فهرست سخنرانی‌ها آخرین دروس دروس تصادفی دروس پربازدید

خارج فقه - مکاسب » خارج فقه - مکاسب - مباحثی پیرامون کتاب دعائم الإسلام (14)

۲۶ مهر ۸۸
خارج مکاسب ـ14


کتاب «دعائم الإسلام» در زمان صفویه وارد کتب حدیثی ما شد و از آن نقل شد. صاحب «بحار» معتقد است صاحب کتاب شیعه دوازده امامی بوده، اما تقیه می‌کرده است. اما صاحب «وسائل» به این کتاب اعتناء نکرده؛ چون مبنای ایشان حجیت روایاتی است که در کتب مشهوره آمده (البته نه شهرت به معنای شهرت عملی، بلکه به معنای شهرت در نقل؛ یعنی خیلی از افراد از آن استنساخ کرده‌اند) و کتاب «دعائم» از کتب مشهور به این معنا نبوده است. شاید اشکال دیگر صاحب «وسائل» به این کتاب این باشد که در اجازات اصحاب وارد نشده و به نحو وجاده به ما رسیده و هیچ یک از اصحاب به آن طریق ندارد.

مرحوم حاجی نوری هم مصر است که قاضی نعمان شیعه داوزده امامی بوده. یکی از ادله ایشان بر این مطلب سه روایتی است که از این کتاب نقل می‌کند که از ائمه پس از امام صادق(ع) است.

روایت اول را از ابن ابی عمیر نقل می‌کند که می‌گوید: «کنت جالسا على باب أبی جعفر[۱]» که مراد ابوجعفر ثانی امام جواد(ع) است؛ چون ابن ابی عمیر معاصر امام باقر(ع) نبوده است.

اما ظاهراً نسخه حاجی نوری غلط داشته؛ چون در کتابی که در دست ماست، روایت از حکم بن عیینه است نه ابن ابی عمیر. و خود حاجی هم در ادامه این روایت از امام(ع) نقل می‌کند که فرمود: «هذا الحکم فقیه أهل العراق فاسألیه»‏، و اگر فرض شود این شخص همان راوی نیست و راوی ابن ابی عمیر است، باز هم می‌گوییم: ابن ابی عمیر با حکم بن عیینه هم معاصر نبوده تا بتواند این قضیه را نقل کند.

روایت دوم هم که ایشان نقل کرده و از آن شیعه بودن قاضی نعمان را استظهار کرده، این روایت است: «فی کتاب المیراث: عن حذیفة بن منصور، قال: مات أخ لی و ترک ابنته، فأمرت إسماعیل بن جابر أن یسأل أبا الحسن علیّا صلوات اللّه علیه عن ذلک، فسأله فقال: المال کلّه لابنته‏».

این روایت اصلاً در نسخه فعلی «دعائم» وجود ندارد.

روایت سوم این روایت است: «و عنه (ابی جعفر) أن بعض أصحابه کتب إلیه أن فلانا ابتاع ضیعة فأوقفها و جعل لک فی الوقف الخمس[۲]» که این روایت در مصادر ما از حضرت جواد(ع) نقل شده است. سیاق قصه هم به ایشان می‌خورد؛ چون در زمان امام باقر(ع) این قضایا (وقف برای ائمه) معمول نبوده است.

اما من فکر می‌کنم چون تعداد زیادی از مصادر ما نزد قاضی نعمان بوده، او این روایت را به خیال این که مراد از ابو جعفر، امام باقر(ع) است، آن را نقل کرده و متوجه نبوده که علی بن مهزیار از حضرت باقر(ع) نقل نمی‌کند. و با یک روایت این چنینی اثبات دوازده امامی بودن چنین کسی که قاضی القضات حکومت اسماعیلی‌ها بوده، بسیار مشکل است و با صرف احتمال تقیه بدون هیچ شاهدی نمی‌توان این مطلب را ثابت کرد. درست مثل این است که اهل سنت بگویند: شیخ طوسی شافعی بوده و تقیه می‌کرده است.

حاجی نوری به صاحب «روضات الجنات» ایراد می‌گیرد که ایشان کتاب «دعائم» را ندیده و اگر دیده بود، تصدیق می‌کرد که ایشان دوازده امامی است.

ما هم به خود حاجی ایراد می‌گیریم که شما هم بقیه کتب قاضی نعمان را ندیده‌اید. یکی از کتب ایشان «تأویل الدعائم» است که از اول کتاب طهارت شروع به تأویل می‌کند و این از خصائص اسماعیلیه است که گرایش به تأویل و باطن‌گرایی دارند. اگر حاجی نوری این کتاب را دیده بود، حکم به اثنی عشری بودن ایشان نمی‌کرد.

ارسال سوال