فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (35)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

انصافا به لحاظ مصدری شاید بشود کمی قبولش کرد ولی به لحاظ سندی نه. به خاطر عمرو بن شمر جعفی که حتی عامه هم تضعیفش کرده اند. البته تضعیف اونها اظر به این بوده است که ایشان سب سلف میکرده است.

البته این به حسب علم ماست که ممکن است روایت کسی را قبول نکینم ولی در اعلی درجات بهشت باشند.خود این عمرو بن شمر دیدم در کتب عامه که 60 سال امام جماعت مسجد جعفی بوده است  که از مساجد نسبتا مهم کوفه است.

در ضمن آخرش اگر هم جرح مرحوم نجاشی را قبول نکنیم آخرش ایشان مجهول خواهند بود.

خلاصه ایشان د رخصوص روایات جابر متهم هستند.

یک نکته اینکه در روایتی غارس آمده است و جاهای دیگر نیست. در این روایت عاصرها داریم ولی معتصرها در بقیه آمده است و اینجا نیست.

در ضمن عاصر کسی است که خودش این کار را انجام میدهد ولی معصر طالب عصر است. یعنی مشتری که میآید میگوید برای من عصر را انجام بده. فرق عاصر و معتصر ای است. باب افتعال در اینجا به معنای طلب است.

پس این حدیث به لحاظ سائر نصوص هم زیادی و کمی دارد.حارس هم در سائر متون نیست.

در ضمن جابر هم جزو بزرگان است و جای توقف در ایشان نیست.

32164- 2- «7» وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ(ایشان محل کلام است و مشهور علمای ما گفته اند که مجهول است و توثیق نشده است. مرحوم نجاشی عبارتی دارند که از آن عبارت توثیق برادرش حسن را فهمیده اند. خود بنده نظم این است که برادش حسن توثیق بهش میخورد.عامه هم درش کلام دارند. زیدی ها خلطوا عملا صالح و آخر سیئا. مقداری شیعی هستند و مقداری عامی) عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ(این در ما شخصیت فرهنگی ندارد و پیش زیدیه شخصیت فرهنگی دارد و یک کتابی زیدیه دارند که مسند امام زید است و مجموع فقهی هم بهش میگویند و راوی اون کتاب همین فرد است. روایات اون کتاب حدود 900 و خوردی است. در کتابهایی هم این ها استخراج شده است. در این کتاب اگر درست شود نه به لحاظ فقط فرهنگ شیعی بلکه به لحاظ فرهنگ اسلامی قدیم ترین متن مربوط به قرن اول است.از کتبی که عنوان کتاب دارد القضایا و السنسن و الاحکام است که اون حدود 40 است و الآن موجود نیست. بعد آن اولین کتابی که میشود اسم مسند رویش گذاشت همین کتاب است.بعض از روایاتش موقوف است و بعضی اش مرفوع است. اگر از امیرالمؤمنین سلام الله علیه بود یعنی موقوف است. ولی اگر عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود مرفوع است. مرفوع در این اصطلاح عامه قوی تر میکند.دو نکته در مورد این کتاب. اولا راوی کتاب منحصر در عمرو بن خالد است. در بحثی اشاره کرده ام که عمرو بن خالد را علمای عامه بالاتفاق تضعیف کرده اند. راوی کتاب سلیم بن قیس را عده ای از عامه توثیق کرده اند. ابان بن ابی عیاش. ولی عمرو بن خالد را بالاتفاق تضعیف کرده اند. بعضی هم گفته اند کذاب است. شدیدترین اتهامات در حق او. سر فرار کردنش به واسط هم همین بوده است که کذاب بوده اس و وقتی آبرویش رفت جایش را عوض کرد از آن طرف مرحوم نجاشی دارند ثقة! این مشکل را ما داریم!

چهره هایی که بالاتفاق آنها تضعیف کرده اند. در مورد سکونی هم تقریبا همین طور است.(مقرر حقیر: ظاهرا نجاشی در مورد ایشن ندارند.)نه ببخشید اشتباه شد ابن فضال نقل شده از ایشان که عمرو بن خالد را توثیق کرده اند. اولین رجال شیعی ه ازش چیزی به دست ما رسیده است رجال ابن فضال است و عیاشی که ابن فضال پسر یعنی علی را ازش دیده است و مراد همین فرد است اینجا، این کلام ابن فضال را نقل میکنند.

در ضمن اولین مسند از ائمه همین مسند است.

مسند به معنای این است ه به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برگردد. از ائمة بعدی هم مسند درایم. مثلا از اقا مام صادق سلام الله علیه زیاد داریم و از اما کاظم سلام الله علیه م داریم و از حضرت آقا امام رضا سلام الله علیه زیاد داریم که معظمش هم عامه اند و تمام مسانید سندش اشکال دارد. این هم ضابطه کلی کل این مسانید.

اصطلاح مسند یعنی حدیثی که از امام از آبائه عن رسول الله صلی اله علیه و آله  سلم باشد.از همه بیشتر سکونی در امامیه جا افتاده است.

مطلب بعدی اینکه از سال 90-100 به بعد پدیده ای داریم کد ردنیای اسلام که عده ای از نوه های صحابه از اجدادشان از رسول الله صلی الله علیه و آله و سمل نقل کرده اند. مشهورترینش پیش عامه نوه عبد الله بن عمرو عاص است. د همانمان ما مسند زید را دارمی. حدیث لا ضرر را نوه عبادة بن صامت از جدش نقل میکند. یک مجموعه این طوری داریم ه بعضی اش کتاب بوده است.

نکته بعد اینه این کتاب زید 900 تا حدیث دارد تقریبا و مرحوم کلینی حدد 5 تا آورده اند و مموعه جیزهایی که همه نقل کرده اند حدود 20-25 تا است. بیشتر مرحوم شیخ دارند. ما میگوییم که در جامع الاحادیث خوب بود همه مسند زید را استخراج میکرد. نمیخواهم بگویم حجت هست یا نه. نه. میخواهم بکویم بیاوریم رویش کار شود.

به لحاظ اعتبار مرحوم استاد این سند را معتب رمیداننند و مشهور به خاطر حسین بن علوان اشکال میکنند و عامه عمرو بن خالد را شاکال میکنند و زدی یها هم مشهورشان به این کتاب اعتقاد دارند و عده ای شان هم قبول ندارند. عامه از مصادر عامه هم نقل میکننند.

یک نته دیگر اینکه اولین کتاب در این جهت کتاب قضایا و سنن و احکام است و به نظر بنده این آمده است که بعدها آنجه به امیرالمؤمنین سلام الله علیه نسبت داده شده است همین کتاب قضایا باشد.

نکته بعدی این است که بدون شک در این کتاب موجود احکامی وجود دارد که قطعا خلاف ماست. در باب وضویش بحث شستن پا دارد و مرحوم شخی هم دارند و رد کردند. در باب رضاع دارد که رضعه واحدة محرم است. مواردی دارد که مخاف قطعی فتاوای اصحاب است.یک مورد دیگرش هم توضیحی دارد. شرح لمعه در کتاب لمعه در بحث نکاح متعه دارند که با اینکه در بیشتر اوباب روایت معارض داریم در باب متعه روایت معارض نداریم و این مقداری باعث تعجب میشود زیرا در وسائل یک روایت در باب حرمت متعه هست که ان رسول الله حرم الحمر الاهلیة و التعة در عام خیبر. البته وسائل در زمان شهید نبوده است.بعدها تألیف شده است. این روایت همانی است که بخاری در صحیحش آورده است.مسلم بحث متعتان کانتا فی عهد رسول الله را دارد و بخاری به عکس این روایت حمر اهلیه آورده است و از پسر محمد بن حنیفیة یعنی حسن بن محمد بن حنیفیة نقل کرده است. مرحوم شهید ثانی دارند که در کتب ما نیتس ولی یک حدیث هست که ظاهرا مرحوم شهید ثانی تهذیب را ندیده اند. اون یک دانه روایت هم با همین سند است. عمرو بن خالد عن زید عن... پس حق با مرحوم شهید است . یعین در مصادر ما نیست. از زیدیه است. در ضم زیدی های فعلی هم مثل عمر متعه را حرام میدانند خلی هم داغ هستند. شاید هم نظر شهید ثانی روی همین نکته بوده است.پس مجموعه شواهد قابل دفاع بودن کتاب مسند زید را نشان نمیدهد. در مجمع خوب است رویش کار شود.

در ضمن ما از امام سجاد سلام الله علیه چنین چیزی نداریم.

این روایت اینجا کمتر از ده تاست و عامه هم کتر از ده تاست) عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ سَاقِيَهَا

______________________________

(1)- الباب 34 فيه 5 أحاديث.

(2)- الكافي 6- 429- 4.

(3)- في المصدر و الآكل ثمنها.

(4)- الخصال 444- 41.

(5)- في العقاب عن محمّد بن أحمد، عن علي بن إسماعيل.

(6)- عقاب الأعمال 291- 11.

(7)- الكافي 6- 398- 10.

 

وسائل الشيعة، ج‏25، ص: 376

وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ شَارِبَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ.

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ مِثْلَهُ‏ «1».(در دعائم هم دارند:

20802- دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، رُوِّينَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: الْخَمْرُ حَرَامٌ‏ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْه‏

در ضمن در دعائم دو جا دارد یک جا مستقیم از رسول خدا صلی الله علیه و آله وس مل و احتمال دارد از کتاب قضایا باشد و اینجا هم سندش روشن است.

ما فکر میکردیم صاحب دعائم متسامح است و بعداد دیدیم نه این طور نیست.

در ضمن از عمرو بن خالد نقل کرده اند که گفت آمدم مدینه و اعلم از زید ندیدم. و این نسبت اگر درست باشد خیلی نامربوط است. اصلا زید با آقا امام صادق سلام الله علیه قابل مقایسه نبوده است ولو به حسب ظاهر فضلا از واقع که اصلا صحبت نمیشود کرد.)

(خلاصه این حدیث بنابر آنچه مفصلا عرض کرده ایم احتمالا ریشه اش برگردد به همان کتاب القضایا و السنن و الاحکام)

<<دروس خارج مکاسب سال 1388 - آیت الله سید احمد مددی موسوی - Free Download & Streaming - Internet Archive_36.mp3>>

ارسال سوال