فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (97)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

تملم این روایات باب مشکل سندی دارند و تنها روایتی که حکم به صحتش کردند همین روایت محمد بن قیس بود.) فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ: يَا عَلِيُّ كَفَرَ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَشَرَةٌ- الْقَتَّاتُ إِلَى أَنْ قَالَ وَ بَائِعُ السِّلَاحِ مِنْ أَهْلِ الْحَرْبِ.

أَقُولُ: وَ يَأْتِي مَا يَدُلُّ عَلَى تَحْرِيمِ مَعُونَةِ الظَّالِمِ «7».

______________________________

(1)- التهذيب 6- 354- 1007، و الاستبصار 3- 57- 186.

(2)- التهذيب 6- 382- 1128.

(3)- في المصدر زيادة- (عليه السلام).

(4)- مسائل علي بن جعفر- 176- 320.

(5)- قرب الاسناد- 113.

(6)- الفقيه 4- 356- 5762.

(7)- ياتي في الباب 42 من هذه الأبواب.

اگر بخواهیم درجه بندی کنیم در در جه اول روایت ابی بکر حضرمی است زیرا شواهد وثوق دارد.حدیث شماره 1. سندش صافتر از بقیه است.

حدیث شماره 3 اگر مراد بجلی باشد محمد بن قیس این هم تعبیر به صحیحه کرده اند و عرض کردیم که روشن ینتس. این به هر حال بهتر از بقیه است.

از این دو که بگذریم باز روایت علی بن جعفر در کتباش تنسبتا بد نیست ولو هر دو نسخه اشکال دارند. شواهدی مؤید هست که شاید یک نسخه اش را هم موسی بن جعفر سلام الله علیهما از پدر بزرگوارشان نقل فرموده اند. بعدی روایت ابی القاسم الصیقل است به لحظ نقل محمد بن عیسی که از بزرگان است.ما اینکه احتمال دارد حکم ولائی باشد. مثلا امام سلام الله لعیه میدانستند که حاکمی که دارد ازشون سؤال میشود سلطان خوبی است یا در کارهای نیک این ها را استفاده میکند.

بله روایت 7 بسیار حملش به ولائی بعید است. این اصنافا بسیار بسیار بعید است حکم ولائی باشد.

اما دسته بندی روایات عرض کردیم که مرحوم کلینی باب بیع السلاح منهم یعنی اعوان السلطان زده اند. ما در روایات که نگاه میکنیم. روایت اول در اهل شام است و روایت دومش تقریبا همین طور است. روایت بعید فئتین من اهل الباطل یلتقیان. مورد جهارمی لا تبعه فی الفتنة. عنوان 5 ابیع من السطلان که البته مرحوم کلینی ندارند. عنوان بعدی سلاح به مشرکین است. بعدی هم بائع السلاح باهل الحرب. انصافا استفاده تعبد از مجموعه روایات بسیار مشکل است.

اما سابقه این روایت در کتب عامه در روایت 7 هست. مصدر علم من فتح الغدیر مناوی است. جامع الصغیر کتابی است برای سیوطی و احادیث را به صورت هجائی مرتب کرده است و در ذیل کفر باللله العظظیم این را آورده است. این فیض القدیر خیلی نکات فنی عامه ندارد. من مینوشتم دقیق تر مینوشتم در نظر خودشان.

ونجا از ابن عساکر و فردوس نقل کرده است.

دیلمی هم از شیعه نیست. سندش را هم نیاورده است. روایت ضعیف است.

در کتب عامه من حمل علینا سلاح فلیس منا شبیه من غشنا فلیس منا آمده است و اسانید متعدد دارد و ظاهرا مراد جنگ است. ربطی به بحث ما ندارد.طرق زیاد دارد.

در کتاب فاضل معاصر از بیهقی نقل کرده است. و عجیب اینکه ایشان متنبه نشده اند. در روایات عامه نهی رسول الله عن بیع السلاح فی الفتنه. این مطلب را نقل کرده اند.

روایت این است که ایشان به اسانید متعدد دارد که نهی رسو لالهل صلی الله علیه و آله و سلم نهی عن بیعالسلاح فی الفتنه و عمران ... صحابی مرضی الفریقین. به نظرم شاید ایشان ملتفت عبارت بیهقی را ملتفت نشده اند. در کتاب بیهقی این حدیث را آورده است و از عمران بن.. کره بیع السلاح فی الفتنه یعنی کلام خود عمران است نه روایت... و بعد با سند آورده است از عمران نهی النبی عن بیع السلاح فی الفتنه و بعدش بهقی دارد و وقفه صحیح و رفعه موهوم یعنی این حدیث نیست بلکه کلام خودش است. اگر کلام رسو لالله صلی الله علیه و اله وس لم باشد مرفوع است ولی اگر کلام خود صحابی باشد میشود موقوف و ار گلام تابعین باشد میشود مقطوع.

خود بیهقی گفته است این کلام عمران است نه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. رفعه موهوم یعنی غلط است.این بحث پیششون بوده است که بیع السلاح فی القتنه جزو موقوف است یا مرفوع است.عمران بن حصین همانی است که متعتان کانتا فی عهد ...

در هر صورت سر نکته بخاری است. بخاری عنوان باب را این طور داشت که عرض شد. عنوانباب بخاری باب بیع السلاح فی الفتنه و غیرها.

و این همان عنوان عمران بن حصین است.

بعد و کره عمران بن حصین بیعه فی الفتنه. اشاره به اینکه موقوف است.بخاری با عبارت مجملی این طور میفهماند.

بعد حدیثی نقل میشود با حذف سند که خجنا مع رسو لالله صلی الله علیه و آله و سلم عام حنین... فبعت الدرع ...یک نفری را رفته است کشته است و حضرت سلبش را به او داده اند و یکی از اجزای سلب این درعش بوده است. بعد فبعت الدرع. یک سطری را بخاری حذف کردهاست. فابتعت به مخرف. یعنی بستان و باغ خرف یعنی گوسفند. فابتعت خرفا فی بنی سلمة. مدینه حالت سالاریه یزدان شهر... محله محله بود. بنی سلمه محله معروف مدینه بود. همین جایی که مسجد ذو القبلتین آنجا بود. چون دانستن بنی سلمه نکته ای هم دارد. یکی از بنی سلمه میگوید ما با رسو لالله صلی الله علیه و سلم  نماز میخواندیم و بعدش میآمدیم بنی سلمه و اون قدر هوا روشن بود که تیر میزدیم میتوانسیم جای تیر را تشخیص بدهیم. این هم نکته ای دارد ککه برای شناخت نماز مغرب میشود برایش استفاده کرد.

فانه اول ال .. فی الاسلام.اولین مالی که در اسلام گیر آمده بود این باغی بود که در بنی سلمه مالک شده بود.در قصه حنین. بعدش  بحث معروف کرده اند که چه ربطی به بیع السلاح فی الفتنه دارد؟ گفته اند که ان مرادش غیرها است.. یعنی غیر فتنه. من احتمال دیگری میدهم.شاید مرادش این بود ه که بعت الدرع را به مشرکین و الا هیج ربطی ندارد. اولا جنک بوده است و ... من فکر میکنم نکته نقل بخاری این حدیث را همین بوده است.

چون جنگ با هوازن حنین خیلی جنگ سختی بود و ... و احتمال میدهم که سیاق کلام جوری بوده است که این درع را ب مشرکین فروخته است. اگر این روایت ثابت شود و تصادفا این فتوا را عامه ندارند به شکل قانونی بخواهیم تبیینش بکنیم چه میشود.

سلاح دفاعی را میشود به مشرکین فوخت و این همانی میشود که در روایت ما هست.

اینها اعتقادشان این است که صخابی اگر کاری کرد و نهی نشد دال بر امضاء است.

خود عامه در شرح حدیث ندیدم بگویند که بر مشرکین درع را فروخته است. و مرادش از فتنه جنگ باشد.

شاید لام امام سلام الله علیه تفسیر همین سنت باشد.

البته خود عامه فرقی بین اسلحه دفاعی و هجومی نیست.

در ضمن معلوم شد مسأله بیع السلاح از زمان صحابه مطرح شده است و قدر میتقن عمران بن حصین این بحث را طرح کرده است.

و توضیح دادم که یان کره اصطلاحی نیست و اصطلاحی است است که اگر حکمی حرام باشد و صراحتا در قرآن یا سنت نباشد برای احترام تعبیر به کره میکردند. و ما کان علی یکره الحلال هم به همین معنا نیتس. در روایات ما هم هست.

مسأله فتنه هم شاید علت ذکرش این باشد که مسأله  فتنه در قرآن و در نهج البلاغة خیلی مسأله مورد تأکیدی است.  اگر بررسی شود خیلی فائده دارد. عامه معتقدند اولین فتنه در دنیای اسلام از زمان عثمان آغاز شد. اونها هم خیلی حساسیت نشان دادند. ورایات فراوان یمعکردند و بخاری کتاب الفتن دارد.

ما الآن در کافی یا بحار الفتن نداریم. اواخر بخاری فتن هست. دجال و مال و ...

اینکه اتبع السلاح فی لفتنه عنوان میگیرد. ما بیشترین کارمان روی نهج البلاغة است و این را اگر در نهج البلاغة کار کنید بسیار است. دنیایی است. اینکه در روایتی دارد که فتنه از مشرق است و به عراقاشاره فرمودند و ممکن است مراد فتنه عائشه باشد. خیلی روایات عجیبی دارند. ملاحن هم دارند. خیلی هم در بخاری باب دارد. در فتن بیع السلاح نیامده است. دربیع آمده است. در کتاب لابیوع بخاری.

این بحث فتنه به عنوان یک مشکل در اون زمانها پیدا شده بود.مثلا در فتن بخاری اذا التقی المسلمون بسیفهما فالقاتل و المقتول کلاهما فی النار که در رسائل مرحوم شیخ هم هست توجه نفرموده اند که این از کلمات ابو بکرة ناصبی است که برادر عبید الله بن زیاد از طرف ماد راست که با حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه بیعت نکرد و عمر شلاقش زد در قصه مغیره و اولین نفرش این است. این روایت روی همین جهت است که من میخواستم بروم نصر ابن عم رسول الله صل یالله علیه و آله وسلم در جنگ جمل و بعد ابو کبره را دیده  بود فقال لاتخرج فان یسمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقولاذا التقی المسلمون بسیفهما ... این بحث فتنه بحث سنگینی است.

بیع السلاح هم همین است. این زمینه بیع السلاح فی الفتنه یک مقداری این طور است.و بعد مشکلاتی که خودشان نوشته اند که از زمان عثمان شروع شد. حالا آیا میشود شمشیر به کسانی فروخت.

اما اولین باری که مسأله بیع السلاح مطرح شد در ایام فتنه است.

پس از سالهای 30-35 بحث بیع السلاح مطرح شد. بعد بین خود مسلمانها مسأله ای نبود که بروند به کشورهای غیر اسلامی بفروشند. اینها آمدند گفتند ما به دو طرف نیمفروشیم. پس طرح بیع السلاح توسط عمران از اینجا شروع شد.

انما اللام اینکه بعضی این را به رسول الله صلی الله علیه و آله و سمل نسبت دادند.

آیا حکم هم مینند بله ولی از باب قاعدة اعانة بر اثم. این همین نکته ای بوده است که بعدی ها دارند.

انصافا این کتاب فتح الباری خیلی فوائد دارد. اگر بخواهید یک دوره با تاریخ و حدیث و .. عامه آشنا شوند خیلی مفید است. حدود ده جلدی هست.بسیار شرح خوبی است.در اینجا تعلیل میکند به بحث اعانة بر اثم. و هذا محله اذا اشتبه الجال و اما اذا تحقق الباغی ... در این صورت دیگر میشود فروخت. مثلا معاویه باغی است و لذا به او نمیشود فروخت ولی به حضرت امیرالمؤمنین سلم الله علیه طبق نظر خودشان هم میشود.

عنوان کسانی که علیه نظام اسلامی قیام میکنند باغی است نه محارب و جالب است که در عامه احکام باغی را از امیرالمؤمنین سلام الله علیه میکیرند زیرا اولین بار که قیام کردند بر همین است.

در وسائل هم نگاه بفرمایید روایات بیشتر از امیرالمؤ»نین سلام الله علیه است.

لانه من باب التعاون علی الاثم. تعبیراشان است. یعنی میخواهند بگویند عمران بن حصین هم طبق قاعدة رفته است.

اولش این مسأله طبق قاعدة طرح شده بوده است.

و من ثم کره مالک و الشافعی و احمد و اسحاق بیع العنب ممن یتخذه خمرا.

و ذهب مالک الی فسخ البیع. یعنی از قرن دوم این بحث بوده است. بعدش آیا معامله باطل است یا نه.

مالک از قرن دوم هم فساد و هم حرمت را طرح شرده است.

و کأن المصنف یعنی بخاری گفته است بیع السلاح به خاطر عبارت ثوری که تو حلال فروخته ای.

در کتاب مغنی(شرح کتاب خرقی) ابن قدامه.در ج 4 ص 284: ...فصل و هکذا الحکم .... و بیع العصیر ممن یتخذه خمرا باطل. ایشان باطل گفته است. مغنی گفته است(این کتاب فقه حنبلی است) و قال ابو عبدالله مرادش احمد بن حنبل است. یک آقایی کفته است کتابی هست مال زیدیها به نام البحر الذخار که من تعجب کردم که این کتاب از امام هادی و امام عسکری سلام الله علیه نقل کردهاست. یحیی بن الحسین از ناصبی هاست و اسمش در نزد اونها الامام الهادی است.این خیلی با ائمه بد هم هست.

و هکذا الحکم فی کل ما یقصد به الحرام کبیع السلاح لاهل الحرب. و لقطاع الطریق فی الفتنه. عجیب اینکه ایشان سه عنوان دارد و هر سه از باب اعانة است. اهل حرب در روایت داریم و قطاع الطرزیق در رواتیت ما نیست ولی مرحوم شیخ انصاری متعرض شده بوده اند و فتنه در روایت ما هم هست.

با وجود عناوین مختلف همه را به اعانة بر اثم گرفته اند ولی مرحوم شیخ تعبد گرفته اند.

و بیعالامة للغناء او اجارتها ... واشباه ذلک و هذا حرام و البیع باطل ... قد نص احمد بن حنبل.. و احمد چون  اخباری است خیلی رفته است اون طرف و مثلا دارد ه اذا علم الخباز  او لاقصاب ان من  یشتری منه یشرب المسکر لا یجوز بیعها. یعنی گوشت نیمشود بفروشد چون شب مجس شرابخوری دارد.

ارسال سوال