فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » مکاسب 88-1387 » خارج فقه 88-1387 (85)

دروس خارج فقه سال 88-1387 شمسی حضرت آیت الله استاد سید أحمد مددی

در مورد احمد بن زیاد همدانی مواردی غیر مرحوم صدوق هم ازشون نقل شده است و این به نکته ای که گفتیم ضرری نمیزند.مثلا در ابن فضال پدر دارند که قد روی ابوجعفر ابن باوبویه باسناده عن ابن فضال عن الرضا علیه السلام نسخظ و الکوفیون لایعرفون هذه النسخة. خود ابن فضال کوفی است. تصادفا همین نسخه ابن فضال روایاتی دارد که خاص است. تصادفا همین خطبه شعبانیه معروف از همین است. بعد هم بر میگردد به ابن عقده که ایشان هم معروف هستند. ببینید مرحوم نجاشی بسیار مؤدبانه این طور دارند. خوب دقت بفرمایید این مطالب ما قدح در ایشان و حتی قدح در مبانی رجالی هم نیست. شادی علی بن ابراهیم تفسیری که در فقه نوشته اند و در آن کتاب 2000 روایت دارند و بعد در ده سال بعد روایات دیگری را دیده است و مقابله کرده است و بعض روایات قبلی را قبول نداشته اند. بعد ایشان اون نسخه قبلی را ویرایش کرده اند. در اون نسخه دوم 2000 تا را حذف کرده اند. این نسخه دوم در قم مشهور میشود و نسخه اول را احمد بن زیاد آورده اند از علی بن ابراهیم گرفته اند و رفته اند همدان. به قولی شاگرد دوره اول علی بن ابراهیم بوده اند. مثلا فرض بفرمایید مسند احمد را پسرش عبدالله نقل میکنند. مسند احمد به حسب صحابه است. مسند مثلا علی بن ابی طالب علیهما السلام یا مسند فاطمه سلام الله علیها که البته یکی دو صفحه است. همین طور مسند دارد. مسند که تمام میشود پسر که  عبدالله است زیادات به قول خودشان و به ما مستدرک بر کتاب پدر دارند. اونها را هم که میبینیم ، دارد که قال عبدالله حدثنی ابی. کسی وارد نباشد میبیند که کل کتاب این طور است. یعنی کل کتاب حدثنی ابی است. معلوم میشود که پدر اینها را هم دیده بوده است ولی قبول نداشته است. یعنی احمد بن حنبل که از ائمه اونها است ممکن است تحدیث بکند ولی قبول نکند. مرحوم علی بن ابراهیم هم ممکن است تحدیث کرده باشند ولی قبول نکرده باشند.مثلا همین جمع بین فاطمیتین را مرحوم صدوق در علل دارند ولی در فقیه ندارند. یعنی در مقام فقاهت قبول ندارند ولی در مقام روایت دارند.

مشکل ما با احمد بن زیاد این است که ای کاش مرحوم صدوق توضیح میدادند که این روایات ایشان چرا این طور است. پس ما حدیث را رجالی قبول میکنیم ولی فهرستی نیش ترمزی میزنیم.

همین روایت را مرحوم شیخ حر دارند که رواه الکشی فی کتاب الرجل عن محمد بن الحسن عن علی بن ابراهیم نحوه. آدم خیال میکند که مرحوم کشی مستقیما از محمد بن الحسن نقل میکنند. دیگر این العصمة لاهلها. مرحوم کشی یک حدیث قبل از این دارد که محمد بن الحسن بن بندار فی ما وجدت فیه بخطه. بعد این حدیث بلافاصلة محمد الحسن عنعلی بن ابراهیم. مرحوم صاحب وسائل تصور کرده اند این حدیث به صورت مستقیم نقل شده است. نه. ایشان محمد بن الحسن را درک نکرده اند. وجهش هم روشن شد با عرضمان.

اصولا ما هنوز مطمئن نیستیم که کتاب مرحوم کشی کلا مال ایشان باشد. یا با معرفة الناقلین مرحوم عیاشی خلط شده است یا خود ایشان از کتاب معرفة الناقلین آورده اند این کتاب موجود ظاهرا از دو کتاب و تلخیص از دو کتاب است. بعضی اوقات در اسناد در نفر اول کسی را میبینیم که از مشایخ مرحوم کشی نیستند بلکه از مشایخ مرحوم عیشای هستند.مثلا جبرئیل بن احمد الفاریابی. الآن خیلی دارند که وجدت بخط جبرئیل بن احمد. چون ایشان استاد ایشان نیست. در بعضی جاها دارند که قال یا حدثنی جبرئیل بن احمد الفاریابی. اینها اصلا از مرحوم کشی نیست. اینها مال مرحوم عیاشی است.مثلا حدیث بعدی را دارند محمد بن الحسن بن بندار. ایشان اصلا این فرد را درک نکرده اند. در مواردی وجدت بخطه دارند. در یکی دو مورد دارند که محمد بن قولویه قال حدثنی محمد بن الحسن. و لذا به ذهن ما قویا میآید که مرحوم کشی ایشان را درک نکرده اند و اونی که در این کتاب وجود دارد به عنوان تحدیث محمد بن قولویه پدر است.و به تعبیر مرحوم نجاشی در ترجمه پسر ایشان دارد که کان من خیار اصحاب سعد. د رهمی کشی فعلی الی ما شاء الله دارند که محمد بن قولویه عن سعد بن عبدالله.یکی دو مورد هم هست که محمد بن قولویه عن محمد الحسن بن بندار القمی.اما بقیه موارد ابن بندار به صورتوجدت بخطه است.مرحوم عیاشی رحل فی طلب الحدیث. اون زمان رحله رفتن رایج بود. یک مقداری تفاخر ها روی همین نکات بود. مرحوم عیاشی تا بغداد و کوفه آمده اند. مرحوم کشی هم در مشایخ تا نیشابور و قم دارند ولی بیشتر ندارند. ایشان با اینمه نیم دوره ای بعد مرحوم کلینی هستند در سفر قم از بزرگان قم نام نمیبرند.یک علی بن محمد بن یزدان هست که گاهی عیاشی هم دارند. یک علی بن محمد بن شیرزاد هست که ایشان هم نمیشناسیم. محمد بن قولویه مشهور ترین شخصی هست که نقل میکنند. ایشان و پسرشان جعفر که ابن قولویه مشهور هستند اساس قمی هستند.بعدها پسر ایشان بغدا رفتند و در بغداد ماندند و لذا ابن قولویه پسر را بغدادی میدانیم.

در کتاب کشی از محمد بن قولویه نسبتا زیاد نقل کرده اند. در یک مورد دارند که محمد بن قولویه الجمال. بعد از مرحوم کشی اولین کسی که در رجال این تعبیر را اورده اند مرحوم شیخ طوسی است و این واضح است که ایشان از مرحوم کشی گرفته اند. این است که ما میتوانیم خیلی اوقات منشأ علم مرحوم شیخ طوسی را بدانیم.

مرحوم نجاشی هم حتما کتاب مرحوم کشی را دیده اند ولی نگفته اند پس معلوم یمشود که ایشن قبول نداشته اند.

یک نکته دیگر اینکه این محمد بن الحسن اصلا معرفی نشده است. نمیشناسیم. مرحوم شیخ کلینی در اول بعضی از روایاتشان محمد بن الحسن دارند که بعضی روسالات نوشته اند. اون چهره ای که معاصر ایشان است محمد بن الحسن بن احمد بن الولید است که مرحوم به ابن الولید است. ایشان نیستند مسلما. ایشان استاد مرحوم صدوق هستند. کس دیگری که احتمال داده اند مجمد بن الحسن الصفار است که ایشان هم قبل مرحوم کلینی هستند.299 وفات صفار است. مرحوم کلینی متوفی 229 هستند. یک احتمال هم این است که یک قمی بوده  اند تصادفا هم رتبه ایشان در همان زمان که محمد بن الحسن القمی هستند.این را ما الآن ازشون خبر زیادی نداریم. مرحوم شیخ طوسی فقط دارند اسم او را و لیس بابن الولید.و لکنه نظیر له.یعنی مثلا هم عصرش است. اینجا مرحوم وجید احتمال داده اند که ابن بندار همین باشد.

نکته دیگر هم این است که همه این را علی بن ابراهیم بن هاشم گرفته اند. نمیدانم وقتی یک کتابی خراب میشود همه اش خراب میشود. مرحوم آريالای مصطفوی دارند که در جمیع نسخ خطی علی بن ابراهیم بن هشام است و در نسخه مطبوعة علی بن ابراهیم بن هاشم است.این کار را تصحیح قیاسی میگویند.نسخه موجود یک چیز است و ما میگوییم نه درستش این است.این است که مرحوم نجاشی دارند و فیه اغلاط کثیرة.

حالا فرض کنیم اینجا همان علی بن ابراهیم مشهور باشد. معنایش این است که علی بن ابراهیم قمی کی روایتی داشته است که در قمی ها کسی از ایشان نقل نکده اند و قمی ها یا از راه همدان یا از کش و سمرقند نقل کرده اند.

البته همین حدیث به غیر طریق ایشان در قمی ها بوده است. در قرب الاسناد هست. یعنی این شذوذ نه از باب است که قمی ها نکته ای داشته اند. هیمن حدیث را  حمیری پدر در قرب الاسناد از ریان بن صلت نقل کرده اندعبدالله بن جعفر الحمیری از بزرگان قم هستند و پسرشان هم محمد هم از اجلاء هستند.پسر ایشان استاد مرحوم کلینی است که دارد که محمد بن عبدالله. دو چیز معروف از حمیری ها داریم. یکی قرب الاسناد که مال پدر است و یکی هم توقیعات که مال پسر است. این توقیعات تا صد سال بعد لا اقل موجود بوده است. ابن غضائری دارند که من خودم دیده ام.شبیه استفتاءات هست که جواب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در بین سؤالات بوده است و این توصیف هماز ابن غضائری است.

در مورد این روایت زندیق، دارد که این میامد پیش فضل و مأمون جاسوسی حضرت آقا امام رضا علیه السلام را میکرد.

شاید خود مرحوم علی بن ابراهیم بعدها حذفش کرده اند یا....

طبعا مرحوم کلینی هم این را توسط سهل نقل کرده اند و به نظر میرسد که سهل خرابش کرده اند. به نظر ما از هم هاسناد روشن تر روایت حمیری است و صحیح هم هست.

اما متن حدیث. البته باید عرض کنم که ما بحث در مورد شطرنج داریم و این روایت غناء است ولی استدلال در هر دو یکی است.

حدیث دومی که داریم حدیث 5 از باب 102 ابواب ما یکتسب است که مرحوم کلینی منفردا آورده اند.

ارسال سوال