ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (48)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

در این بحث انگور کاری که معین میگوید اعانة بر تمکن شخص است نه گناه. تمکن این شخص مقدمة است برای شراب سازی و اون عصیان است. پس فروش انگور اعانة است بر مقدمه ای مشترکة.

این فرمایش ایشان. مراد از مقدمة مشترکة هم این است که میتواند منتهی به اثم شود و میتواند هم نشود.

این را از قیل دادن عصا به شخصی است که میخواهد بکشد. ایاشن دارند که تجارت تارج با بیع عنب فرق دارد. این مطلب قبل و بعد مرحوم شیخ اختلافی است.

مرحوم استاد هر دو را اعانة میدانند ولی مرحوم شخی بیع العنب را اعا«ة میداندو دیگری را نه.

آیا اتیان شرط حرام هم حرام است.مثلا این آقا میخواهد تمکن از عنب پیدا کند که خمر بسازد. بگوییم تمکن از عنب برای اینکه خمر شود حرام است. شرط الحرام حرام است. معین به شرط حرام است.یعنی مقدماتی که از قبیل شرط هستند برای حرام. الشرط ما یلزم من عدمه عدمه و لا یلزم من وجوده وجوده.

تمام عبارات مرحوم شیخ را نمخوانیم و خیلی عبارات ایشان متأسفانه زیر بناهای محکمی ندارد.

و لکن الحکم در کلامشان عدول است و میخواهند با کلام استادشان مخالفت کنند. مراد از تجری هم ...و البیع لیس اعانة علی التجری و ان کان اعانة علی الشراء. تجری تقومش به قصد است. من که میفروشم خود فروش اینجا وجود دارد.

تجری عبارت از تمکن از انگور ه قصد تخمیر است.

کاری که من میکنم مقدمة بر این فعل نیست.

ایشان دارند که تجری بعارت است از فعل متلبس با قصد. یعنی شراء به تعبیر ایشان یا تملک و تمکن به تعبیر بنده . تمکن به قصد تخمیر.

در خلال بحثهای گذشته عرض کردم. خیلی قصد ندارم عبارت مرحوم شیخ را بخوانم.

ایشان دارند فان التجری یحصل بالفعل المتلبس بالقصد.

تجری کی اصطلاح معروفی پیش ما پیدا کرده است که مخالفت حجت مخالف واقع است.

این هم یک اصطلاح اینجا هم یک اصطلاح تحری است. میرود که شراب بخرد بخورد میبیند تمام شده است.

یک معنای دیگر تجری خصوص قصد است.یک جمعی که روایات را کرده اند این است که اگر مجرد نیت باشد عقاب ندارد و الا عقاب دارد. اگر مقدمات را انجام داد عقاب دارد.

و توهم ان الفعل مقدمة له... ظاهرامراد ایشان از فعل در اینجا شراء است. فیحرم الاعانة>.. این فعل مقدمه است برای تحری. مدفوع بانه لم یوجد قصد الی التجری.

یک قصدی است معروف که قائل به جبر شده اند که مناط بر ارادیت فعل این است که مسبوق به ارادة باشد و تسلسل لازم میآیداین ظاهرا اشاره به اون بحث است. اون بحث علی تقدیر الصحة که بعد مرحوم شیخ تأمل امر میکنند، جوابش علی تقدیرش این است که ارادیت فعل مسبوقیت به ارادة است و ارادة بنفسها.مرحوم استاد هم در محاضرات شرحی داده اند. ان الله خلق الاشیاء بالمشیئة و المشیئة بنفسها. بحث مفصلی است.

علی تقدیر این که اون بحث در محل خودش درست باشد در فقه درست نیست.

خلاصه بنا نداشتیم خیلی کلمات ایاشن را بخوانیم و ایشان خلاصه دارند که قصد معتبر نیست.

الآن بیع العنب لمن یعمله خیرا یا تجارت تاجر برای کسی که باعث تقوی دولت ظالم میشود. مرحوم استاد دارند اعانة است و مرحوم ایروانی دارند که اعانة نیست. مشهور علمای عامة بحث بیع عنب را اعانة میدانند.

ما چه معیاری بدانیم که آخرش اعاة هست یا نه. ظاهرش این است که بحث و نزاع موضوعی است.

بالاخرة معیار چیست که این همه اختلاف کرده اند. یک سؤال دیگر هم هست که اصلا در این جور مسائل تقلید درست نیست. چون موضوعی است. فقیه هم به صورت فرد عرفی صحبت میکند. چون خود فقهاء به عنوان فرد عرفی اختلاف دراند ما در این مسائل به فقهاء بر نگردیم. حتی اگر فقیه گفت اعانة بر اثم است وحرام نیست و فردی عرفی میگوید که نه این اعانة نیست. لازم نیست از فقیه تقلید کند.

اصلا در تاریخ فقه ما این طور بوده است که علت اینکه کتابهای فقهی ما الآن مفصل شده است و قبلا موجز بوده است یک مقدارش ناظر به تطبیق موضوعی است.

انصافا روشن نیست این بحثها موضوعی باشند. فرض کند کسی میگوید که این مایع خارجی شراب اس و نیست اینجا تقلید مجتهد لازم نیست. این سنخ موضوعات تقلید در آنها لازمنیست ولی در موضوعات مستنبطة شناخت مقلد کافی نیست. ولو صلاة یک امر عرفی بوده است ولی شناخت حدود او مثل اتنباط بقیه احکام است. بحث اعانة هم همین طور است. هم حکمش و شناختش توسط فقیه است و هم تحدید موضوعش هم به تشخیص فقیه است. ایجاد مضووع را اعانة نمیدانستند.خواندیم که رمحوم ایروانی بین مقدمات فاعلیة و فعلیة فر گذاشتند.

ممکن است بگوییم که شاید اجزاء علتی تامة اونجایی که ناظر به مقضی است این فعل خود گناه کار است ولی شرط و عدم المانع به عنوان اعانة است.مبگوییم مراد ایاشن از مقدمات فاعلیة شرط و عدم المانع است. و اونی که از قبیل مقتضی است اعانة نیست. اجمالا حر بدی نیست.

مشکل اصلی این است که معیارها را تبیین نکرده اند.

ایینکه ما جلوی وجود را هم گاهی میگریم مسلم است و لذا مقدمه ایجاد افعل شدن هم گاهی اشکال دارد.

مرحوم شیخ حرمت اعانة را مسلم گرفته اند ولی عده ای در همان هم مناقشه کردند.

برای اینکه بحث از تسلسل طبیعی اش خارج شده است برویم و راه طبیعی اش را انجام بدهیم.

بحث قصد هم وسطش روشن میشود.

ارسال سوال