فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » خارج فقه - مکاسب - آیاتی را که در فقه به آنها تمسک شده، می‌توان در پنج دسته جای داد (39)

۱۰ اسفند ۸۸
خارج مکاسب ـ 39

آیاتی را که در فقه به آنها تمسک شده، می‌توان در پنج دسته جای داد. دسته اول آیاتی است که ناظر به امور تکوینی است و هیچ ارتباطی به مقام جعل و تشریع ندارد؛ مانند «و ما ربک بظلام للعبید».

دسته دوم آیاتی که ناظر به مقام ملاکات‌ است. تفاوت این قسم به قسم قبل در این است که ملاکات اگر چه اموری تکوینی‌اند، لکن منشأ اعتبارات قانونی نیز هستند؛ یعنی اشعار دارند که شریعت بر مبنای همین امور استوار شده است. آیات ناظر بر احکام عقل مستقل از این دسته ‌است؛ مانند «إن الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات إلی أهلها».

تمسک به این دو دسته در فقه جایز نیست. دسته اول که واضح است؛ چون هیچ ربطی به عالم جعل و تشریع ندارد. اما دسته دوم، به این دلیل که ملاکات به تنهایی برای جعل کافی نیست؛ چون ملاکات با یکدیگر تزاحم پیدا می‌کنند و تقدیم یکی بر دیگری کار انسان نیست. در ملاکات دینی باید افعال و اشیاء به لحاظ حداقل سه مقام دنیا و برزخ و قیامت ملاحظه شود و این کار از توان انسان خارج است.

دسته سوم آیاتی است که ناظر به چهارچوب‌های کلی شریعت است و شعار شریعت به شمار می‌روند. اینها هم صلاحیت تمسک در فقه را ندارند؛ همان طور که هیچ کس نمی‌تواند به اطلاق شعارهای سیاسی مثل «استقلال آزادی» تمسک کند و خود را آزاد بداند.

دسته چهارم آیاتی است که به منزله قانون اساسی شریعت است؛ یعنی در مقام اصل جعل است، نه خصوصیت آن؛ لذا ناظر به رفع موارد شک نیست.

و دسته پنجم آیاتی است که ناظر به خصوصیات مورد است و می‌توان با آن شک را برطرف کرد. در حقیقت مواد قانونی است.

به این دسته از آیات می‌توان در فقه تمسک کرد.

این سه قسم از آیات شاید همان باشد که اصولیون گفته‌اند آیات یا در مقام اهمال است یا در مقام اجمال و یا در مقام بیان و به دو قسم اول نمی‌توان برای رفع شک تمسک کرد.

برگردیم به بحث آیه تحریم خبائث تا ببینیم این آیه در کدام دسته قرار می‌گیرد. مکی بودن آیه خود یک قرینه است بر این که این آیه جزء مواد قانونی نیست؛ چون در مکه تشریع وجود نداشته است. آیات مربوط به تشریع در مکه عمدتاً ناظر به مقام ملاکات است.

نکته دوم این که آیه در مقام ارائه گزارشی است از اوصاف نبی مکرم(ص) در تورات و انجیل. پس اصلاً آیه در مقام اخبار است، نه جعل و انشاء.

نکته سوم این که سیاق آیه بیشتر جنبه شعاری دارد؛ مثل «استقلال آزادی جمهوری اسلامی». یعنی آیه در مقام ترسیم چهره کلی مذهب اسلام است و بیان می‌کند که دینی خواهد آمد با چنین خصوصیاتی.

نکته چهارم در مورد کلمه «لهم» و «علیهم» در آیه است که مرجع ضمیر یهود و نصاری است. در حقیقت آیه شریفه می‌گوید: شما یهودیان و مسیحیان تحریفاتی در دین ایجاد کردید و برخی از طیبات را بر خود حرام کردید و برخی از خبائث را بر خود حرام. پیامبری خواهد آمد که طیبات را بر شما حلال و خبائث را بر شما حرام می‌کند. و این تعبیر بیشتر به قضیه خارجیه تناسب دارد، نه حقیقیه. مناسب با قضیه حقیقیه این است که بگوید: «یحل الطیبات و یحرم الخبائث».

نکته پنجم در مورد کلمه «خبائث» است که معیار تشخیص آن واضح نیست. مثلاً برخی خبائث را به معنای «ما تستقذره النفوس» دانسته‌اند؛ یعنی آنچه انسان از آن بدش می‌آید. خوب ممکن است انسان از چیزی به خاطر بویش، بدش بیاید، در حالی که منافع بسیاری هم بر آن مترتب است. یا از چیزی به خاطر ترکیبش بدش بیاید و …

ممکن است به برخی از این اشکالات این طور پاسخ داده شود که درست است که این آیه در مکه نازل شده است، اما نباید فراموش کرد که مسلمانان بعدها این آیه را بارها در مدینه خوانده‌اند. و لذا ممکن است در اثر همین، آیه معنای جدیدی داشته باشد؛ یعنی ارتکاز مسلمین در فهم بعدی این می‌شود که این شریعت خبائث را حرام کرده است و دیگر کلمه «لهم» و «علیهم» خصوصیت ندارد.

اما چون ما تفسیر قرآن و بیان حدود آن را شأن ائمه اطهار(ع) می‌دانیم و در هیچ روایتی نه به نحو تصریح و نه به نحو اشاره ندیده‌ایم که ایشان به این آیه برای اثبات حرمت برخی از مصادیق خبائث استناد کرده باشند، یا «یحرم» را به معنای انشای حرمت دانسته باشند، یا خبائث را این طور معنا کرده باشند، نمی‌توان این جواب را پذیرفت. و لذا نمی‌توان حرمت خبائث را به طور مطلق اثبات نمود.

ارسال سوال