دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

رویکرد کتاب‌شناختی در بررسی حجیت خبر ـ بخش چهارم

رویکرد کتاب‌شناختی در بررسی حجیت خبر ـ بخش چهارم




► آری، همین گونه است که می‌فرمایید. به مبحث دیگری وارد شویم. شما مبانی رجالی خود را در درس خارج فقه، بر پایه همین تحلیل فهرستی بنا نهاده‌اید و در بررسی احادیث و در نهایت استنباط احکام فقهی تحلیل فهرستی را کاملاً دخالت می‌دهید. پرسش جمع کثیری از فضلا ـ هنگامی که از تحلیل فهرستی احادیث با آنان سخن می‌‌گوییم ـ این است که اکنون که ما کتاب‌ها و مصادر اولیه را (که در اختیار کلینی، صدوق یا حتی شیخ طوسی بوده) در اختیار نداریم و نسخه‌های مختلف آنها و ویژگی‌های هر یک را نمی‌شناسیم، آیا راهی جز حجیت تعبدی خبر در بررسی وثاقت روایات برای ما باقی می‌ماند؟

□ درست است. به همین دلیل بود که اهل سنت پس از آن که یکی دو نسل از اصحاب پیامبر(ص) دور شدند، به تحلیل رجالی و حجیت تعبدی خبر رو آوردند؛ چون راهی جز این نداشتند. علامه حلی نیز در قرن هفتم به همین دلیل این مبنا را در میان شیعه تثبیت کرد. اما به نظر من مسائل باید ریشه‌ای حل شود: روش قدمای اصحاب ما شناسایی شود و مصادر اولیه ما بازسازی و تحلیل شود. همه اینها در تعیین و تشخیص احادیث صحیح و ضعیف آثار مهمی دارد: مبناها را عوض می‌کند و در استنباط احکام اثر می‌گذارد. من معتقدم اگر نه در حوزه احادیث اعتقادات، دست کم در حوزه احادیث فقهی و استنباط احکام، روش تحلیل فهرستی ـ که ما بر آن تأکید داریم ـ پاسخ‌گو خواهد بود. اما اشکال اینجاست که در حوزه‌های علمیه ما روی این مباحث کار نشده است. این مباحث راه‌گشا هست، اما ما کاهلی کرده‌ایم و کار نکرده‌ایم. یک علت اساسی‌اش این است که تحلیل رجالی کار آسانی است، مانند فرمول‌های ریاضی است و پاسخ گرفتن از آن آسان است؛ اما تحلیل فهرستی کار دشواری است و کوشش مضاعفی را می‌طلبد، تحلیل متنی روایات و جستجوی شواهد و قرائن تاریخی را لازم دارد، خیلی از شواهد اینک در دست ما نیست و از میان رفته است. اما ـ بحمدالله ـ در حوزه احادیث فقهی با جستجو و کنکاش می‌توانیم شواهد و قرائن را گردآوری کنیم. ما بسیاری از فروعات فقهی را با تحلیل افتادگی‌ها و اختلاف نسخه‌های متعدد یک روایت حل کرده‌ایم. من بنا بر تتبعاتی که کرده‌ام معتقدم ۸۰% روایاتی که به عنوان روایات متعارض در مجموعه روایات شیعه مطرح شده، به راوی و اختلاف نسخه‌های روایات بر‌می‌گردد و نه به خود ائمه‌(ع). این روایات اول با خط کوفی نوشته شده، سپس دشواری‌ها و اشکالات خط کوفی از سویی و انتقال خط کوفی به خط نسخ از دیگر‌سو موجب اشتباهاتی در روایات شده و در نتیجه اختلاف نسخه‌های یک متن پیش آمده است. ما می‌گوییم با گردآوری شواهد و قرائن باید متن اصیل را یافت. البته توجه دارید که مسأله اختلاف نسخه‌های یک روایت واحد که یک یا چند راوی آن را از یک معصوم(ع) روایت کرده‌اند، از نظر مبادی با بحث تعارض روایاتی که از نظر متن، راوی و معصومِ مرویٌ‌عنه با یکدیگر تفاوت دارند، جداست. مسأله اختلاف نسخه‌های یک روایت واحد به مبحث اثبات متن روایت مربوط می‌شود.

► ممکن است به چند نمونه از اختلاف نسخه‌های یک روایت واحد، که در استنباط احکام و فتاوای فقهی هم تأثیر داشته، اشاره کنید؟

□ بلی. صدوق در فقیه روایتی را از امیرالمؤمنین‌(ع) نقل می‌کند که «من جدّد قبراً أو مثّل مثالاً فقد خرج من الاسلام»، و سپس در ذیل آن به اختلاف مشایخ در باب معنی این حدیث اشاره می‌کند. اختلاف مشایخ در معنی این حدیث به اختلاف آنان در ضبط «جدّد» برمی‌گردد (یعنی سه تعبیر متفاوت: «من جدّد قبراً»، «من حدّد قبراً»، «من جدّث قبراً»). صدوق بر اساس این سه تعبیرِ ظاهراً متعارض فتوا داده و نوشته است: «واقول إنّ التجدید علی المعنی الذی ذهب إلیه محمد بن الحسن الصفار و التحدید … الذی ذهب إلیه سعد بن عبدالله والذی قاله البرقی من أنّه جدّث، کلّه داخل فی معنی الحدیث وإنّ من خالف الامام فی التجدید والتسنیم والنبش واستحلّ شیئاً من ذلک فقد خرج من الاسلام».[۱] حال آن که واضح است که این سه تعبیر اختلاف نسخه‌های متنِ یک روایتِ واحد است.

در ادوار متأخر نمونه‌های متعددی را می‌توان ذکر کرد.[۲] شیخ حر در وسائل‌الشیعه دو روایت نقل می‌کند که راوی و امام‌(ع) در آنها عیناً یکی است. در یک روایت آمده: «فیصلّی النافلة»،[۳] و در دیگری آمده: «فیقضی النافلة».[۴] تردیدی نیست که این دو تعبیرْ اختلاف نسخه‌های یک روایت است؛ اما شیخ حر بر اساس همان مبنای حجیت تعبدی خبر این دو روایت را در دو باب جداگانه (که عناوین فتوایی متفاوتی دارند) آورده و بر اساس آنها دو نوع فتوا داده است!

[۱]. نک: کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۸۹ـ ۱۹۱٫

[۲]. برای نمونه‌ای از تأثیر اختلاف نسخ در اختلاف فتاوا، نک: الرعایة، ص ۱۵۱، و تعلیقات و پانوشت‌های همان‌جا.

[۳]. نک: تفصیل وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۷۲، روایت ۴۵۴۳ (باب تأکد استحباب المداومة علی النوافل …).

[۴]. نک: همان، ج ۴، ص ۷۵، روایت ۴۵۵۲ (باب تأکد استحباب قضاء النوافل إذا فاتت …).

ارسال سوال