در مجموع روشن شد که آیه مبارکه استدلال میشود کرد به آن و حتی برای عدم جواز تکلیفی.

در ضمن اجماعی ادعاء شده است که عرض کردیم در مبسوط بود و از فقه شافعی بود و عرض کردیم که یک شافعی گفته بود که نه. خلافی در آن هست. لذا اجماع مصطلح با این مقدار خیلی مشکل است.

اما وجه سومی که گفته شده بود بعد آیه و اجماع بعض از روایات است.

مسأله ای هست که یک مجموعه روایاتی داریم در تفسیر سحت که به درد ما در این بحث میخورد. اصطلاح سحت در قرآن کریم به کار برده شده است و مقداری از روایات در تفسیر آن هست و آنها را که بررسی میکنیم انصافا به ذهن میآید که به خاطر ما لا منفعة فیه عده ای از آنها هست.

البته ار ساله مفرده هم در مورد سحت جمع بکند از تمامی مذاهب اسلامی و تنقیحی بکند واقعا بحث مفیدی است.و بعدش جهات فقهی که سحت شامل کراهت میشود یا نه و حرمت و بطلان از آن در میآید.

در قرآن در جند مورد این لفظ را داریم.

در جامع احادیث الشیعة در ج 22 بابا ده ابواب ما یکتسب هست.

راجع به سحت در روایات عامه داریم. هم سحت داریم و هم خبیث. مهر البغی سحت و مهر البغی خبیث هم داریم. خبیث شایدمناسبتر باشد با حکم وضعی نه تکلیفی.

روایات عامه در باب سحت کار به مراسیل و کتب ضعیفشان ندارم.به نقل از نصب الرایه ج 4 ص52-53 روایاتی را در باب سحت دارد و همه اش را ننوشته ام و اونی که تقریبا در کتب خوبشان هست دو تاست. یک روایت تقطیعی هم دارند. دو متن است نه دو عدد.

مثلا از بخاری از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: نهی عن ثمن الکلب و مهر(تعبیر مجازی) البغی و حلوان(از شیرینی و حلاوت هست) الکاهن.

دو تای اخیر که واضح و میماند ثمن الکلب با اینکه سگ دارای منافع هست.

باز از کتاب مسلم روایت دارد که ثمن الکلب خبیث و مهر البغی خبیث و کسب الحجام خبیث. حجام هم منافع دارد. حجامت میکند.

پس ما در میان عامه دو متن ثلاثی داریم.دو مورد در هر دو هست ولی یک دانه انفراد است. کسب الحجام و ... نتیجة اگر همه را قبول نیم میشود 4 عنوان که نهی شده است از آن.

و در روایتی هست که من نبت لحمه علی سحت فالنار اولی به. این هم ارتکاب حرام است و هم اینکه مالک نمیشود.

این راجع به روایات عامه که انصافش هم این است که از این 4 مورد چیزی به کار ما در اینجا نمی آید. چون دو تایش که اجر است. کاهن و بغی. ین دو که واضح هست که بلا منفعة نیست و ثمن الحجام هم که روشن و از اون طرف هم ثمن الکب هم بلا استفاده نیست.

اما روایات خاصة یک روایت هست مال عمار بن مروان که جند متن دارد.عبارات جامع احادیث الشیعة را میآوریم:

(10) باب ما ورد في أنواع السحت‏

قال اللَّه تعالى في سورة المائدة (5): 42، 62، 63: «سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ‏ الآية* وَ تَرى‏ كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ* لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ».

- 635- 31850- (1) كافى 5/ 126: عدّة من أصْحابنا عن سهل بن زياد و أحمد بن محمّد عن تهذيب 6/ 368: (الحسن- يب) ابن محبوب عن (على- يب) ابن رئاب عن عمّار بن مروان قال سألت أبا جعفر عليه السلام عن الغلول‏ «1» قال كلّ شي‏ء غلّ(غلول مطلق خیانت را میگویند. اما غلول بیشتر خیانت د ر جنگ بوده است.در جنگ بیشتر تأکید شده است کأن غنیمت در جنگ به خاطر این است که این غنیمت در مابل جان است دیگر) من الإمام فهو سحت و أكل مال اليتيم و شبهه سحت و السحت أنواع كثيرة منها اجور الفواجر و ثمن الخمر(میشود گفت که خمر لا منفعة فیه است. آیا نگاهداشتن خمر برای سرکه کردن عیب دارد. میگویند معولا که اگر خوش سرکه شد عیب ئارد.بحث به این صورت آمد که تخلیل ارادی جاز هست یا نه. ممکن است بگوییم جایز هست ولی ثمن خمر تعبدا برداشته شده است. لذا اگر پیشش بود میتواند اینکار را بکند.

میخواهیم مواردی پیدا کنیم که بوشد گفت که ما لا م است.) و النبيذ (و- يب) المسكر و الرّبا(مشهور این است که بیع باطل است و عده ای از عامه گفه اند که در اصل پول درست است و تمسک کره اند. پس این روایت اینجا فجور بغی و .. ای را مشترک داشت.) بعد البيّنة فأمّا الرّشا في الحكم فإنّ ذلك الكفر باللّه العظيم و برسوله صلى الله عليه و آله.

- 636- 31851- (2) المعانى 211: حدّثنا محمّد بن موسى بن المتوكّل قال حدّثنا عبد اللّه بن جعفر الحميرى عن محمّد بن الحسين عن الحسن بن محبوب عن أبى أيّوب عن عمّار بن مروان قال سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن الغلول فقال كلّ شي‏ء غلّ من الإمام فهو سحت و أكل مال اليتيم سحت‏ «2» و السحت أنواع كثيرة منها ما اصيب من أعمال الولاة الظّلمة و منها اجور القضاة (پس دو تا اضافه شد. نه اینکه قاضی که از قضای جورب بگیرد اون جای خودش بلکه از طرفین مثلا حکم بگیرد. پس متن روایت عمار بن مروان اختلاف دارد.)و اجور الفواجر (و ذكر نحو ما في كا). الخصال 329: حدّثنا أبى رضى الله عنه قال حدّثنا سعد بن عبد اللّه عن أحمد بن محمّد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن أبى أيّوب عن عمّار بن مروان قال قال أبو عبد اللّه عليه السلام السحت أنواع كثيرة (و ذكر نحو ما في المعانى). تفسير العيّاشى 321: عن عمّار بن مروان (نحو المعانى).

- 637- 31852- (3) تفسير العيّاشى 205: عن سماعة(بعد از عمار بن مروان دومین کسی که ز او روایت داریم سماعة بن مهران است. سماعة حدیثی که ازش داریم هم مصادرش مختلف است و هم متنش. حدیث 3و4و5و6 در این کتاب.) قال قال أبو عبد اللّه عليه السلام الغلول كلّ شي‏ء غلّ عن الإمام و أكل مال اليتيم شبهة «3» و السحت شبهة(باید این طور باشد اکل ما الیتیم و شبهه سحت) «4».

______________________________

(1). قال ابن أثير قد تكرّر ذكر الغلول في الحديث و هو الخيانة في المغنم و السرقة من الغنيمة و كلّ من خان في شي‏ء خفية فقد غلّ- اللسان.

(2). شبهة- تفسير عيّاشى.

(3). في المستدرك و البحار- شبهه في كلا الموردين.

(4). في المستدرك و البحار- شبهه في كلا الموردين.

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏22، ص: 360

- 638- 31853- (4) تهذيب 6/ 325: الحسين بن سعيد قال حدّثنا عثمان بن عيسى عن سماعة قال سألته عن الغلول فقال الغلول كلّ شي‏ء غلّ عن الإمام و أكل مال اليتيم و شبهه و السحت أنواع كثيرة منها كسب الحجّام(در عامه هم حجام بود و در رویات غیر سماعه برای ما نیامده بود.) و أجر الزانية و ثمن الخمور فأمّا الرشا في الحكم فهو الكفر بالله عز و جل.

- 639- 31854- (5) تهذيب 6/ 355، استبصار 3/ 59: بهذا الإسناد عن سماعة (قال- يب) قال السّحت أنواع كثيرة منها كسب الحجّام و أجر الزانية و ثمن الخمر (قال الشيخ فهذا الخبر شاذّ(اشکال شیخ در کسب الحجام است زیرا بقیه اش شاذ نیست جز همین سب الحجام) و لا يعارض الأخبار الّتى قَدَّمْناها لكثرتها و لشذوذ هذا الخبر على إنّا قد قدّمنا انّ كسب الحجّام و إن لم يكن محظوراً فهو مكروه ينبغى التنزّه عنه.(این است که عرض میکنیم مقداری از تعارض های ما اصلش شیخ است و خود مرحوم شیخ هم قبول نکرده اند . از جمله اینجا. البته مصدر اینجا کتاب حسین بن سعید است و کتاب خوبی است. مرحوم شیخ کلینی یک طریق متعارفی به سماعة دارند و از آن طریق نرفته اند و از طریقی ضعیف رفته اند. یعنی مرحوم کلینی با اینکه در کتاب سحین بن سعید بوده است از آن نقل نکرده اند.انصافا خیلی بعید است بگوییم در کتاب حسین بن عسید نبوده است. در ضمن نمیدانیم که چرا شیخ قاعدة عامه را نفرمود که این حدیث موافق حرف عامه است که در صحیح ابن حبان و مسلم و ... آمده است. قاعدة اش این بود میفرمودند شاذ و موافق للعامة.

این خیلی عجیب است که مرحوم کلینی از یک راه غیر متعارف که جامورانی ضعیف و حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی کذاب را دارد. رفته.)

- 640- 31855- (6) كافى 5/ 127: عدّة من أصحابنا عن أحمد بن أبى عبد اللّه عن الجامورانى عن الحسن بن على ابن أبى حمزة عن زرعة عن سماعة قال قال أبو عبد اللّه عليه السلام السّحت أنواع كثيرة منها كسب الحجّام إذا شارط(این تعبیر منشأ تفصیل بین اصحاب شد. کیفیت جمع بین دو روایت را این طور قرار دادند. یعنی وقتی که شرطط کردن که پولش این قدر باشد فقط حرام است.) و أجر الزانية و ثمن الخمر فأمّا الرّشا في الحكم فهو الكفر بالله العظيم. تفسير العياشى 1/ 321: سماعة بن مهران عن أبى عبد اللّه و أبى الحسن موسى عليهما السلام قال السحت أنواع كثيرة منها (كسب- خ) الحجّام (كسب المحارم(یعنی کسب کردن با امور جرام نه ازدواج با افراد محرم انسان. شاید کسی که این نسخه را آورده است تصحیح قیاسی کرده است.)- خ) و أجر الزّانية (و ذكر مثله).

اصحاب ما بعدها یک بحثی کردند که آیا سحت به معنای حرام است و معامله اش باطل است یا اینکه اعم از حرام است. بعضی از اصحاب ما کسب الحجام را قرینه قرار دادند که اعم از حرام است. با این توضیح ما روشن میشود که این متن محل اشکال است و اصلا سحت یعنی هلاک و اصلا این معنای اعم حرام در آن به اون صورت معنا ندارد.)

- 641- 31856- (7) مجمع البيان 2/ 196: روى عن أبى عبد اللّه عليه السلام انّ السحت أنواع كثيرة فأمّا الرّشا في الحكم فهو الكفر بالله.

- 642- 31857- (8) فقيه 3/ 105: و قال (الصّادق عليه السلام)(توضیح داده ام که یکی از وجوه این تعابیر قال ایشان قمثل اینجا شاره به این باشد که ایشان مجموعه ای از روایات را جمع کرده اند و لذا به یک قال اکتفاء کرده اند.) أجر الزانية سحت و ثمن الكلب الّذى ليس بكلب الصيد سحت و ثمن الخمر سحت و أجر الكاهن سحت و ثمن الميتة(این در جای دیگر نبود و اگر بگوییم میته ما لا منفعة فیه است مقداری به ما نحن فیه نزدیک میشود. عرض کردم که حرمت کتابی اگر اطلاقش استفاده شود و بگوییم مطلق انتفاعات حرام است در این صورت میته منفعت نخواهد داشت) سحت فأمّا الرشا في الحكم فهو الكفر بالله العظيم.

- 643- 31858- (9) و روى انّ أجر المغنّى و المغنّية(این را هیچ جا نداریم.) سحت.

- 644- 31859- (10) ثواب الأعمال 310: أبى رحمه الله قال حدّثنى أحمد بن إدريس عن محمّد بن أحمد عن موسى بن عمران عن ابن سنان عن أبى الجارود عن سعد الاسكاف عن الأصبغ عن أمير المؤمنين عليه السلام قال أيّما وال احتجب عن حوائج النّاس احتجب اللَّه [عنه‏] يوم القيامة [و] عن حوائجه و إن أخذ هديّة كان غلولًا و إن أخذ رشوة فهو مشرك.

جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏22، ص: 362

- 645- 31860- (11) تهذيب 6/ 368: محمّد بن يعقوب عن كافى 5/ 126: على بن إبراهيم عن أبيه عن النوفليّ عن السكوني(بعد از سماعه و عمار بن مروان میرسیمبه سکونی. ) عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال السحت ثمن الميتة(مرحوم صدوق داشتند) و ثمن الكلب و ثمن الخمر «1» و مهر البغى‏ «2» و الرشوة في الحكم و أجر (ة- يب) الكاهن(این را عامه با عنوان حلوان الکاهن دشاتند). الخصال 329: حدّثنا محمّد بن الحسن رضى الله عنه قال حدّثنا محمّد بن يحيى العطّار عن محمّد بن أحمد عن موسى بن عمر عن ابن المغيرة عن السّكونىّ عن جعفر بن محمّد عن أبيه عن آبائه عن علىّ عليهم السلام قال السحت (و ذكر مثله). تفسير العيّاشى 1/ 322: بإسناده عن أبيه عن علىّ‏ «3» عليه السلام انّه قال انّ السّحت ثمن الميتة (و ذكر مثله). تفسير على بن إبراهيم 170: و حدّثنى أبى عن النّوفلى عن السّكونىّ عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال قال أمير المؤمنين عليه السلام من السحت ثمن الميتة (و ذكر مثله إلّا انّه أسقط قوله و ثمن الخمر). فقيه 4/ 262: بإسناده المتقدّم عن النّبيّ صلى الله عليه و آله في حديث وصيّته لعلىّ عليه السلام يا علىّ من السحت ثمن الميتة (و ذكر مثله).(به اسناد خبر سکونی نگاه بفرمایید میبینید که در یک جا از آقا امام صادق سلام الله علیه توسط آبائشان به امیرالمؤمنین سلام الله علیه متصل شده اند و در یک نسخه مستقیم از آقا امام صادق سلام الله علیه هست و نکته اش این است که یک نسخه نسخه نوفلی است و یک نسخه نسخه عبدالله بن مغیره است.)

(به نظرم کم کم روشن شد که ظاهرا در فقه اسلامی اولین باری که سحت توسعه داده شد در زمان امیرالمؤمنین سلام الله علیه است.

این یک مطلب لطیفی است. و ما کرارا عرض کردیم که امیرالمؤمنین سلام الله علیه اولین شخصی هستند که د ر تاریخ اسلام فقه باب باب دارند.ب حث سر این است که این کتاب سکونی همان کتاب است. ظاهرا مقداری از اون کتاب است. اسم اون کتاب القضایا و السنن و الاحکام است. احتمال دارد که اصحاب ما این کتاب سکونی را مقداری تلخیص کرده باشند. عرض کردیم که بعدها در قرن 4 کتاب جعفریا آمد و در زمان فطمی ها 310 آمد و به ذهن بنده توسط اسماعیل پسر حضرت موسی بن جعفر سلام الله علیهما به مصر رفته است و ما الآن جعفریات را داریم و مفصل ترین روایت در اقسام سحت در همین کتاب است. به ذهن ما میآید که این کتاب سکونی مقداری از اون کتاب بوده است )

- 646- 31861- (12) الجعفريّات 180: بإسناده عن علىّ بن أبى طالب عليه السلام قال من السحت ثمن الميتة و ثمن اللّقاح‏ (این در جاهای دیگر نیست. ملاقیح بعد از لقاح است احتمالا)«4» و مهر البغىّ و كسب الحجّام و أجر الكاهن و أجر القفيز(که پول میگیرد تا بکشد) و أجر الفرطون(یک نوع پیمانه شاید بوده است) و الميزان إلّا قفيزاً يكيله صاحبه أو ميزاناً يزن به صاحبه و ثمن الشطرنج و ثمن النرد و ثمن القرد(بعدا میآید ان شاء الله) و جلود السباع(بعدا می آید ان شاء الله) و جلود الميتة قبل أن تدبغ(بوی تقیه دارد) و ثمن الكلب(در روایت سکونی بود) و أجر الشرطى الّذى لا يعديك(یعنی پاسبان میگوید تا پول ندهی به دادت نمیرسم) إلّا بأجر و أجر صاحب السّجن و أجر القافى‏(شبیه کاهن است. پل میدادند تا حکم کند بچه اش هست.) «5» و ثمن الخنزير(این انصافا ما لا منفعة فیه هم هست) و أجر القاضى(در روایتی بود) و أجر الصاحب‏ «6» و أجر الحاسب(دفتر دار) بين القوم لا يحسب لهم إلّا بأجر و أجر القارئ الّذى لا يقرأ القرآن إلّا بأجر و لا بأس أن يجرى له من بيت المال و الهدية يلتمس أفضل منها و ذلك قوله تعالى‏ «وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ» و هو قوله تعالى‏ «وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ» و هى الهديّة يطلب بها من تراث الدّنيا أكثر منها و الرّشوة في الحكم و عسب‏ «7» الفحل(شبیه لقاح) و لا بأس أن يهدى له العلف و أجر القاضى إلّا قاض يجرى (عليه- ك) من بيت المال و أجر المؤذّن إلّا مؤذّن يجرى عليه من بيت المال.(مفصل ترین روایت ما در سحت و انصافا بعضی اش ما لا منفعة فیه میشود ازش فهمید ولی این عنوان نیامده است و بعضی از این عناوین به عنوان مالامنعة فیه در مبسوط آمده است.)

ارسال سوال