فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (58)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

یک روایتی داریم که در روز قیامت یک سراپرده ای هست که سلطان و اعوانش در آن جمع میشوند. خب آشپز هم میآید دیگر. لذا به نظر میرسد اون کلام عبدالله بن مبارک یا سفیان ثوری مأخوذ از اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین باشد.

لذا در روایت صفوان جمال همان مقدار شتر هم باعث داخل شدن در اعوان الظلمة میشود.

در ضمن اعوان اللمة قابل تخصیص است و بعدا ان شاء الله متعرض میشویم.

گاهی اوقات به قدری گناه مهم است معین هم به منزله عامل گناه است. حتی را ننده ای که مثلا خون آلوده به ویروس کذا را بار زد و به بیمارستان فروخت خود راننده هم گناه کار است فضلا از معین و معاون.

اون آقایی که در مورد خیاط داشت درست میشود و من لاق لهم دواتا هم در روایات ما بود.

راننده و خیاط در اصطلاح امروز دولت نیست ولی در یک مجموعه ای هستند و این غیر از اصطلاح سیاسی است و در روز قیمات به صورت سراقا من النار تجسم پیدا میکند.

لذا کلام عبدالله بن مباکر یا سفیان ثوری تفسیرش این میشود.

لذا گفت تو اصلا خودت جزو ظلمة هستی. معین ظلمة کسی است که به تو نخ و سوزن میفروشد.

غرضم توجیه کلام اون آقا نیست.

غرضم چیز دیگری است. باید موردی حساب کنیم. بعضی از موارد در جایی که شخص به حسب ظاهر معین است در موردی خودش اصلا عامل باشد

اصولا در احکامی که در زمینه اش احکام عقلی هست لازم نیست اون نص ما دقیقا به مقدار عقلی باشد.

شبیه این بحث در استصحاب احکام عقلیة هست. اگر عقل احراز نکند ککه عقل حکم نمیکند و اگر باشد که دیگر نیازی به استصحاب نداریم. عقل حکم میکند.

اینجا مرحوم شیخ اشکال داشتند. عقل حکم نمیکند که ضرب مطلقا صحیح است. ضرب با قید تأدیب خوب است و اگر شک داریم عقل دیگر حکم نمیکند. از خصائص احکام عقلی است که در احکام شرعی گاهی میشود ترتیب آثار داد ولی احکام عقلی تا تمام وجوه را احراز نکند حکم نمیکند.

تا ضربه سوم مطمئن بودیم تأیدب است ولی بعدش را شک میکنند.

لذا معروف است که مرحوم شیخ قائل هستند که استصحاب در احکام عقلی جاری نمیشود.

جواب بعدی ها هم این است که یکی از نکا شرعی بودن حکم این است که شرع میتواند حکم را ادامه دهد.یعنی اگر ما حکم عقلی را آئردیم اگر حکم عقلی خارج شد در اون حکم شرعی استصحاب میکنیم.

در قاعدة فراغ عرض کردیم که بعید است عقلاء در همه جا قاعدة فراغ را جاری بدانند.

قاعدة فراغ را جایی جاری میکنند که حواسشان جمع بوده است ولی اگر حواس نداشته است نه. ولی ممکن است بگوییم که شرع آمده است توسعه داده است. مخصوصا در روایتی داریم هو حین یتوضأ اذکر منه بعد الوضوء. در وقت وضوء حواس شجمع تر است. لذا مرحوم استاد قائل اند که فقط در جایی است که حواسش جمع باشد و در تعبد به همین مقدار آمده است ولی ممکن است بگوییم که نه در تعبد اعم آمده است. محل بحث در واقع این است که ببنیم این روایات واردة دارند امر عقلائی را برسی میکند یا بیشتر. همان است یا بیشتر. شرع توسعه داده است یا خیر.

آیا عقلائیت قرینه میشود برای اینکه تعبد شرعی اخص است و یا اینکه بر عکس. ادله شرعی میفهماند با اطلاقش که توسعه داریم.

در خصوص قاعدة فراغ نکته دیگری هم هست که اگر در لسان دلیل علت داشتیم العلة توسع ولی حکمت توسعه نمیدهد.

در حقیقت هو حین یتوشأ آیا علت است یا حکمت زیرا ادات علت درش نیست.

مرحوم نائینی قائل هستند فاِنّ ادل است در تعلیل نسبت به لِاَنّ. تعلیل با فاء در تعلیل اعم است.

اینجا مشکل این است که اینجا ادات تعلیل درش به کار برده نشده است. عده ای حکمت فهمیده اند ولی مرحوم استاد علت فهمیده اند.

ما عرض کردیم در ما نحن فیه به کم عقل و سیره قطعی عقلاء در مواردی اعانة بر گناه را محاسبه میکنند و بلکه در مواردی خود اعانة را گناه میدانند.

الآن ارتکازات عقلائی هم همین طور است. در دنیای ما اگر کسی خون آلوده را حمل کند به بیمارستان ببرسد این معین نیست. این خودش کناه کار است.

در آیة مبارکة لا تعاونوا داریم و درجه بندی ندارد. آیا ما بیاییم آیة شریفه را روی محیط عقلاء درجه بندی اش بکنیم یا اینکه بگوییم قاعدة عقلائی در درجه ای است و تعبد شرعی اوسع باشد. بلکه ممکن است  تعبد شرعی در بعضی از مناطق اضیق باشد.

مثلا خواندیم که ایجاد فاعل را اعانة نمیگفرتند ولی بگوییم که نه بعضی جاها شامل میشود ولی شارع اضیق کرده است.

انصاف قضیه باید تعاون را اعم بدانیم . یعنی عقلائیتش را ضیق کننده قاعدة ندانیم. یعنی دایره شرعی را اوسع بداین. در قاعدة فراغ هم همین را عرض کردیم وفاقا للمشهور و خلافا لاستاذ رحمه الله.

در اینکه خطابی ارشادی باشد عرض کردیم که ملاک باشد. خطاب ارشادی مرجعش به ملاک است. الآن دلیلی نداریم که تقیید برنیم. بگوییم عقل آمد درجه بندی کرد.

انصافا دلیلی بر تقییدش نداریم.

قطعا در مظان عقلائی فرق میکند که کمک در چی باشد. ممکن است بگوییم نظر شارع این است که هیچ گناهی نباشد. در همه گناهها این طور است. نه اینکه دسته بندی کنیم.

بحث اصالة الاطلاق و اصالة العموم این است. همین که امکان داشت هست.

همین که ممکن بود شارع این طور از این لفظ همه را اراده کرده باشد همین است.

حق در مقام این اس که ادله تعون به لحاظ لفظی اوسع هستند از ادله تعاون به لحاظ عقلائی.

در عقلائی ممکن است بعضی گناهها را بگوییم که نه تعاونش اشکال ندارد ولی بعضی اشکال دارد.

ولی اینجا این حرف ها راه ندارد.

البته در احکام عقلی تخصیص بردار نیست.

اگر شرعی شد چون جهات شرعی میشود تزاحم بردارد لذا میشود تخصیصی را بردارد.

لذا ادلة تعاون بر اث و عدوان قابل تقیید هست.

اون نکته اساسی شان این است که حکم عقلی تخصیص بردار نیست.

تعبدهای شرعی که لسانش لسان حکم عقل تخصیص بر نمیدارد و حکم عقلی تخصیص بردار نیست.

در بحث خبر واحد تمسک کرده اند به آیه شریفة: *(وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم‏)* و گفته اند خبر واحد تخصیص خورده است ولی جواب داده اند که این آیه تخصیص بردار نیست. لذا اگر خبر واحد را شامل شود معنا ندارد این حرف را بزنیم.

اگر اعوان الظلمة بودن گیر دارد علی بن یقطین چه میشود.

اگر حکم شرعی قبول کردیم بگوییم لازم نیست حکم شرعی به اندازه دایره حکم عقلی باشد.

احکام عقلی با تزاحمشان ممکن است بگوید در حالت قبلش باقی است.

انقاذ غری و نامه نوشتن هر دو ممکن است مصلحت داشته باشد. در اونجا عده ای قائل به کسر و انکسار هستند.یعنی 80 و 20 ، 60تا خالص میماند.

ولی وقتی تعبد شرعی آمد این تعبد از یک طرف توسعه میدهد و از طرف دیگر میتواند بگوید که شارع میتواند تقید بزند. الا من اکره و قلبه مطمئن للایمان.

و تعبیری داریم که بعضی از این افراد که دراعوان الظلمة کارهای خوب میکنند یزین الله بهم السماواتو الارض یا ینور الله.

ولی اگر کسی بگوید که عقلی صرف است دیگر به درد نمیخورد.

مثلا فکر نمیکنم که این حرف را که به یونس نسبت داده اند درست باشد و شأن یونس ان شاء الله اجل است و این بعید است از شأن او و به نظرم قمی ها ساخته اند که بهش گفتند حضرت رضا سلام الله علیه دارند میروند حکومت او هم فت که ان دخل فی هذا الامر طائعا او مکرها فلیس بامام و میگویند که علی بن ریان پاشد زد تو گوشش که خاک توسرت این حرفها چیه میزنی. امام اگر اری انجام داد یعنی درست همان است.

ارسال سوال