فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » خارج فقه - مکاسب - مرحوم شیخ به تبع صاحب شرایع، اکتساب محرم را در پنج قسم قرار داده‌اند. (33)

۱ اسفند ۸۸
خارج مکاسب ـ 33

قوله: و کیف کان، فالاکتساب المحرّم أنواع، نذکر کلاً منها فی طیّ مسائل.

مرحوم شیخ به تبع صاحب شرایع، اکتساب محرم را در پنج قسم قرار داده‌اند.

ایشان باز تعبیر «اکتساب» را به کار برده‌اند که ظهور آن در اعم از بیع است، اما عرض شد که ظاهراً شیخ خصوص بیع را اراده کرده‌اند. قطع نظر از این، ادله‌ مسائلی که ذکر خواهد شد، نیز متفاوت است. نتیجه برخی حرمت خصوص خرید و فروش است و نتیجه برخی اعم از آن.

قوله: النوع الأوّل الاکتساب بالأعیان النجسة عدا ما استثنی و فیه مسائل ثمان.

باز هم کلمه «اکتساب» را به کار برده‌اند، اما در ذیل آن تعبیر «معاوضه» آمده است.

مرحوم شیخ در نوع اول، هشت مسأله را ذکر کرده‌اند که در هفت مسأله اول آن به شرح تک تک اعیان نجسه (بول، مدفوع، خون و …) می‌پردازند، اما در مسأله هشتم به اعیان متنجسه می‌پردازند با آن که عنوان مسأله، «الاکتساب بالأعیان النجسة» است.

«نجاست» از الفاظی است که حکم آن در خود موضوع خوابیده است؛ یعنی وقتی می‌گوییم فلان چیز نجس است، همین لفظ متضمن برخی از احکام است. لذا ممکن است کسی معتقد باشد که یکی از آثار نجاست در شریعت اسلام، ممنوعیت معاوضه یا مطلق اکتساب است.

برخی از آثار نجاست و ناپاکی واضح است؛ مانند حرمت انتفاع به اکل. بحث این است که آیا دائره این حرمت به امور اعتباری همچون بیع و اجاره و مانند این هم سرایت می‌کند یا خیر.

قوله: المسألة الأُولى یحرم المعاوضة على بول غیر مأکول اللحم

مرحوم شیخ در این مسأله ابتدا به بررسی حکم معاوضه بول انسان یا حیوان غیر مأکول اللحم پرداخته و سپس تحت عنوان «فرع» وارد بحث حکم معاوضه بول حیوان مأکول اللحم (شتر و غیر شتر) می‌شوند. لذا این دو فرعی که ایشان مطرح می‌کنند، فرع بحث بول است، نه بحث بول غیر مأکول اللحم.

قوله: یحرم المعاوضة على بول غیر مأکول اللحم بلا خلافٍ ظاهر؛ لحرمته، و نجاسته، و عدم الانتفاع به منفعة محللة مقصودة فیما عدا بعض أفراده، ک‍»بول الإبل الجلالة أو الموطوءة».

در مورد عبارت آخر اختلافی وجود دارد که آیا اسثتاء به صدر مسأله باز می‌گردد یا به ذیل آن؟ مرحوم استاد معتقدند استثناء از ذیل مسأله است و مراد این است که بول حیوان غیر مأکول اللحم نفع ظاهر ندارد، جز بول ابل جلاله یا موطوئه. و اظهر هم همین است.

ظاهر عبارت این است که ایشان چهار دلیل بر حرمت معاوضه بول غیر مأکول اللحم ارائه کرده‌اند: اجماع (محصل و منقول)، حرمت (که ظاهراً مراد حرمت شرب آن است) که با ضمیمه کبرای «إن الله إذا حرم شیئاً حرم ثمنه» مدعا را ثابت می‌کند، نجاست، عدم منفعت محلله (شرعاً) مقصوده (در نظر عقلاء).

بحث در مورد اجماع قبلاً گذشت و تطبیق آن با ما نحن فیه خواهد آمد. دلیل دوم و سوم نیز از نظر صغروی مشکلی ندارند، اما در مورد کبرای آن باید بحث کنیم که ثابت است یا نه. اما دلیل چهارم هم مشکل صغروی دارد و هم مشکل کبروی. اولاً مسأله انتفاع یک مسأله عرفی و عقلایی است که با تطور علم بشر تغییر می‌کند. بله، به نحو قضیه شرطیه می‌توان گفت: اگر منفعت محلله مقصوده نداشت، حرام است. ثانیاً بر فرض عدم وجود عدم منفعت، چرا معاوضه آن حرام باشد؟

پس بحث اول ما این خواهد بود که ببینیم وضعیت اجماع در مسأله چگونه است. اجماعی هم که برای ما در اینجا نافع است، اجماعی است که معقد آن خصوص بول غیر مأکول اللحم باشد، یا اجماع بر این باشد که «کل حرام لا یجوز بیعه»، یا بر «کل نجس لا یجوز بیعه»، یا بر «کل ما لا ینتفع به لا یجوز بیعه».

و بحث‌های بعدی در مورد کبرای دلیل دوم و سوم و چهارم خواهد بود.

پس از این بحث، مرحوم شیخ به دو فرع مسأله می‌پردازند. فرع اول در مورد حکم معاوضه بول حیوان مأکول اللحم به جز شتر است که معتقدند: إن قلنا بجواز شربها اختیاراً فالظاهر جواز بیعها. و إن قلنا بحرمة شربها ففی جواز بیعها قولان.

یعنی مسأله را بر یک حکم تکلیفی مبتنی کرده‌اند، که مطلب درستی به نظر نمی‌رسد. ممکن است قائل به جواز شرب شویم، اما بیع آن به جهت نبود منفعت محلله عقلایی جایز نباشد.

نکته دیگر این که ایشان در تبیین دلیل قول اول (عدم جواز بیع) در فرض قول به حرمت شرب می‌نویسند: من عدم المنفعة المحلّلة المقصودة فیها، و المنفعة النادرة لو جوّزت المعاوضة لزم منه جواز معاوضة کلّ شی‏ء، و التداوی بها لبعض الأوجاع لا یوجب قیاسها على الأدویة و العقاقیر؛ لأنّه یوجب قیاس کلّ شی‏ء علیها، للانتفاع به فی بعض الأوقات.

که این مطلب هم عجیب است. به نظر نمی‌رسد مراد ایشان از قیاس، قیاس مصطلح فقهی باشد؛ چرا که این از موارد قیاس نیست، بلکه از باب تبدل موضوع است. البته تداوی و انتفاع در بعض اوقات با هم متفاوت است. تداوی و استفاده دارویی خود یک عنوان است و با چیزی که مثلاً ده سال یک بار انسان به آن احتیاج پیدا می‌کند، قطعاً متفاوت است.

ارسال سوال