دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

بحثی پیرامون کتب فهرستی

اما آیا علم فهرست هم همین طور است و می‌شود آن را هم توسعه داد؟ اگر مراد مثل کتاب «الذریعۀ» آقابزرگ و «فهرست» ابن‌ندیم باشد، بله می‌شود. می‌بینید فلان دارای کتاب بوده و شیخ و نجاشی اسم او را نبرده‌اند، برمی‌دارید اضافه می‌کنید. ولی اگر بخواهیم بر اساس روش نجاشی کتابی را اضافه کنیم، کتاب مال شخصی بوده در قرن 3 و در  آن دو فهرست (نجاشی و شیخ) نیامده، خودم الآن برایش سند درست کنم، (نمی‌شود). فهارس را از احادیث نمی‌توان گرفت؛ چون احادیث اسنادند، در حالی که فهارس مبتنی بر اجازاتند. رجال را می‌توان از اسانید گرفت، اما فهارس طریق لازم دارند، آن هم طریق به کتاب نه به شخص. البته رجال به‌معنای راوی و مرویٌّ‌عنه را هم می‌توان از اجازات گرفت.
الآن ما در کتاب کشّی از کتابی به‌نام «مفاخر أهل البصرة والکوفة» داریم [هذه الكلمة مستخرجة من كتاب مفاخر الكوفة والبصرة (اختيار معرفة الرجال (رجال الكشّيّ) 1: 293/ ذیل 135)] که نام آن در هیچ فهرستی ـ حتی در «الذریعة» ـ نیست. کشّی این کتاب را از استادش عیّاشی از او (جبرائیل بن احمد فاریابی) شنیده و خود کتاب به‌طریق وجاده پیش او بوده، احتمالا نسخۀ اصل، و بعد هم گمشده و از بین رفته. حالا من از یکی از مشایخ معاصر یک طریق عامی به شیخ طوسی داشته باشم که ایشان هم طریق به کشّی دارد و او هم طریق به جبرئیل بن احمد صاحب کتاب دارد، می‌شود اینها را با هم تلفیق کرد و گفت: حدّثني فلان (اسم استاد را ببریم) إجازةً بإسناده إلی الشیخ الطوسيّ، عن جعفر بن محمّد بن مسعود (چون شیخ طوسی توسط جعفر بن محمّد بن مسعود کتاب کشّی را نقل می‌کند) ، عن الکشّيّ، عن العیّاشيّ، عن جبرئیل بن أحمد بکتابه؟ یعنی: آیا می‌توانیم همان‌گونه که در رجال توسعه دادیم در فهرست هم توسعه دهیم؟ آنچه ما الآن داریم روایات کشّی از کتاب است، نه اجازۀ کشّی به کلّ کتاب. شاید کتاب جبرائیل بن احمد فاریابی 500 روایت داشته و کشّی 100 تای آن را نقل کرده باشد. اشکال کار این‌جاست که آنچه ما الآن داریم ـ به اصطلاح من ـ اسناد کشّی به کتاب است، نه اجازۀ کشّی به کتاب. یعنی: کشّی آمده 100 حدیث از این کتاب را نقل کرده و این به دست ما رسیده، در حالی که ما در فهرست می‌خواهیم این را اجازه به کلّ کتاب قرار دهیم. البته این‌کار بین عده‌ای از علمای این فن بلامانع بوده و در نتیجه این‌که ملتفت شویم اسناد با اجازه جا‌به‌جا شده یا نه کار بسیار مشکلی است. این‌که گفتیم: «فلان ضعیف في الحدیث» یعنی مبنایش این بوده که این‌کار (ضمیمه کردن اجازۀ عام به شیخ طوسی + اجازۀ شیخ طوسی به کتاب کشّی + طریق درست کشّی به کتاب = پیدا کردن طریق صحیح به کتاب) اشکال ندارد. نتیجۀ این کار وارد شدن کتاب به اجازات و اثبات حجیت آن بود. برخی به این ترتیب خواسته‌اند برخی روایات را از مشکل بیرون بیاورند و نام آن را تعویض و امثال آن گذاشته‌اند.
بحث این است که آیا راه فهرستی ما بسته شده و دیگر نمی‌توانیم کتابی مثل فهرست نجاشی بنویسیم؟ البته عده‌ای می‌گفتند: کتاب که ثابت است و ما به کشّی طریق درست داریم، بیاییم با تلفیق اینها با هم بگوییم: ما به کتاب جبرئیل بن احمد فاریابی طریق صحیح داریم؛ چرا که طریق ما به شیخ طوسی صحیح است و فرضا طریق شیخ طوسی به کشّی هم صحیح است و طریق کشّی به جبرئیل بن احمد هم ثابت است. اینها را تلفیق کرده و به فهرست نجاشی اضافه کنیم، بگوییم: جبرئیل بن أحمد الفاریابيّ، له کتاب مفاخر أهل البصرة والکوفة، أجازني فلان عن فلان... بالإسناد إلی الشیخ الطوسيّ إلی الکشّيّ، عن العیّاشيّ، عن جبرئیل بن أحمد. آنها که می‌گفتند: این کار درست است، می‌گفتند: کتاب که ثابت است؛ مرحوم کشّی هم کتاب را توسط سند درست (عیّاشی) نقل کرده، چه اشکالی دارد ما هم اگر بین شیخ طوسی تا کشّی ثابت شود، به کشّی طریق درست داریم، بیاییم بگوییم: به کتاب جبرئیل بن احمد طریق درست داریم؟ و طبق اجازه هم صحیح است. این یعنی تبدیل اسانید به اجازات و به تعبیر دیگر یعنی اضافه کردن به فهارس با روش نجاشی، نه با روش آقابزرگ. عمدۀ کار نجاشی نظر به فهارس و کتب از زاویۀ حجیت است. بیاییم بگوییم: از این زاویه هم می‌توانیم انجام دهیم. (حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی الموسوی ، خارج فقه ۱۳۹۶/۷/۲۶ )

ارسال سوال