ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

فرق_روی_با_قال_در_کلام_مرحوم_صدوق

فرق کلام مرحوم صدوق در این که بگوید روی عن رسول الله یا قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
مرحوم شیخ عبدالکریم حائری و بعضی از شاگردان ایشان بین این دو کلام مرحوم صدوق فرق گذاشته اند و فرموده‌اند اگر صدوق بگوید روی علامت ضعف است و اگر بگویند قال علامت اعتماد است

استاد :این مطلب صحیح نیست و صدوق بر هردو اعتماد کرده است و ممکن است نکته دیگری در این تعابیر باشد

مثلاً شاید بتوان گفت جایی که می‌گوید قال یعنی مشایخ مرحوم صدوق این روایت را پذیرفته‌اند و جایی که می گوید )روی( یعنی من اعتماد می‌کنم ولو اینکه مشایخ نپذیرفته باشند

مرحوم صدوق در دیباچه تصریح می کند که من به این روایات اعتماد کردم پس اشکال نشود که در جاهایی از فقیه روایتی را از مرحوم کلینی نقل می کند و می گوید( و لا اعتمد علی هذا)پس منظور از مقدمه اعتماد به تمام روایات نیست، بلکه صحیح این است که روایات مورد اعتماد است مگر آنکه تصریح کند که (ولا اعتمد علی هذا)

با تتبعی که من داشته ام به نظر بنده دو مورد از دیباچه فقیه مستثناست
یکی جایی که تصریح کند و دیگری باب نوادر است البته این نظر بنده است و احتمالی هست که ما داده ایم و اصراری بر پذیرش نداریم
... ادامه مطلب

#مصدر_شناسی_حدیث_رفع(۲)


مصدر بعدی کتاب دعائم الاسلام است که چهار فقره دارد و (ما لا یعلمون)هم دارد

مصدر بعدی کتب مرحوم صدوق است
ایشان در کتاب توحید روایت را مسندا اورده است و ادعا شده است سند صحیح همین است و در فقیه هم مرسلا آورده است
شیخ انصاری هم میفرماید روی الصدوق فی الصحیح و همین روایت ۹ فقره ای را نقل میکند و علمای بعد از ایشان هم تبعیت کرده اند غالبا

بعد از مرحوم صدوق ،مرحوم شیخ مفید در کتاب اختصاص این حدیث را مرسلا آورده است(در انتساب کتاب اختصاص به ایشان محل بحث است که بعدا اشاره میکنیم)

بعد از شیخ مفید کسی این حدیث را نیاورده است
از همه أعجب این است که مرحوم شیخ طوسی هم نیاورده است
ایشان در کتاب خلاف حدیث ثلاثی را به نقل از اهل سنت اورده است اما ۶ فقره ای و ۹ فقره ای را نیاورده است

و شاید یکی از اسراری که این حدیث در قرن های ۵ و ۶ و ۷ خیلی مشهور نبود این است که این حدیث در کتب مرحوم شیخ نیست
کاملا واضح است که اصحاب ما در بحث های فقهی و روایی عیال علی الشیخ هستند
... ادامه مطلب

#مصدر_شناسی_حدیث_رفع(۱)

قدیمی ترین مصدر نقل این حدیث نوادر احمد اشعری و محاسن برقی است که هم عصر بوده اند

نوادر متن ۶ فقره ای و محاسن متن ۳ فقره ای روایت را اورده اند
محاسن از امام کاظم علیه السلام نقل میکند که سندش هم صحیح است اما از شواهد حدیث کاملا معلوم است که حدیث برای مقام تقیه صادر شده است و لسانش لسان تقیه است


مصدر بعدی فقه الرضا علیه السلام است که عبارت (و ما جهلوا) دارد

در کتاب عیاشی هم امده است که کافی از ایشان نقل میکند

مصدر بعدی کافی است باب ایمان و کفر (ما رفع عن هذه الامه)
که دو حدیث اورده است متن ۴فقره ای و ۹ فقره ای که سندش بسیار ضعیف است و معلوم است از مصادر معتبر، این حدیث را نداشته است
(در بررسی سندی حدیث مطرح میشود)
این حدیث هم مرسل است و هم در مرسِل بحث است

اما حدیث ۴ فقره ای کافی نکته ی ظریف تاریخی دارد
از حدیث و ایاتی که ذکر شده فهمیده میشود که صدور حدیث در شب معراج است
سال رسول الله ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطأنا فأجابه الله ...

اگر این مطلب درست باشد بسیار مهم است و ما باید دنبال شواهد قرآنی برای فقرات حدیث رفع باشیم نکته ی بسیار مهم این است که غیر از ( ما لا یعلمون ) فقرات دیگرش شاهد قرانی دارد
... ادامه مطلب

#فرق_مبنای_رجالی_و_فهرستی در نتیجه :


گاهی یک حدیث از لحاظ رجالی معتبر محسوب می شود ولی از لحاظ فهرستی مورد قبول واقع نمی شود و بالعکس.
توضیح اینکه : چند مورد روایت در کافی (و موارد کمتری در تهذیب) داریم که بعینه همین سند (حسن بن موسی الخشاب عن غیاث عن إسحاق بن عمار) در آن تکرار شده است و همه هم روایاتی هستند که حضرت صادق (علیه السلام) در آن ها از پدر و اجدادشان (علیهم السلام) نقل می کنند. در نهایت هم حدیث به أمیر المؤمنین (علیه السلام) یا رسول الله (صلّی الله علیه و آله) می رسد. البته به یاد ندارم که حدیثی به رسول الله (صلّی الله علیه و آله) رسیده باشد.

شاید صدها روایت از اسحاق بن عمار جلیل القدر داریم که در هیچ کدام بدین نحو روایت نشده است. (اینکه برخی خیال کرده اند دو تا اسحاق بن عمار داریم توهمی است که از کلام شیخ پید اشده است. ما یک اسحاق بن عمار بیشتر نداریم که ایشان است و جلیل القدر است.

ظاهرا باید گفت : غیاث بن کلوب نسخه ای از اسحاق بن عمار عن الصادق علیه السلام (شبیه اسانیدی که اهل سنت مثل سکونی دارند : عن آبائه عن علی علیه السلام) نقل کرده است.

چون در اینجا تعبیر «عن أبیه عن آبائه» دارد تا به رسول الله (صلّی الله علیه و آله) یا امیر المؤمنین (علیه السلام) می رسد لذا از ان تعبیر به حدیث مسند می کنند. این اصطلاح از اهل سنت است. اگر از خود حضرت باشد «روی عنه» می گویند. اگر حضرت را دیده باشد ولی روایت نکند «لقی» می گویند.

روایاتی که با این سند (غیاث عن إسحاق) داریم کمتر از بیست مورد است. ما اینها را مشکل می دانیم چون شیوه اش شیوه ی روایات اسحاق نیست. احتمال دادیم که اسحاق مجموعه ای روایات مسند داشته که به این عامی (از باب تألیف قلوب یا هر چیز دیگر) داده است. چون اسحاق یک شخصیت اجتماعی هم بوده است.

ظاهرا إسحاق این مجموعه احادیث را را به اجلای اصحاب نداده است. ولی چون اینها را حسن بن موسی از غیاث بن کلوب گرفته است و حسن بن موسی الخشاب هم از اجلای کوفی ماست لذا این احادیث در میان اصحاب ما جا افتاده است. صفار و سعد و دیگران در سفری که به کوفه داشته اند احادیثی از حسن بن موسی گرفته اند من جمله این احادیث.

راه فهرستی این است که به هیئت ترکیبی نگاه می کنیم نه به مفردات صرف.

پس ما گاهی یک حدیث که رجالی مورد قبول است را با مبنای فهرستی رد می کنیم (مثل اینجا) و گاهی بر عکس (مثل روایت حفص بن غیاث)
... ادامه مطلب

ویژگی‌های حوزه علمیه مدینه در زمان پیامبر(ص)

برای آشنایی بیش‌تر با تاریخ حوزه‌های علوم اسلامی، باید راهی سرچشمه زلالش شد. نخستین بذر این «شجره مبارکه» در عهد نبوت پاشیده شد. «علم»، «تعلیم» و … مفاهیمی نبودند که بعدها بر اثر تماس با فرهنگ‌های یونانی، پارسی و … به جامعه اسلامی وارد شده و در افکار مسلمانان رسوخ یافته باشند. مراجعه به متون اصیل اسلامی ـ قرآن و سنت ـ این حقیقت را به خوبی آشکار می‌سازد که همگام با اولین آیات وحی الهی، تعلیم و تعلم در جامعه اسلامی مطرح بود.
... ادامه مطلب

سنت ـ فریضه

فرق سنت و فریضه و حدیث

فریضه یعنی احکامی که خداوند متعال جعل کرده است
سنت یعنی ما جعل رسول الله
حدیث حاکی از سنت است نه خود سنت


اختلاف بین شیعه و اهل سنت در سنن رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم

مشهور اهل سنت میگویند پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم حق جعل حکم نداشته و سنت آن چیزهایی است که ایشان از قرآن میفهمیده و ما نمیفهمیم

مستفاد از روایات کثیره ی ما این است که سنن تشریع رسول الله است
ان الله فوّض الی نبیه
فصارت السنه عدل الفریضه

اساس بحث در زمان خلیفه ی ثانی در مورد سنن رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم بود
سنن ایشان در مورد حج در مورد صلاه در مورد صوم و ...

معیار بندی از مجموعه ی روایات
سنن بعضی در واجبات است که غالبا نقش تکمیل کننده و حسن و زیبایی میشود
لا تعاد الصلاه الا من خمس اون خمس فریضه هستند
الحمد ،سنة

نقش سنت در محرمات یا به نحو مقدمات است یا الحاق موضوعی است
مثل کل قرض یجر منفعة فهو ربا
ولو قرض است ولی رسول الله ربا میداند

حال آیا نسبت به خمر این مطلب تطبیق میشود یا خیر
از جمله ی روایات معلوم میشود که تطبیق شده است
ان الله حرم الخمر من العنب بعینه و حرم رسول الله کل مسکر
تحریم الهی از شراب انگوری است
تحریم نبوی از کل مسکر است
... ادامه مطلب

علی بن ابی حمزه البطاینی

مرحوم ابن غضایری در مورد ایشان دارد ( واقفی ابن واقفی) هم خودش هم پدرش واقفی هستند بلکه پدرش از ارکان و پایه گذار واقفیه است
در کتاب کشی به نقل از ابن فضال حدیثی نقل میکند که میگوید (کذّاب)،این عبارت هم در مورد پدر آمده است و هم پسر و به نحو علم اجمالی یکی ازین دو کذاب است
مرحوم نجاشی از کتاب کشی که نقل کرده است این را در ترجمه ی حسن آورده است
این نقل مرحوم نجاشی از مصادر طولی کشی است و ارزشی ندارند مصادر طولی مگر اینکه نکته ای داشته باشد و اینجا نکته دارد که میفهمیم در ترجمه ی حسن اورده است
البته چون مثبتین هستند بعید نیست که هر دو کذاب باشند ،خصوصا اینکه میگوید (کتبت التفسیر عنه من اوله الی آخره) تفسیر معروف از پدر است ،پسر هم شاید چیزی شبیه تفسیر داشته باشد
در ذیل ترجمه ی حسن توجه کنید مرحوم نجاشی چه میفرمایند
چند کتاب ذکر میکند برای ایشان و میگوید له کتاب فلان اخبرنا به فلان از فلان
بعد ۵ یا ۶ کتاب نام میبرد ولی سند ذکر نمیکند ... ادامه مطلب

تأثیر مذاهب بر ادبیات عرب

لغت و ادبیات بعد از دعوا و نزاع های مذهبی میان شیعه و سنی نوشته شد. به همین دلیل لغت و صرف و نحو که از قرن دوم شروع می شود تحت تأثیر مذاهب شکل گرفت. کوفه به طور کلی شیعه بود و بصره به طور کلی سنی بود.

مثلاً ابن هشام چون اشعری است و قائل به وعد و عید نیست در معنای معاوضه آیه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...» (التوبة: ١١١) می گوید: باء برای مقابله نیست ؛ معتزله می گویند هست.

و یا اینکه معنای باء را در آیه «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُم‏ وَ أَرْجُلَكُمْ» (المائدة: ٦) به گونه ای معنا کردند که با فتوای خودشان سازگار باشد. در روایات ما آمده است؛ «فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ: «بِرُؤُسِكُمْ» أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ؛ لِمَكَانِ الْبَاء» (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏5، ص: 96) چون این ماده مسح نیازی به باء ندارد خودش متعدی می شود: «وامسحو رئوسکم»؛ حالا که باء آمده است باید نکته ای باشد و آن اینکه مسح بخشی از سر مراد است، بلکه وقوع مسح علی الرأس مراد است. نظر به ایقاع المسح است نه اینکه تمام سر مقصود باشد لذا آمده است «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُم‏ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْن‏» غیر از «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُم‏» است که کل آن باید شسته شود. در تیمم هم باء امده است که نکته هردو یکی است؛ «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ». ... ادامه مطلب

فدک و سقیفه

در این جریانات فدک، معمولا رایج شده است که فکر می کنند کار غصب مهمی که دستگاه خلافت انجام داده است، فدک بوده است و اولین کار همین بوده، در حالیکه این طور نیست. از فدک تا مدینه 5 روز فاصله بوده و اینکه می گویند فردای سقیفه دستگاه خلافت فدک را غصب کرد غلط است. (تا فدک پنج روز راه بوده است. الان 255 کیلومتر با مدینه فاصله است. روزی 45 کیلومتر می رفتند.) اینکه بعد از روز سقیفه که دوشنبه بوده، مباشرتاً بیایند فدک را بگیرند بعید است، بله ممکن است محصول آن را گرفته باشند. (حدود ششم یا هفتم خرداد که گندم رسیده باشد. بعید نیست محصول فدک را از گندم آورده باشند نه خرما.) ... ادامه مطلب

سرّ عدم تعرض شیخ به برخی از رجال

در معجم تستری چند جا به شیخ طوسی اشکال می‌کند که چرا اسم محمد بن زکریا را ذکر نکرده است؟ و ایشان در این مورد و برخی از موارد دیگر این امر را حمل بر غفلت شیخ طوسی کرده است.

... ادامه مطلب

ارسال سوال