فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » خارج فقه - مکاسب - روایت رساله «محکم و متشابه» (16)

۶ آبان ۸۸
خارج مکاسب ـ 1۶

ظواهر عبارات کتاب «الإیضاح» نشان می‌دهد که کیفت تلقی قاضی نعمان از طریق وجاده بوده است، اما غالباً در کتاب «دعائم» از عبارت «روینا» استفاده می‌کند که چه «رَوَیْنا» بخوانیم چه «رُوینا» وچه «رُوّینا»، ظاهر همه آن است که اجازه روایت داشته است. «رُوّینا» به معنای «جُعلنا راویاً» که اشاره دارد به اجازه نقلی که از استاد خود گرفته و صحیح در این عبارت نیز همین است.

۴٫ روایت رساله «محکم و متشابه»

روایت دوم[۱] روایت رساله «محکم و متشابه» است. متن رساله در ابتدای جلد ۹۰ «بحار الأنوار»، کتاب القرآن به طور کامل آمده است. متن قسمت مورد بحث ما طبق نقل بحار چنین است:

فأمّا ما جاء فی القرآن من ذکر معایش الخلق و أسبابها فقد أعلمنا سبحانه ذلک من خمسة أوجه وجه الإشارة

بعید است «وجه الإشارة» درست باشد. ظاهراً «وجه الإمارة» صحیح است که همان جهت ولایت در روایت «تحف العقول» است. دلیل این مطلب هم این است که در ادامه همین نقل در صفحه ۴۸ آمده است: «و أمّا وجه الصّدقات فإنّما هی لأقوام لیس لهم فی الإمارة نصیب و لا فی العمارة حظّ و لا فی التّجارة مال و لا فی الإجارة معرفة و قدرة». اما نکته‌ای که در این جا هست، این است که چنین تعبیری در روایات ما وجود ندارد؛ لذا احتمال دارد که صحیح آن «وجه الإمامة» باشد.

و وجه العمارة و وجه الإجارة و وجه التّجارة و وجه الصّدقات.

و أمّا وجه الإشارة فقوله تعالى و اعلموا أنّما غنمتم من شی‏ء فأنّ للَّه خمسه و للرّسول و لذی القربى‏ و الیتامى‏ و المساکین الآیة فجعل اللَّه لهم

ظاهراً مراد، امراء است.

خمس الغنائم و الخمس یخرج من أربعة وجوه

در روایات دیگر بیش از این مقدار ذکر شده است.

من الغنائم الّتی یصیبها المسلمون من المشرکین و من المعادن و من المکنوز و من الغوص.

ثم جزّء هذه الخمس علی ستة أجزاء فیأخذ الإمام عنها سهم الله تعالی و سهم الرسول و سهم ذی القربی ثم یقسم الثلاثة سهام الباقیة بین یتامی آل محمد و مساکینهم و أبناء سبیلهم.

ثم إن للقائم بأمور المسلمین بعد ذلک الأنفال التی کانت لرسول الله قال الله تعالی یسألونک الأنفال

نویسنده کتاب ظاهراً از قائلین به تحریف قرآن بوده است.

قل الأنفال لله و للرسول فحرفوها و قالوا یسألونک عن الأنفال و إنما سألوه الأنفال کلها لیأخذوها لأنفسهم فأجابهم الله تعالی بما تقدم ذکره و الدلیل علی ذلک قوله تعالی فاتقوا الله و أصلحوا ذات بینکم و أطیعوا الله و رسوله إن کنتم مؤمنین

وجه دلالت این قسمت از آیه بر تحریف آیه برای ما روشن نیست.

أی الزموا طاعة الله أن لا تطلبوا ما لا تستحقونه فما کان لله تعالی و لرسوله فهو للإمام.

چند نکته

نکته اول این که اختلافی میان ما و اهل سنت در مورد انفال وجود دارد و آن هم این که اهل سنت انفال را به معنای غنائم می‌دانند و معتقدند که ابتدا طبق آیه اول سوره انفال تمامی غنائم متعلق به خدا و پیامبر- بود و بعداً نسخ شد و طبق آیه خمس، فقط خمس غنائم به خدا و پیامبر- تعلق گرفت. در روایات اهل بیت( چنین چیزی نیست و انفال ربطی به غنائم ندارد. البته بعضی از اقسام غنائم (مثل صفایا) جزء انفال است.

نکته دوم این که در کل روایات باب خمس تعبیر به «وجه الإمارة» نداریم جز در همین کتاب محکم و متشابه. مرحوم استاد آیت الله خمینی هم که قائل‌اند خمس جزء بیت المال است و به سهم سادات و سهم امام تقسیم نمی‌شود، به همین کتاب به خیال این که روایت است، تمسک کرده‌اند. ایشان قائلند که امام وظیفه دارد سادات فقیر را به وسیله خمس تأمین کند، نه آن که سهمی از آن متعلق به سادات باشد. در مقابل، مشهور معتقدند که خمس به دو قسمت تقسیم می‌شود. صاحب حدائق هم معتقد به قول سومی است که به استناد مرسله ابن فضال تمامی خمس را سهم سادات می‌داند.

و نکته آخر این که تعبیر «القائم بأمور المسلمین» هم فقط در همین کتاب آمده، آن هم در مورد انفال، نه در باب خمس که برخی تصور کرده‌اند.

[۱]. به نظر ما روایت «تحف العقول»، «فقه الرضا» و «دعائم» همگی یک روایت است که از همه متن‌ها کامل‌تر روایت «تحف العقول» و از همه سالم‌تر روایت «فقه الرضا» است.

ارسال سوال