فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (85)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

با تضیحات ما روشن شد که ان شاء الله متن یعلم ندارد و شواهد شار عرض کردیم و متأسفانه در حوزه های ما خیلی بحث متن نمیشود. و منشأش هم تقریبا مرحوم شیخ انصاری است که فرمودند متن را از 3 جهت بحث میکنیم و خبری از متن نیست و بیشتر شاید ناشی از مببنایشان در حجیت تعبدی باشد یا معتقد بودند اثر ندارد ولی در مباحثمان تأثیر مهم این نکات روشن شده است.مثلا تعبدا قبول میکردند که متن صاحب وسائل هم هست ولو در تهذیب اصلا این طور نباشد و حتی داشته باشد یا نداشته باشد.

مقداری نکات در منهج بحث در ابو کهمس شد.

مرحوم استاد در 7 جا تقریبا اسم این آقا را آورده اند ولی ترجمه را در هیثم بن عبدالله ابو کهمس آورده اند. ای هیثم بن عبدالله تنها هم آورده اند که این آقا نیست.

هیثم بن عبدالله فقط در کتاب نجاشی آمده است و در محور روایات هیثم بن عبدالله ابو کهمس نداریم. در کتب رجال هم این عنوان نیست. در رجال مرحوم شیخ طوسی پدرش عبدالله نیست و ...

ان شاء الله اثبات خواهیم کرد که مصدر مرحوم نجاشی غلط است و ما بودیم و مقتضای قاعدة خوب بود مرحوم استاد ترجمه را در الهیثم بن عبید میآوردند.

یعنی به هیثم بن عبدالله ارجاع نمیدادند.

مثلا الآن استاد در یک جا ترجمه و در یک جا راوی و مروی عنه را آورده اند.

خود طبقه راوی از ارکان اصلی بحث رجالی است. تفصیل حال در هیثم بن عبدالله است و طبقه اش در ابوکهمس است.

هدف از رجال چند بحث بود و یکی از اهداف مسأله طبقه شد. و این یکی از ارکان رجال است. از 150 به بعد یک بحثی شد که جدا از وثاقت آیا فلانی میتواند از او نقل کند یا نه تا زمان شافعی که اگر 400 صفحه است حدود 100 صفحه اش را در مرسل و قابل قبول نبودنش بحث کرده است و لذا طبقه آمد.با این طبقه میفهمیدیند که مرسل هست یا نه.ابو حنیفه مرسل را قبول میکرد.

ما طبقه داریم ولی طبقه مخصوص به خودمان را داریم که بر اساس ائمة سلام الله علیهم اجمعین است.

مرحوم استاد راه جامع الرواة را تکمیل فرمودند. کتاب مرحوم آقای زنجانی که جامع الاقوال فی علم الرجال است همین کار را کرده اند.

مرحوم استاد بحث طبقته فی الحدیث را دارند و از ارکان رجالی است و در شیعه دیر مفصل طرح شده است. با روشی که ما عرض کردیم بیاییم بکنیم از عامة هم جلو می افتیم. جدا کردن فهرست هم همین است.

مرحوم آقای بروجردی هم یک بحثی دارند که مزایایی دارد و ... و در جای خودش.

مرحوم استاد در ج 14 به عنوان قاسم بن عبید اسم ایشان را آورده اند:

9517 - قاسم بن عبيد:

أبو كهمس (ق(یعنی مرحوم شیخ طوسی به این عنوان در اصحاب الصادق سلام الله علیه وارد کرده اند. اولین بار ابن داود است ق یعنی شیخ در رجال بعضی هم رموز دیگری میگذاشتند. روشن شد مرحوم استاد این اسم را از کتب تفرشی گرفته اند که کتابی رجالی در قرن 13 است.مرحوم تفرشی از دو جا گرفته اند. یکی رجال مرحوم شیخ و دوم در کتاب کافی در ابواب دعاء که قاسم بن عبید ابو کهمس هست.)) روى عنه الحجاج الخشاب، كذا يظهر من كتاب الدعاء من الكافي ذكره السيد التفريشي في نقد الرجال 24.

أقول: هذا غير موجود في أكثر نسخ الرجال(پس مصدر اول مرحوم تفرشی رفت زیر سؤالو نسخ مشهور رجال شیخ این نیست . هیثم بن عبید است نه قاسم بن عبید. رجال شیخ به خ شیخ در اختیار ابن داود بوده است. تهذیب شیخ به خط خودشان در اختیار صاحب معالم است. پس نسخه مرحوم تفرشی شبهه دار میشود. در رجال شیخ الهیثم بن عبید الشیبانی ابو کهمس الکوفی در اصحاب الصادق سلام الله علیه است.)، و أما ما نسبه إلى الكافي فهو صحيح، لكنه ليس في كتاب الدعاء و إنما هو في كتاب فضل القرآن، باب من حفظ القرآن ثم نسيه 4، من الجزء 2، الحديث 5، إلا أنه في بعض النسخ على ما حكي(پس مرحوم استاد مراجعه نفرموده اند.در کافی دارد الآن که حدثنی ابو کهمس و هو الهیثم بن عبید و در حاشیه کافی مطبوع دارد که در بعض نسخ القاسم بن عبید است.)، و كل ما رأيناه من النسخ فالموجود فيه الهيثم بن عبيد أبو كهمس، و هو الصحيح.

واضح است که در خط کوفی قاسم و هیثم متقارب هستند و معلوم شد ان شاء الله که قاسم بن عبید ثابت نیست. چرا. چون در کتب ما اولین بار برای اعتماد در کتاب مرحوم تفرشی هست.

لذا مرحوم تستری دارند که العنوان غیر متحقق. یعنی در خارج وجود ندارد.

در ج 19 مرحوم استاد مطلبی دارند که : ایشان فرموده اند:

أقول: الظاهر أن من ذكره الشيخ هو الهيثم بن عبد الله(که  نجاشی فرموده است)، فإن أبا كهمس و إن أطلق على القاسم بن عبيد أيضا، إلا أنه لم يذكر له كتاب و صاحب الكتاب هو الهيثم بن عبد الله. (این مطلب از مثل استاد با اون اقول ایشان خیلی بعید بود. در ج 14 جوری بود که انگار قاسم بن عبید اصلا وجود ندارد ولی اینجا تعبیرشان فرق دارد.)

پس تا اینجا روشن شد که الهیثم است نه القاسم. آی پدر بعدالله است یا عبید است که شیخ فرموده اند در رجال. اونی که مرحوم نجاشی دارند الهیثم بن عبد الله له کتاب ذکره سعد بن عبد الله فی الطبقات. طریق به کتاب هم ننوشته اند. در فهارس صحیح اسم این شخص و کتابش نیست.عر ضهم کردیم که طبقات در ذیل کتب سعد بن عبد الله نیست و آیا عنوان وصفی است نه علمی همان طور که احتمال دادیم که ایشان فهرستی داشه اند یا مناقب رواة الحدیث داشته اند. شاید یک کتابی که درش طبقات رواة هست مراد ایشان باشد.

خلاصه مرحوم نجاشی هم خودشان گیر داشته اند و نجاشی طریق صحیح به کتاب نداشته اند. نه طریقشان به سعد و نه طریق سعد به ابو کهمس را آورده اند. نشان میدهد که مرحوم نجاشی در کلام سعد شبهه داشته اند.

در مشیخه هست که ما کان فیه عن ابی کهمس فقد رویته عن سعد بن عبدالله. آیا طریق این بوده است؟ عن ... عن ابی کهمس. آیا مرحوم نجاشی در طبقات همین طریق را دیده اند که ضعیف است و نیاورده اند؟

لذا نباید عنوان نجاشی را اصل قرار دهیم خود مرحوم نجاشی هم شبهه داشته اند.

مرحوم شیخ طوسی در فهرست دارند که ابو کهمس له کتاب. یعنی در اجازات اصحاب اسم نیامده اند. اخبرنا به جماعة(مثل ابن غضائری پدر) عن ابی المفضل شیبانی(که پیش ما تضعیف شده اند و در طلب حدیث رجلة کرده است و از بچگی در حدیث بوده است و اوائل 400 فوت شده است و در سنی ها هم زیاد ازش دارند.شیخ طوسی او را درک نکرده است.)عن حمید.(حمید بن زیاد از بزرگان واقفیه از مشایخ بزرگ متوفای 310 است. ابو المفضل عن حمید نزدیک 90 سال فاصله است و خیلی زیاد است و کرارا عرض کرده ام که مرحوم نجشی چون بچه بغداد بوده اند او را دیده اند و با واسطه فقط نقل میکنند ولی مرحوم شیخ طوسی وقتی آمدند بغداد 408، ایشان را ندیده بودند ولی زیاد ازشون نقل میکنند. یکی از موارد اختلاف دو بزرگوار فهرست نویس ما همین است. مرحوم شخی مستقیم نگرفته اند ولی به عنوان فهرست نقل میکنند. ولی مصدر علم مرحوم نجاشی طبقات بودد و این دو دو مصدر هستند. مرحوم نجاشی اعتماد نداشته اند و لذا نقل نمیفرماند. پس شیخ حواسشان جمع بوده است.پ سدر فهارس اسمش ابو کهمس بوده است. طبقات یک چیز دیگر. ابو کهمس هم در رویاات بوده است و مرحوم نجاشی  هم منشأش روشن است. پس واضح است که اون چیز درست و درمانی که داریم همانی هست که مرحوم شیخ نقل کرده اند.)

میماند دو محور دیگر. در محور کتب رجالی ابو کهمس آمده است. فقط در رجال مرحوم شیخ الهیثم بن عبید الشیبانی ابو کهمس الکوفی آمده است. در رجال.

در روایات هم در معظمش ابو کهمس آمده است.یکی و مورد آمده است. مثلا شیخ عن عبد الله بن بکیر عن ابی کهمس و اسمه الهثم بن عبید. در کافی هم هست که و هو الهیثم بن عبدی. در دو سه مرود تصریح شده است به او.

لذا اصل اینکه اسم ایشان این است با توجه به دو سه تا روایت و رجال شیخ روشن است و اینها معارض ندارند و میشود قبول کرد و معارضش فقط تعبیر نجاشی و یک نسخه هم از کافی.

و مصدر عم ما فهارس اصحبا نیست. یکی رجال شیخ است و یکی هم یکی دو تا روایت و اما در معظم مصادر ما همین بود ه عرض شد. الهیثم بن عبید الشیبانی. شهبانی که مرحوم استاد داشتند هم قطعا غلط است و هیچ جا نیست فقط اشتباها در کتاب ایشان اشتباه شده بود.

ارسال سوال