ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۷/۱۱/۱۶ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (66)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

در مسأله 1565 در المحلی غناء را آورده است که بیعش جایز است. از ص 55 ججلد 9 میآید تا ص 63. کل آنچه مربوط به غناء است دارد.

مرحوم صدوق ظاهرا بیع مغینه را اشکال نداشته است ولی اجر المغنیه را اشکال داشته است. مثل ابن حزم همه را گفته است حلال.با اینکه ظاهری است، در سند روایاتش اشکال میکند و روایات را در دلالتش هم گیر دارد.

در فقه ما اول آیات و بعد سو الله صلی الله علیه و آله و سلم و بعد ائمة سلام الله علیهم اجمعین به تسلسل تاریخی بررسی میشود.

ولی در عامة اول آیات و بعد روایات رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و بعد عمل صحابه.

در اینجا آیاتی هست. بعضی *(یشتری)* دارد و بضی ندارد. این تعبیر را ناظر گرفته اند به ملازمات غناء  شؤونات آن مثل بیع و شراء مغنیه و ...

خود ابن حزم اشکالش این است که آیه لهو الحدیث اصلا ناظر به غناء نیست.

و الثالث ان نفس الآیة یفسد احتجاجهم بها لان فیها*( و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا)*

به قرینه ذیل اصلا ناظر به باب غناء نیست. هذه صفة من فعلها کافر ...

ابن حرم این طور میگوید. لو ان امرء اشترت مصحفا لیضل عن سبیل الله لکان کافرا. فهذا هو الذی ذم الله تعالی و ما ذم قط عزوجل من اشتری لهو الحدیث لیلتهی به و یروح نفسه لا لیضل عن سبیل الله تعالی فبطل...

و کذا من اشتغل عامدا عن الصلاة بقراءة القرآن...او بحدیث یتحدث به او ینظر فی ماله او بغناء او غیر ذلک فهو فاسق عاص لله تعالی. و من لم یضیع شیئا من الفرائض اشتغالا بما ذکرنا فهو محسن.

روشن شد. پس ما یک بحث اسلامی داریم. فقط بحث شیعی نیست.

نکته بعدی اینکه با وجود حرمت بعضی از مهاصی الهی عملا برخورد مسلمان ها فرق میکرده است. در عاصی بعضی را مثل شراب انجام میدادند.ولی خوردن خون کم بوده است. یک چیزهایی در جامعه اسلامی متاسفانه بوده است و یکی اش هم خرید و فروش مغنی.

عملا رد جامعه اسلامی میخریده اند و میفروخته اند.

عرض کردیم در مدتی از زمان مهمترین مرکز غناء دنیا مدینه بوده است. با اینکه بنی امیه همه رقاص بودند در شام و هوایش هم خیلی خوب بوده است و ... حالا چه طور وضع مدینه بوده است که از شام جلو تر بوده است. مدینه از شام در موسیقی و نوازندگی و مطربی جلوتر از دستگاه حاکم بودند و به خود عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زینب نسبت داده اند که در مجلس غناء شرکت میکرده است و بعید میدانم درست باشد. دروغ است. به نظرم زیادی کرده اند.

نقل کرده اند که در میدنه یک مردی بود و اون قدر دورش برای کنسرتش زیاد میشود که میروند روی سقف و اون قدر هجوم جمعیت زیاد میشود سقف رویشان میریزد و مغنیه میمیرد و کنسرتش را نمیتواند اجرا کند!

تصور بکنید. چه روزگاری در مدینه بوده است.

از اون طرف در صحابه بودند و ائمة خیلی نهی میکردند ولی جو عام بالاخره مؤثر است.

مغنیه ها را تا چهار صد هزار دینار دیده ام. این خیلی وحشتناک است. چهار میلیوم درهم. این حدود یک نهم خراج کل عراق بوده است! این نکته که عرض کردم که مجرد قناء نبوده است این است که این بحثها را در مغنی نکرده اند. در مغنیه کرده اند. در اجر هم مغنی در روایات داریم و هم مغنیه ولی در بیع خصوص مغنیة داریم. ظاهرا جهات جنسی قصه مصب بحث را برده است روی زن.

احتمال خصوصیتی بوده است.

پس این نکات را داشته باشد. عده ای از علمای قم که فکر میکرده اند عیب ندارد به خاطر واقع خارجی بوده است که همه میخریده اند.

انها نشان میدهد در جامعه جا افتاده بوده است.البته عده ای جلوی این کار ایستاده بودند. این یکی از عمواملی است که فهم حدیث را مشکل میکند. به خواندن حدیث تنها نمیشود اکتفا کرد. همین نماز خوانها میفروخته اند و ... و بگوییم همه این معامله ها باطل و عده ای ولد الزنا و ...و اینها عاملی بوده است که سخت باشد حدیث حرمت بیع را قبول کنند و به نظر ما این است که اگر ما روایت جواز دیدیم در جو حاکم، معلوم میشود که تقیه است.

به نظر من با در نظر گرفتن شواهد تاریخی فروش جاریه مغنیه فروشش از فرش خر جا افتاده تر بود. وقتی در مدینه این قدر جمع میشده اند تکلیف بقیه بلاد را بفهمید. چون کفر ا زکعبه آید...

یک روایت داریم از مولا ابی الحسن سلام الله علیه که احتمال دارد که آقاق موسی بن جعفر سلام الله علیهما یا آقا امام رضا سلام الله علیه باشد. که میگوید فروختیم و پولش برای شماست و حضرت میفرمایند نمیخوام ثمن مغنیه سحت است.

یک روایتی از آاقا امام صادق سلام الله علیه است که شخصی گفته بود این مغنیه را بفروشید و ثمنش را برای کعبه قرار دهید. امام میفرمایند نه... اون جاریه ها را بفروشد و پولش را بیاورد و در منا عرفات و ... بیاید دنبال ابن سبیل بگردد و به مسؤولین کعبه ندهد اینها دزد هستند. از این روایت میخواهند جواز بفهمند. این رواینت میشود حمل بر تقیه شود. یا همان دینوری... ممکن است اون سنی برده فروش باشد.

این نکات زیر بنای تفکرتان باشد.

این نکته اساسی است که در اون زمان کاملا در جامعه جا افتاده بود و حرکت در خلافجریان اب مشکلاتی دارد خصوصا وقتی قصه به حکومت بکشد.

ارسال سوال