فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (53)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

انصافا کل سیرة سوره استراتژیک و مهمی است.

در ضمن اون عبارت قبل الفتح هم که در البرهان آمده بود، ناظر به سورة اذا جاء نصر الله و الفتح است. نه بعد سال الفتح.

نکاتی داریم:

نکته اول این است که تعاونوا علی البر و التقوی حمل بر استحباب است و بعدی هم حمل بر کراهت.

این انصافا خلاف ظاهر است و نسبت به کلمه بر و تقوی من حیث المجموع استعمالش در قرآن فرق میکند.کلمة تقوی اصطلاحا از کلمات کلیدی و کثیر الدوران است. چند کلمه هست که قرآن بر آنها بنا شده است یکی کلمه تقوی با اشتقاقات مختلفش است.

یکی کلمه الله است و یکی ...

بر این طور نیست. موارد استعمالش و اشتقاقاتش در قرآن محدود است.

از طرف دیگر چون ما در دو مورد کلمه بر و تقوی در قب از این سوره داریم به احتمال بسیار قوی این آیه مبارکة ناظر به همان دو مورد باشد. در سوره مبارکة بقرة: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ(یا به معنای حال است یعنی مع حبه و یا اینکه لحب الله تعالی باشد.) ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ(عناوین بعضی در زکاة است و بعضی در خمس) وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177)

پس ان آیه مبارکة از اول تا آخر توضیحی در مورد بر داده است.

در آیة 189 هم این طور داریم:يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (189)

پس بر و تقوی مجموعه ای از عقائد و عمل و فقه است.

پس این احتمال که بر مستحب است خلاف ظاهر است.

در سوره مجادلة داریم:*(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى‏ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَ يَقُولُونَ في‏ أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصيرُ (8)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَناجَيْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (9))*

اینجا تعبیر اثم و عدوان را داریم. و انصافا احتمال کراهت معنا ندارد. و میبینید که بر و تقوی هم دارد.

و در ضمن در سیاق معصیة الرسول داریم که اصال راه ندارد حمل بر کراهت کنیم.بعدی نیتس که این آیه مبارکة ناظر باشد به آیة مبارکة کنتم خیر امة تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر.

یکی از موارد بر و تقوی بهش امر شده است و یک اثم و عدوان هم که تناجی باشد ازش نهی شده است. پس مراد از آیة مبارکة که بعدا نازل شده است تعمیم ارم به بر و تقوی و نهی از اثم و عدوان است.

نکته دوم اینکه آیة مبارکةة در ذیل آیة دوم سورة مائدة آمده است و این سورة از اولش احکام است.

در مورد این آیة مبارکة سه احتمال نسبتا عقلائی و اساسی وجود دارد. یک احتال این است که تعاونوا ذیل احکامی است که در بالا آمه است خصوصا ذیل حکم آخر. یعنی مکمل حکم عقلی آخر باشد.یعنی شما مأمور به تعاون بر بر و تقوی هستید و مقابله به مثل نکنید. این تعاون بر اثم و عدوان است.

ظاهر عبارت تفسیر المنار همین است.در سال ششم مشرکین مانع شدند پیغمبر عمرة به جا آورند و مشرکین فقط برای طواف لباس میپوشیدند و غالبا مالک نبودند و آمده بودند اجاره کرده بودند و بعضی از مشایخ مکة هر کدام صد دست لباس مثلا یا بیشتر لباس احرام داشتند و بعضا عشیرة ای بود و اعتقادشان این بود که در لباسی که گناه کردیم طواف نکنیم و اسلام گفت که از اول میقات لباس بپوشید. بعضی شون هم عاریا طواف میکردند از باب اینکه نه اجاره کنند و نه لباسد خودشان.

مشرکین خیلی اذیتتان کردند در سال ششم و ماعتان شدند و هدی آوردند و .... قبول نکردند از احرام بیرون بیاییند. مسلمانان ناراحت شدند و حضرت ناراحت شدند که مسلمین خودشان این طور عمل کردند و تشریف بردند در خیمه و ام سلمة گفت که از خودتان شروع کنید و حضرت نحر کردند و بقیه هم شروع کردند....

پس یک احتمال اساسی که این آیة ناظر باشد به فقط سه چهار حکم اخیر و در نتیجه اصلا به درد فقه ما نمیخورد.

شما کینه توزانه عمل نکنید بلکه بر عکس کار آنها بکنید. در این صورت اصلا به درد بحث ما در مکاسب نمیخورد.این احتمال با استدلال فقهای عامة و بعدها فقهای ما نمیسازد. البته روایت هم نداریم.

احتمال دوم اینکه اصولا این تعبیر آیة یک حکم مستقل باشد. حکم ها هر کدام مستقل و این تعبیر هم همین طور. مؤید این احتمال اولا تفسیر این آیة در آیات دیگر. سورة مجادله هم مدنی است. به نظرم سال 7-8 بود. اگر این احتمال باشد انصافا با ظواهر آیات بیشتر میسازد و بگوییم ربطی به احکام سابق ندارد. بله این تعبیر مشعر است در احکامی که در مقام امتثال است و به ضمانات تنفیذی و اجرایی میخورد. این حکم طبیعة جزو احکامی است که جزو شأن مقنن است. مقنن اضافه بر اینکه قانون وضع میکند یک ضمانت اجرایی هم دنبالش میگذارد. و این شأنی از شؤ<ن قانون گذاری است.این طور نیست که فقط عقل درک میکند. بعید هم نیست که ما وقتی صحبت از خاتمیت یا تفویض میکنیم مقداری از سنن بر گردد به ضمانت های اجرایی.مثلا لا ضرر از این باب باشد. یک ضمانت اجرایی. اگر جایی اجرای قانون به درجه ای رسید ه به مسلم ضرری بزند، بخواهد از اجرای قانون ضرر بزند این حکم منفی است.

لا ضرر و لا ضرار عرض کردیم که ضرر ضرر به خود و ضرار از او به دیگری واقع شدن است. اون ضرری که به دیگری رسیده است. اگر کسی بخواهد با حق قانونی اش ضرر به دیگری برساند این طور میشود.مثلا اگر یک مکلف از قانونی الحاق ضرر به دیگری کرد این قانون باید درش دستکاری شود. قوانین در مرحله اجراء نباید موجب اضرار شود.

مهمترین ضمانت اجرایی به نظر ما امامت است زیرا امامت شریعت را در جامعه پیاده میکندو مرحله بعد مثلا امر به معروف و نهی از منکر. تعاون بر و تقوی هم یکی از ضمانات اجرایی است. بلکه تعاون بر و تقوی مرحله دوم و بعدش امر به معروف و نهی از منکر است.

این همان معنایی است که عامة فهمیده اند. در این معنا یکی دو مورد روایت داریم.

حالا بعدا بیشتر بث میکنیم ان شاء الله.

احتمال سوم اینکه در آیات قرآن هم زیاد است، این اصلا حکم نیست. اینها در حقیقت ملاکات هستند. در حقیقت خداوند متعال دارند کأن میفرماینید که کل شریعت که آمده است برای این است که در جامعة بر و تقوی باشد. ملاک اصلی تشریع من بر و تقوی است.

اشاره ای مختصر میکنیم.

ما عض کرده ایم که بعضی از آیات به منزلة قاون اساسی است که تمسک به اطلاقش نیمشود کرد و بعضی به صورت ماده قانونی است که میشود در ظرف شک رجوع کرد.

آیات احمام به صورت کلی میشود به دو قسم تقسیم کرد.

بعضی اوقات آیه مثلا 5 سطر است و 2 سطرش بیان ملاکات و بقیه اش بیان حکم است و بعضی کلا حکم است.

مثلا ر آیة مبارکة این طور داریم: *(وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (231))*

میبینید یک سطر مثلا حکم است و بقیه اش موعظه و ....

حالا در آیة رضاع: *(وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ(پدر به اصطلاح) رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (233))*

میبینید تعابیر در ابتداء جوری است که آدم احساس میکند خداوند دارد بیان جزئیات میکند. حولین کاملین. میبینید و لذا به حکم میخورد.اگر دقت بفرمایید خلی ریزه کاری دارد.فروض مختلف را بیان میکند.جدایی باید با تراضی و تشاور باشد.

لذا آیاتی که به منرله ماده قانونی است با آیاتی که به منزلة قانون اساسی است فرق دارد.

و لذا عرض کردیم حرف اخباری ها باطلاقه درست نیست. سیاق آیات با هم فرق دارد.

در مورد معروف هم سه وجه است. یکی شناخته شده در عرف. دوم معروف عند الشرع است و معروف عند العقل العملی که این سومی به نظر من اقرب است.

ولی مثلا در اواطس یا در آخر آیة میبنینم که از حالت قانونی خارج شد.

این یک روش قرآنی است که حتی اگر به صورت حکم باشد باز موعظه هم معمولا مخلوط میشود.

مثلا د همین سوره مائدة در آیة سوم: *(حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في‏ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (3))*

خوب دقت میفرمایید. از اوساط دوباره روش عوض میشود. مدل حکم عوض میشود.

کذا در آیة تیمم که اواخرش میرود روی ملاکات. ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج....

شاید هم از وجوهش این باشد که در کتب عامة ندیده ام که عرب قبل از اسلام از جنابت غسل میکرد و در ما یک روایت مرسلة در احتجاج دارد. لذا در آیة مبارکة مدل وضوء و تیمم آمده است چون نمیشناخته اند ولی غسل نیامده است زیرا اینها ظاهرا میشناخته اند.

لذا خصوصیات غسل جنابت در این آیه مبارکه نیامده است.

اگر این طور باشد معنی آیه این میشود که هدف از شرع تعاون بر بر و تقوی اس و این دیگر حکم نمیشود.

ارسال سوال