دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

درباره علم رجال

چون علم رجال از علوم اعتباری است و این علوم  موضوع خاصی ندارند و موضوعشان طبق نیاز و هدف و غایت و قصدی که هست تنظیم می‌شود، لذا در طول تاریخ تغییر می‌یابد و نکات جدیدی پیدا می‌کند. اول (سال‌های 140 و 150 به بعد) در رجال بحث وثاقت و عدم وثاقت مطرح بود و بعدها (بعد از سال 200) چون خبر مرسل را حجت نمی‌دانستند بحث طبقات به میان آمد که ببینند فلان راوی از بهمان روایت می‌کند یا خیر. شافعی در «الرسالة» اصرار دارد که خبر مرسل حجت نیست [الرسالة: 461 ـ  471 / 1262 ـ 1308]، در حالی که ابوحنیفه به خبر مرسل عمل می‌کرده. چون این بحث به میان آمد، رفته‌رفته اتّجاه به این سمت رفت که خبر مرسل حجت نیست. بنابراین باید طبقه گفته شود تا مشخص گردد که خبر مرسل است یا مرسل نیست. بله، نهایتِ این‌که طبقه به هم بخورد این است که خبر مرسل می‌شود و شخصی مثل ابوحنیفه به خبر مرسل عمل می‌کند.
حتی ممکن است در آن هدف اصلا علم رجال را حذف کنید. هدف شما این بود که حدیث را به رسول‌الله (ص) برسانید. سید مرتضی می‌گوید: ما اصلا به حدیث کار نداریم، طبعا به رجال هم کار نخواهد داشت. او می‌گوید: اگر غرض رساندن حکم به رسول خدا (ص) یا به شیعه است، وقتی با تلقی به قبول پیش شیعه این امر احراز شد دیگری نیازی به حدیث و به تبع آن نیازی به رجال نداریم. اگر حتی 10 حدیث صحیح باشد، وقتی تلقی به قبول نبود ارزش ندارد.
یا چنان که اخباری‌ها یا امروزه عده‌ای از اصولی‌ها گفته‌اند: اصلا نیازی به رجال و فهرست نداریم و اگر روایت را اصحاب قبول کرده باشند ما هم آن را قبول نموده و به آن عمل می‌کنیم، والا فلا. در این صورت تمام این ابحاث خودبه‌خود ساقط می‌شوند.
بنابراین در این علوم هدف، غایت، غرض و دیدگاه مطرح است. در علم فقه شما ممکن است ـ مثل سید مرتضی ـ به حدیث کار نداشته باشید، یا ـ مثل عدۀ زیادی از اصولیین فعلی ـ به حدیث کار داشته باشید و به رجال کار نداشته باشید. (حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی الموسوی ، خارج فقه ۱۳۹۶/۷/۲۶ )

ارسال سوال