ارسال سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ زندگینامه کتب مقالات تصاویر سخنرانی دروس پرسش‌ها اخبار ارتباط با ما
دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

تفاوت علم و واقع

سابقاً در اوایل بحث استصحاب و قبل از آن به‌مناسبت روایت عمار بن موسی ـ که: «قال: كلّ شيء نظيف حتّى تعلم أنّه قذر، فإذا علمت فقد قذر، وما لم تعلم فليس عليك [تهذيب الأحكام 1: 285/ ضمن 832]» ـ متعرض شدیم که گفته شده: عمار ساباطی احتمالاً خودش در روایت دخل و تصرف کرده؛ چون این تعبیر (كلّ شيء نظيف حتّى تعلم أنّه قذر، فإذا علمت فقد قذر) که حکم روی علم بیاید منحصر در روایت عمار است. در بقیۀ روایات ما مثلاً آمده: « كل شيء هو لك حلال حتى تعلم أنه حرام بعينه فتدعه من قبل نفسك» [الكافي 5: 313/ ضمن 40؛ تهذيب الأحكام 7: 226/ ضمن 989]، اما تعبیر عمار بیشتر شبیه تصویب است و نشان می‌دهد واقعْ تابع علم شماست و حال آن‌که وجداناً این‌ طور نیست.
ما روایت افراد را یکی‌یکی با ادبیات خاص خودشان بررسی می‌کنیم. عمار احتمالاً نوعی تساوی بین علم و وجود می‌دیده، در حالی که این دو خیلی با هم فرق می‌کنند و حدالعلم غیر از حدالواقع است. «إن كان في منقارها قذر...، وإن لم يعلم أن في منقارها قذرا...» یعنی در مقابل «کان» (وجود) «لم یعلم» (عدم‌العلم) آورده، در حالی که عادتاً در مقابل وجود «لم یکن» می‌آید. اگر این تعبیر از امام (ع) بود جاهای دیگر هم می‌آمد، در حالی که این متن الآن جای دیگری نیامده و بنابراین احتمالاً از تصرفات خود عمار است. 
در واقع خیلی بعید است «لم یعلم» در مقابل «کان» قرار بگیرد، اما مجموعۀ روایات او نشان می‌دهد بین علم و واقع تساوی می‌دیده. خب، این ادبیات قابل قبول نیست و من فکر می‌کنم سرّ شذوذ روایات عمار هم همین اجتهادات اوست. بعید است این تعبیر مال امام (ع) باشد و جای دیگر نیاید.
من احتمال دادم این‌که از کتب بنی‌فضال سؤال شده (عن أبي محمد الحسن بن علي ـ عليهما السلام ـ أنه سئل عن كتب بني فضال فقال: خذوا بما رووا، وذروا ما رأوا [وسائل الشيعة (الإسلامية) 18: 72/ 79]) ولی از کتاب عمار خیر ـ با این‌که خود کتاب عمار هم از کتب فقهی مهم بین فطحیه بوده ـ، جهتش این بوده که کتاب او را به‌شکل کتاب فتوا می‌دیده‌اند، نه به‌شکل کتاب روایی. روش بنی‌فضال آن است که فقهشان متن روایت است و متون روایات را آورده‌اند، اما به‌نظرم عمار دستکاری کرده. به‌نظرم کتاب عمار چیزی مانند «من لا یحضر» و مجموعه‌ای از فتاوا و روایات است. «موطّأ» مالک هم روایات دارد و بعد اجتهاد خودش را نوشته و بعد باز صحبت علمی می‌کند. به‌نظرم کتاب عمار هم مانند اینها هم روایت است و هم فتوا و در روایت هم نقل به معنا کرده؛ چون مثلاً این متن (فإذا علمت فقد قذر) الآن جای دیگر نیامده. (آیت الله استاد حاج سید احمد مددی الموسوی ، خارج اصول فقه ، ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ )

ارسال سوال