فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 89-1388 » خارج فقه 89-1388 (3)

دروس خارج فقه سال 89-1388 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

مرجوم استاد دارند که در 11 مورد هست. خوب است که مجموعه روایات یک شیخ را یک جا جمع کرد. اولا 11 موردش دقیق نیست. بله ایشان تهذیب و ساتبصار را یک شماره زده اند خدا را شکگر ولی ممکن است حدیث واحدی در کافی و تهذیب و فقیه باشد ولی 3 شماره خورده است. عرض کردیم مرحوم نجاشی و شیخ و کشی متعرض ایاشن شده اند.

هر شخصی را در سه محور در شیعه بررسی میکنند. یکی محور روایات و یکی محور فهارس و یکی هم محور کتب رجال.

خود محور روایات بسیار مهم است. محور کتب رجال هم مهم است. گاهی اوقات شخص در محور روایات به یک سام است و در کتب رجال به یک اسم دیگر است. کتب رجال اساسا از روایات گرفته شده است. کتب رجال سایه کتب روایات است.

اما در اصحاب ما الآن در اصحابمان اصول خمسه رجالی داریم ولی واقعیت ندارد. دو تا از شیخ و یکی از کشی و یکی ابن غضائری و یکی از نجاشی رحمهم الله جمیعا.

اما در واقع کتب رجالی که الآن داریم اولینش که داریم کتاب ابن فضال پسر است و بعد از ایشان اولین مدونی که داریم رجال برقی است و بعد کشی و عیشاشی است. یک شرح طولانی دارد که آنچه به اسم اختیار معرفة الرجال از مرحوم شیخ طوسی داریم معروف به تلخیص رجال کشی. این اسم را نکمیدانیم اولا کی گذشاته سات. کتاب کشی اسمش الرجال است. کتاب مرحوم عیاشی استاد ایشان اسمش معرفة الناقلین است. این دو کتاب هر دو در مراکز غیر علمی ما در اطراف سمرقند نوشته شده است. سمرقند الآن هم قسمت علمی نیست.فرقش فقط در همین است که مرحوم نجاشی هم به قم آمده اند و هم به کوفه رفته اند و قم و ... ولی مرحوم کشی اعاظم اصحاب را درک نکرده اند و معظم مشایخ ایشان که در مجموع 50 و خوردی است همه مجهول هستند. تا قم آمده اند ولی مثل محمد بن فیروزان قمی که نمیشناسیم را دیده اند ولی ابن الولید نه! این نکته خیلی مهم است. چون این اجمعت الاصابة اگر از خود کشی بزرگ ندیده باشد خب این اجماع به درد نمیخورد. بعضی از شواهد در کتاب کشی نشان میدهد که مرحوم شیخ طوسی از دو کتاب تلخیص کرده اند. معرفة الناقلین عیاشی و رجال کشی. این جا شواهدی داریم. اونی که خیلی تقویتش میکنیم این است که خود مرحوم کشی کتاب عیاشی را در کتاب خودشان آورده اند. مثلا در روایات عده ای داریم در کشی که جبرئیل بن احمد فاریابی که نمیشناسیم ایشان استاد عیاشی هست ولی استاد کشی نیست و لذا به احتمال قوی از عیاشی است. در این کتاب سه مدل تعبیر داریم. مجمد بن مسعود قال حدثنی جبرئیل بن احمد الفاریابی. این درست است. بعضی جبرئیل بن احمد این باید عیاشی باشد. در بعضی هم دارد که وجدت بخط جبرئیل بن احمد که این باید ما لخود کشی باشد.

من این دو کتاب را جدا میدانم و الرجال کشی و معرفة الناقلین  هر دو را مقداری داریم. این دو جزو مصادری از اصحاب است که در اوساط علمی تدوین نشده است و برای اولین بار توسط پسر مرحوم عیاشی که جعفر بن محمد بن مسعود هستند که توثیق هم ندارد و به نظرم شیخ فقط فرموده اند فاضل آمده است بغداد و در بغداد نقادی میشود و مرحوم نجاشی دارند که فیه اغلاط کثیرة! ظاهرا هم معنوی است و هم لفظی. بعد این کتاب در اواخر عمر مرحوم شیخ طوسی وقتی مشرف میشوند نجف این را خلاصه میکنند. مرحوم شیخ طوسی 408 وارد بغداد میشوند و تا 449 که در بغداد هستند تقریبا تمام آثار علمی ایشان در کلام و اصول و روایت و فقه تفریعی و فقه مقارن و فقه مأثور و ... یک دائرة المعارف کامل مینویسند و اینها همه در نجف است. بعدش در نجف دو کار دارند یکی تلخیص این کتاب الرجال و دیگری کتاب امالی است که ایشان حدیث میخواندند و دیگران مینوشتند.

پس مصادر رجالی موجود دو تا از کش یو سمرقند است و یکی هم رجال ابن غضائری و یکی هم رجال شیخ طوسی و یکی هم برقی که گذشت. رجال ها اینها است. حسین بن عبید الله بسیار جلیل هستند ولی رجال مال گسر ایشان است احمد بن حسین بن عبید الله و ایاشن محل کلام هستند.

محور سوم فههارس اصحاب است.

عامة هم فهرست دارند مثل فهرست عبد خیر ولی این اولا نقائص دارد خیلی ولی روش کار نبوده است و ...

آقای خدامیان زحمت کشیده اند فهارس 8 تا را جمع کرده اند ولی الآن در دسترس سه فهرست داریم. فهرست ابوغالب زراری و فهرست شیخ طوسی و فهرست نجاشی. اینها ناظر به حال مؤلفین اصحاب است نه روات. مثلا عده ای اشکال کرده اند که عمر بن حنظلة را چرا نجاشی و شیخ در فهرست نبرده اند. زیرا ایشان مؤلف نبوده است. کتب فهارس از اجازات و فهارس قدیم گرفته شده است نه از روایات.

لذا ممکن است کسی مؤلف باشد و در روایات نباشد. مثلا راوی نباشد. کتابش در کلام است. این زیاد است. افراد زیادی داریم که در رجال هستند و در فهارس نیستند.

فهارس نکات خیلی مهمی دارد.

حتی در موسی بن بکر واسطی داریم(نقلا از معجم) :

قال النجاشي: موسى بن بكر الواسطي، روى عن أبي عبد الله و أبي الحسن ع(این بخش ایشان رجالی است. مرحوم نجاشی در اصناف مقداری جملات رجالی می آورند. البته ایشان توثیق نکرده اند.) و عن الرجال له كتاب(این فهرستی است یعنی ایشان کتاب را ثابت میداند) يرويه جماعة(این تعبیر از خصائص مرحوم نجاشی است و مثل مرحوم شیخ طوسی این را ندارند. گاهی دارند له کتاب یختلف باختلاف الرواة عنه. و این یک نکته کتاب شناسی است. یرویه جماعة اگر قبل از له کتاب بود میشد نکته رجالی ولی بعد از این مثل اینجا یعنی نکته فهرستی است. اینجا این تعبیر اشاره به این دارد که نسخ کتاب موسی بن بکر اختلاف ندارند. یا شاید هم اشاره باشد به شهرت کتاب.نتیجه اش این است که اگر کتاب مشهور شد اون وقت اگر طریق ضعیفی هم بیاورم به کتاب اشکالی ندارد زیرا کتاب مشهور است. مرحوم شیخ طوسی در اول مشیخه میفرمایند لتخرج بذلک الروایات عن المراسیل و تدخل فی المسانید. یعنی واسطه را ذکر میکنم تا از مرسل در بیاید و مسند شود. از این عبارت برخی این را میخواسته اند بفهمند که من اگر اینها را نمیآوردم باز هم این کتاب ها مشهور بودند نه اینکه شما به خاطر سند نگاه کنی که معتبر هست یا نه و الا کتاب حسن بن محبوب مشهور است و نیازی به سند ندارد و من فقط اینها را در آوردم که فقط مرسل نباشد و اتصال داشته باشد ولی اعتبارش سر جایش است. حالا میخواهیم بگوییم عبارت مرحوم نجاشی به عبارت معاصرشان معنا میشود. یعنی شیخ طوسی رحمه الله.)، أخبرنا علي بن أحمد(ایشان همان ابن ابی جید است و شاگرد ابن الولید است و ابن الولید یک اجازه مفصلی به کتب به ایشان داده است و ایشان در قم بوده اند و متأسفانه خیلی باهاش آشنایی نداریم. حدود 50 سال بعد از وفات مرحوم ابن الولید ایشان رفته اند بغداد و در آنجا یان اجازه را هم به مرحوم شیخ طوسی و هم به مرحوم نجاشی داده اند. مواردی 255 مورد ظاهرا در مجموع از ایشان داریم. البته توضیح داده ام که در کتاب نجاشی در ترجمه اسماعیل بن جابر دارند که ذکره ابن الولید فی فهرسته و در ترجمه خود ابن الولید ذکره باجازته بابن ابی جید و  از کتاب ابن الولید در نجاشی ظاهرا غیر این دو مورد نیامده است که یک جا تعبیر فهرست دارد و یک جا تعبیر اجازه.(بحثی است که فهرست یا اجازه یکی است یا دو تاست.))، عن محمد بن الحسن(ابن الو.لید)، عن محمد بن الحسن(صفار)، عن أحمد بن محمد(اشعری)، عن علي بن الحكم(از اجلاء اصحاب هستند)، عنه.(یک مشکلی که در اصحاب هست این است که طریق در فهرست را بررسی سندی نمیکنند به خلاف روایات. علمای ما بعضی در روایات بخش مهمی سهم دارند ولی در فهارس نه. مثلا مرحوم کلینی کلا در نجاشی 5-6 مورد شاید اسم ایشان است. و عده ای بر عکس فهرست هستند ولی در روایات ارزشی ندارند مثل مرحوم نجاشی یا مثلا قاسم بن اسماعیل قرشی به خاطر حمید نقش مهمی دارد که حمید شاید 30 مورد از ایشان نقل کرده است. و عده ای هم مثل مرحوم شیخ طوسی هر دو نقش مهمی دارند.ما همچنان که روایات را بررسی سند میکنیم باید فهارس را هم این مدلی عمل کنیم.

فهرست یا کتاب شناسی که اقسام مختلفی الآن در دانشگاه های دنیا هست ولی الی الآن کتاب شناسی ما را احدی در دنیا ندارد. زیرا فهرست نگاری مرحوم نجاشی کتاب شناسی به لحاظ مکمل علم رجال از زاویه حجیت است. اما دانشمندهای الآن اصلا دنبال حجیت نیستند. اونها دنیا واقع هستند. و لذا این کار مربوط به عالم معارف دینی است و ربطی به دنیای غرب ندارد. فهرست مکمل رجال است.  کی جدولی را همیشه در ذهن داشته باشید. هر حدیثی با اون حدول ریشه یابی حدیثی میشود.

تولد حدیث شیعه حدود 70 تا 150 در کوفه است. این آقا مثلا در واسط بوده است ولی معظم تدوین تولید علم شیعه از زمان اقا امام زین العابدین علیه السلام شروع میشود تا 150. مراکز بعدی بصره و مرکز بعدی مدینه. خراسان و شام و ... نداریم. قم نداریم. جند نفری از اشاعره و غیرشان آمدند قم. از 150 به بعد مکتب اول بغداد تشکیل شد. زمان آقا امام موسی بن جعفر علیهما السلام تا حدود 280-300. این مکتب اول بغداد است و بسیار تأثیر دارد و اعلامی هم دارد. ابن ابی عمیر. یونس و بزنطی و صفوان و هشام بن سالم و هشام بن حکم و ... اینها دست به تنظیم و تا حدی پالایش روایات ما زدند. در اثناء مکتب اول بغداد مکتب قم شکل میگیرد تا حدود 400. قم یک مکتب بیشتر ندارد. در مکتب قم آثار کوفه و بصره و بغداد میآید. به دو نحو. یا اهل کوفه آمدند قم ماندند یا برقی یا مرحوم ابراهیم بن هشام. عده ای هم از قم آمدند عراق و برگشتند مثل سهل بن زیاد و احمد اشعری و ... انصافا در میان احادیث ما تابع اصلی این مرحله تابع نقلی گرا است. با آمدن ابراهیم بن هاشم این جریان قم شروع میشود و با وفات مرحوم صدوق در 381 تمام میشود. پس این مکتب از کوفه بصره مدینه و بغداد اول. آمد در قم و کارهای خوبی هم انجام دادند. مکتب بعدی ما مکتب بغداد دوم است. این کتب به عنوان شخصیتی کلنی است. با انتقال مرحوم کلینی در بغداد که حالا نمیدانم ایاشن تصادفا بعدشان آل بویه نفوذ سیاسی پیدا کرد یا اینکه مرحوم کلینی سیاسی هم بوده اند. نمیدانم. مرحوم کلینی 329 وفات ایشان است بنا بر مشهور، بعدش در سال 334 آل بویه به بغداد آمدند و قدرت سیاسی را گرفتند. نمی دانم اینجا مرحوم کلینی خب فاصله شان با این اتفاق خیلی کم است و نمیدانم اتفاقی بوده است یا ... در هر صورت ایشان ساکن قم بودند و آمدند بغداد و با ورود ایشان به بغداد جریان بغداد دوم شکل گرفت. یکی هم ابن قولویه بود که قمی بودند. محمد بن جعفر بن قولویه. گدرشان هم ساکن قم است ولی ایاشن آمدند بغداد. عده ای از قمی ها به بغداد آمدند. مکتب بغداد شکل گرفت. این مکتب بغداد به قدری مهم است که حدود 90 درصد چیزی که الآن داریم حدود نود درصدش مال این مکتب است. تا 450 با هجرت شیخ طوسی رحمه الله به نجف خاتمه میابد. این کاتب در روایات هم تأثیر دارند ودر فهارس هم تأثیر دارند. مثلا مرحوم نجاشی فهرست نویس ما، یک مقدار از مصادرشان میرود به قم و نه ایشان و نه مرحوم نجاشی به قم نیامده اند. مرحوم نجاشی مال بغداد است و میخواهند مطلبی از کوفه نقل کنند. خب کوفه نزدیک بغداد است. 30 فرسخ 180 کیلوم تر. مرحوم نجاشی میرود از میراث قم و از آنجا به کوفه! مرحوم نجاشی یک راه به کوفه دارند که بیشتر از فهرست حمید است. و غالبا از قم میرود و خود ایشان هم قم نیامده است. لذا هرجا دیدید ایشان یک میراثی از قم آورد باید دنیبال حلقه ربطش بیفتید. مرحوم نجاشی در بغداد است و این میراث اصلش واسط است و واسط 50 فرسخی کوفه است. نزدیک بغداد. واسط شهری است که حجاج بن یوسف بنا کرد و 50 فرسخ با کوفه فاصله داشت و 50 فرسخ با بصره و شدئ وساطه یعنی وسط بصره و کوفه.

پس فهرست هم تاریخ دارد. این کتاب در واسط تألیف شده سات. کی از ایشان نقل کرده است علی بن حکم انباری اهل انبار عراق است. کی این را نقل کرده است احمد بن محمد بن اشعری. ایشان از بزرگان قم است که به عراق آمده اند و میراث عراق را به قم برده اند. میراث عراقی ها را به قم بردند. پس حلقه ربط با قم احمد اشعری. از اون طرف ایشان بسیار فرد دقیق النظر و حدیث شناس بوده اند و این نشان میدهد که یک نسخه خوبی در قم آمده است. حالا از احمد کی نقل کرده است صفار که از اجلاء قم است. ابن الولید که شیخ اشاعره قم است هم از ایشان . ما از ابن الولید کم آثار داریم ولی همین به ما رسیده نشان میدهد که بسیار بزرگوار بوده اند. ابن ابی الجید هم از ابن الولید اجازه کرفته اند و آورده اند بغداد به نجاشی اجازه داده اند. گس مرحوم نجاشی به جای رفتن در انبار دور زده اند! )

ارسال سوال