دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

تمسک به ظواهر کتاب

روایات اهل سنت از رسول خدا (ص) محدود بود، مخصوصاً از سال‌های 150 به بعد که مناقشات سندی در میانشان شروع شد. آنها ادعا می‌کردند که تا حدود سال 120 امکان این وجود داشت که کسی ادعا کند از صحابه شنیده‌ام. وقتی وسائط زیاد شد به فکر مناقشات افتادند. أوّل من فتّش عن الرجال شعبه بود (شعبة بن الحجّاج . كان الثوريّ يقول: هو أمير المؤمنين في الحديث، وهو أوّل من فتّش بالعراق عن الرجال [تقريب التهذيب، ج 1، ص 418، ش 2798]).  مخصوصاً که در همین تاریخ امثال ابوحنیفه به خبر مرسل عمل می‌کردند (تا حدود سال 200) و اولین بار شافعی جلوی عمل به خبر مرسل را گرفت. لذا زمانی که به مشکل برخوردند در مستحبات بحث تسامح در ادله را به میان آوردند که در میان ما در قرن 8 به بعد مطرح شد. در میان آنها در قرن 2 است که تسامح در ادلۀ سنن را به عین همین تعبیر دارند. به ابن مبارک و 2 نفر دیگر نسبت داده شده که: إذا روِّينا في الحلال والحرام شدّدنا، وإذا روِّينا في الفضائل ونحوها تساهلنا (وممّا قاله أحمد بن حنبل ووافقه عليه عبد الرحمن بن مهديّ وعبد الله بن المبارك...  [أضواء على السنّة المحمّديّة، ص 327])، که مراد فضائل اعمال و مستحبات است. در روایات ما این تعبیر اصلاً نیامده و بعدها علمای ما این تعبیر را از اهل سنت گرفتند. بله، در تعبیر منسوب به امام صادق (ع) ـ من بلغه شيء من الثواب... (من بلغه شيء من الثواب على شيء من خير فعمله كان له أجر ذلك، وإن كان رسول الله (ص) لم يقله [ثواب الأعمال، ص 132، و نیز: المحاسن، ج 1، ص 25، ح 1 و 2؛ الكافي، ج 2، ص 87، ح 1 و 2]) ـ گفته شده: مراد همان است. 
به جهت آنچه گفتیم خواهی‌نخواهی اهل سنت خیلی به اطلاقات کتاب عمل کردند و شیعه در حقیقت می‌خواست بگوید: دیگر تا این حد نمی‌توان به اطلاقات رجوع کرد. اهل بیت (ع) هدفشان آن بود که اطلاقات کتاب را باید در پرتو سنّت پیامبر (ص) دید که مثلاٌ هیچ‌گاه دست‌ها را قبل از صورت نمی‌شستند، نه این‌که مانند ابن‌حزم با تمسک به "فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ" [المائدة: 6] ـ که در آن برای عطف از «و» استفاده شده ـ بگوییم: آیه اطلاق دارد و فرقی نمی‌کند برای وضو ابتدا دست‌ها را بشویید و بعد صورت را و یا به‌عکس عمل کنید. بعدها تعبیر کردیم: آیه از این نظر در مقام بیان نیست.
در دیۀ اهل کتاب ابوحنیفه و حتی زیدی‌ها قائل به تساوی با مسلمانان بودند. برخی قائل به نصف. ما یک روی دوازده و نیم (2.5 %) قائلیم. عمر نرخ دیه را روی 10000 درهم مستقر کرد و دیۀ اهل کتاب 800 است. یک رای هم این است که اصلاٌ اهل کتاب در صورت قتل غیرعمد دیه ندارند. ابن‌حزم این را قائل است و یکی از دلایلش: "أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ" [السجدة: 18] و "أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ" [ص: 28] است [المحلّى، ج 10، ص 352]. نظر اهل بیت اجمالاً این بود که تمسک به کتاب باید به‌ شکل درست و حساب‌شده باشد و این آیات مثلاً ربطی به دیۀ اهل کتاب ندارند.
مکتب اخباری از آن طرف کلّاً خطابات قرآنی را غیر قابل تمسک گرفت. بنابراین در مقابل رویّۀ افراطی اهل سنت و تفریط این‌چنینی اخباری‌ها این‌که مرحوم شیخ انصاری می‌گوید: «اجمالاً ائمۀ ما به ظواهر برخی آیات تمسک کردند» همین درست است. (حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی الموسوی ، خارج اصول فقه، ۱۳۹۷/۹/۲۴ )
#اصول #تمسک_به_ظواهر_کتاب

ارسال سوال