ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

محمد بن زکریا غلابی أخباری

راجع به محمد بن زکریای غلابی از کتاب معجم آقای خویی ج 16 ص 87 چ قدیم. عبارت نجاشی دربارة محمد بن زکریا چنین است:


«محمد بن زكريا بن دينار مولى بني غلاب أبو عبد الله./ و بنو غلاب قبيلة بالبصرة من بني نصر بن معاوية و قيل إنه ليس له بغير البصرة منهم أحد/ و كان هذا الرجل وجها من وجوه أصحابنا بالبصرة/ و كان أخباريا/ واسع العلم. و صنف كتبا كثيرة./ و قال لي أبو العباس بن نوح: إنني أروي عن عشرة رجال عنه. له كتب منها: ...[6]»[7]


نجاشی وی را مولی بنی غلاب نامیده است (در زمان قدیم یا شخص باید از عرب باشد یا انتساب به یکی از عشایر عرب پیدا کند که این را می‌گفتند: مولی بنی فلان. شیخ طوسی بحث‌های نسَبی کم دارد ولی نجاشی خودش نسابه است.) مولا بودن محمد بن زکریا روشن نیست. ... ادامه مطلب

علی بن حارث بکار بن ابی بکر محمد بن شریح الحضرمی

عن علی بن حارث، عن بکّار بن أبی بکر، و ابوبکر معروف در کوفه در آن زمان ابوبکر حضرمی (عبد الله بن محمد حضرمی، از شیعیان مخلص حضرموت) است. البته علی و بکار هیچ کدام توثیقی ندارند.
عن محمد بن شریح الحضرمی. نجاشی ایشان را توثیق کرده.
بعضی مطالب هست که لطفی دارد و متعرض می شویم. این روایت فعلا به خاطر دو آقازاده مشکل رجالی و سندی دارد. یکی علی پسر حارث بن مغیره و یکی هم پسر ابی بکر حضرمی که آنها را نمی شناسیم. مرحوم نجاشی در فهرست شان متعرض این محمد بن شریح شده اند. فرموده اند: محمد بن شريح الحضرمي أبو عبد الله ثقة ، روى عن أبي عبد الله (ع)، له كتاب. أخبرنا محمد بن جعفر المؤدب، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا يحيى بن زكريا بن شيبان، قال: حدثنا عليّ بن الحارث بن المغيرة النصريّ، قال: حدثنا بكّار بن أبي بكر الحضرميّ، عن محمد بن شريح.
احمد بن محمد بن سعید ابن عقده است که اعجوبۀ دهر است. متاسفانه خود یمنی ها فعلا خیلی میراث های او را ندارند. ولی در میان ما همین غیبت نعمانی خیلی آثار او را دارد. اغانی ابوالفرج ـ که او را هم گفته اند زیدی است ـ هم خیلی از او نقل می کند. ... ادامه مطلب

سهل بن زیاد (غلو) ضعیف فی الحدیث

مرحوم نجاشی دربارۀ سهل بن زیاد نوشته: كان أحمد بن محمّد بن عيسى يشهد عليه بالغلوّ والكذب وأخرجه من قمّ إلى الريّ. این غلو سیاسی است، نه اینکه سهل بن زیاد ائمه را خدا میدانسته یا نماز نمیخوانده. مراد غلو سیاسی است که تاثیرگذار در میراث علمی بوده است. مرحوم احمد اشعری که سهل بن زیاد را بیرون میکند و به او نسبت کذب میدهد مراد کذب مصطلح نیست. یک جهتش این است که ـ هر دو قمی بوده اند و رفته اند کوفه تحمل حدیث کردهاند ـ اگر میگویی: ... ادامه مطلب

حدیثه يعرف و ینکر

(یعرف منها و ینکر) عبارتی است که نجاشی در مورد افراد زیادی به کار برده است
از این عبارت برداشت های گوناگونی شده است که چند نمونه ازین برداشت ها را ارایه میکنیم و در آخر کلام استاد را عرض میکنیم


۱-مرحوم خویی
در مورد احمد بن هلال که مرحوم نجاشی میفرماید (صالح الروایه یعرف منها و ینکر) میفرمایند صالح الروایه با ینکر تعارض ندارد چراکه شاید از جهت کذب مَن حدّثه بها باشد نه اینکه خودش منشأ کذب باشد لذا تنافی ندارد
معجم ج۲ص۴۳۶

۲-مرحوم خویی
مراد از ینکر یعنی فهم و تحمل بعضی از احادیثش برای عقل دشوار است
مصباح المنهاج ج۱ص۳۵۰
... ادامه مطلب

نگاه تاریخی به روایات

نگاه تاریخی به مسأله موجب می شود تا به جای صرف فکر در تجریدیات و انتزاعیات، به واقعیتهای خارجی بپردازیم. یک مرحله از این واقعیات خارجی، نگاه تاریخی است. بحث های تاریخی زاویه ها و ریشه های یک بحث ، نقطه تأثیر آن بحث در کل تفکر دینی، و چگونگی شکل گیری معارف دینی را روشن می کند و بر نتیجه نهایی کاملاً تأثیر می گذارد. ... ادامه مطلب

امام باقر علیه السلام و فقه تفریعی

سنی ها اصرار دارند که موسس فقه تفریعی ابوحنیفه است ولی در واقع امام باقر علیه السلام است؛ «لِمَ سُمِّيَ الْبَاقِرُ بَاقِراً قَالَ لِأَنَّهُ بَقَرَ الْعِلْمَ‏ بَقْر» (علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص233). موسس تفریع ایشان است. ابوحنیه متولد 80 است. تولد و فوتش تقریباً شبیه امام صادق علیه السلام است، زید هم همینطور؛ هرسه متولد 80 هستند. امام صادق علیه السلام تا سال 148 بودند. ابوحنیفه اصرار داشت که این ابداع من است.
ابوحنیفه به جابربن یزید جعفی می گفت من این تفریع را جعل کردم، جابر می گفت من این را از امام باقر علیه السلام شنیده ام! اصل تکذیب جابر، برای ابوحنیفه است سر همین فقه تفریعی. جابر به پیامبر (ص) نسبت می داد؛ یعنی مساله امامت همین است که از رسول الله ص گرفته است. مرحوم نجاشی راجع به جابر مطالبی دارد که قابل قبول نیست.
... ادامه مطلب

جابر بن حیان

جابر بن حیان وجودش خیالی است و وجود واقعی ندارد. شاید اکنون ده ها کتاب در کتابخانه های معتبر دنیا به اسم جابر موجود باشد که چاپ شده اند. برخی از آنها را کراوس چاپ کرده که البته من همه کارهای او را ندیده ام و شنیده ام به جز او هم بوده اند. کتاب مختار اسرار جابر بن حیّان نیز وجود دارد که به طور مختصر نسخه ها را وصف کرده است و در کتابخانه بریتانیا و جاهای دیگر نگهداری می شود. باتحقیق تاریخی معلوم می شود که هیچ یک از اینها وجود خارجی ندارد و چون در گذشته تعبد حاکم بوده است و مردم تعصب دینی شدید داشته و گمان می کرده اند که در صورت خارج شدن از چهارچوب مرسوم متهم به کفر می شوند (مثلاً معروف است که «من تمنطق فقد تزندق») چنین شخصیت هایی را جعل کرده اند. ... ادامه مطلب

خط غلو بخش دوم

به نظر می رسد، جریانات سیاسی- اجتماعی شیعه در چند قرن اولیه، ازعنوان غلوّ، به عنوان حربه ای سیاسی، له و علیه افراد و جریانات مشخص استفاده می کردند.بعدها دایره اعتقادی گروه های مختلف غالیان مبهم ماند. ... کوتاه سخن آنکه مجرد اتهام به غلو، در ردّ روایت و یا نفی عقیده کفایت نمی کند، به ویژه ما اطلاع دقیقی از مبانی فکری دو رجالی برجسته، مرحوم نجاشی و ابن غضائری، در دست نداریم. به نظر می رسد اندیشمندان خط صحیح غلوّ، با قطع نظر از برخی عقاید، حاملان اصلی معارف صحیح اهل بیت علیهم السلام بودند و خط آنان را نباید با خطوط انحرافی خلط کرد. ... ادامه مطلب

خط غلو بخش اول

در مقابل جریان انحرافی غلو، یک جریان صحیح در خط غلو قرار داشت که شباهت آن با خط اول، بیشتر در بعضی تندرویهای اعتقادی و احتمالاً در مسائل ولایت، اعتماد بر تأویل و باطنی گری و تحرکات سیاسی- اجتماعی بود. البته این خط، هم در اعتقاد به اصول کلی، افرادی مسلمان و معتقد بودند و هم کاملاً به احکام شریعت مقدس پای بند، معتقد و متعبد بودند؛ شیعیانی پاک باخته و دل سوخته که برای تثبیت ولایت کلیه الهی در تمامی شئون فرد و جامعه سر از پا نمی شناختند. چهره های معروفی همچون جابربن یزید، مفضّل بن عمر، معلّی بن خنیس - که همه از قبیله یمنی جُعف بودند-، محمد بن سنان و سهل بن زیاد را باید در شمار این جریان دانست. شاید نامیدن آنان به «غالی» از بعضی شایعات متعارف جامعه اسلامی آن روز نشأت گرفته باشد. به نظر می رسد که در بسیاری از اذهان چنین رسوخ یافته بود که مقدم داشتن و افضل شمردن حضرت علی علیه السلام بر دیگر خلفا و صحابه، «غلو» به شمار می رفت. اکنون نیز در مصادر معروف سنّیان، غلو را در همین معنا به کار می برند.
... ادامه مطلب

ارسال سوال