دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

آیا مقنّن در مقام جعل ناظر به مقام امتثال است؟

1.  در بحث دیروز که به‌عنوان بحثی فرعی و تبعی وارد آن شدیم هدف این بود که چون 3 مسئلۀ ضد و مقدمۀ واجب و اجتماع امر و نهی را دارای یک ریشه  و نهی در عبادات را چیزی دیگر می‌دانیم و آن ریشۀ واحد هم همان است که آیا مقنّن در مقام جعل ناظر به مقام امتثال هم هست یا نه، مسئلۀ ضد و مسئلۀ اجتماع امر و نهی را مطرح کردیم، نه این‌که این دو مسئله را خلط کرده باشیم.
2.  در کیفیت طرح مسئله و فرق بین تعارض و تزاحم هم راه ما بررسی ذات مسئله و با قطع نظر از قائلین در مسئله است، نظیر کاری که در استصحاب انجام دادیم؛ یعنی: در احتمالاتِ تصویر استصحاب 4 احتمال و در استدلال 10 دلیل و در دلیل نهم ـ که اخبار بود ـ 12 احتمال مطرح کردیم. ما مسائل را قطع نظر از قائل مطرح نموده و از زاویۀ عامّشان وارد می‌شویم. شبیه این روش را ابن‌رشد در میان گذشتگان دارد. مثلا قبل از ورود در اقوال می‌گوید: در این مسئله هم قیاس هست و هم خبری ضعیف؛ منهم من رجّح القیاس، ومنهم من رجّح الخبر الضعیف. ما هم بعد از طرح کلی مسئله وارد اقوال می‌شویم و بعد از روشن شدن ریشه‌ها معلوم می‌شود فلان قول با ریشه‌های مسئله نمی‌سازد و تطابق ندارد. لذا دیروز درصدد توضیح اقوال آقایان نبودیم.
3.  دیگر این‌که در ازاله و نماز یک احتمال دیگر هم هست. یک رای کلّی در کلّی بحث هست که در باب عبادات نهی حرمت و عقوبت دارد، ولی معنایش فساد عمل نیست و در باب معاملات، نهی نه تنها دلالت بر فساد نمی‌کند، بلکه دلالت بر صحت می‌کند. حتی اگر نهی صریح باشد، چه رسد به این‌جا که ضمنی است. ابوحنیفه از کسانی است که معتقدند در مثل «لا تصلّ في الحریر» نهی مستلزم بطلان نماز نیست؛ یعنی: اگر شخص در لباس حریر نماز خواند، عمل حرام انجام داده، ولی نمازش درست است.
4.  دربارۀ فرق نهی در عبادات (مثل «صلّ» و «لا تصلّ فی الحریر» که نهی به حصّه‌ای از نماز خورده) و نهی در معاملات و بحث اجتماع امر و نهی (مثل «صلّ» و «لا تغصب» که امر و نهی هرکدام به یک عنوان خورده) ـ که به لحاظ فتوا از همان قرن 1 و 2 این 2 مسئله مطرح بوده ـ 3 نظر مطرح شده است:
الف. ابوحنیفه در هر دو مورد نماز را درست می‌داند و فرقی بین این 2 باب نگذاشته، معتقد است چه شخص در دار غصبی نماز بخواند و چه در حریر در هر صورت نمازش درست است.
ب.  رای تقریباً شایع بین اصولیین آن است که در هر دو صورت نهی از نماز هست و نهی مستلزم بطلان نماز است. در عبارات سید مرتضی هم ظاهرش این است که فرقی بین این 2 نگذاشته. 
ج.  معتقدند این 2 مسئله 2 باب است و در اجتماع امر و نهی هم 2 قول وجود دارد: عده‌ای قائل بودند نماز درست است، اما در میان شیعه از زمان شیخ طوسی تقریباً قائل بودند نماز باطل است و ایشان در این باره ادعای اجماع بین شیعه می‌کند و تا زمان ما تقریباٌ رای شایع همین است، اما در نهی در عبادات مسلم می‌گرفتند که عمل باطل است. اما هم از قدمای شیعه و هم از متاخرین ایشان و هم از معتزله داریم کسانی که بین این 2 فرق گذاشته و در اجتماع امر و نهی نماز را صحیح و در نهی در عبادت باطل می‌دانستند.
بحث این است که آیا این 2 مسئله یکی هستند یا دو تا؟ از عجایب کار این است که مرحوم فضل بن شاذان (متوفای 260 هجری) در میان علمای ما لااقل اولین کسی است که این 2 باب را جدا کرده. سید مرتضی که در حدود 200 سال بعد از ایشان است آن دو را یکی گرفته و الآن هم از مسلمات اصولیین ما این است که 2 تا هستند. فضل هم موضوعاً جدا کرد و هم حکماً. او معتقد بود در نهی در عبادات حرمت و فساد می‌آورد، ولی در اجتماع امر و نهی گفت: عمل حرام است، ولی باطل نیست. (حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی الموسوی ، خارج فقه ، 1۳۹۷/۹/۱۴ )

ارسال سوال