دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

علی بن حارث بکار بن ابی بکر محمد بن شریح الحضرمی

عن علی بن حارث، عن بکّار بن أبی بکر، و ابوبکر معروف در کوفه در آن زمان ابوبکر حضرمی (عبد الله بن محمد حضرمی، از شیعیان مخلص حضرموت) است. البته علی و بکار هیچ کدام توثیقی ندارند.
عن محمد بن شریح الحضرمی. نجاشی ایشان را توثیق کرده. 
بعضی مطالب هست که لطفی دارد و متعرض می شویم. این روایت فعلا به خاطر دو آقازاده مشکل رجالی و سندی دارد. یکی علی پسر حارث بن مغیره و یکی هم پسر ابی بکر حضرمی که آنها را نمی شناسیم. مرحوم نجاشی در فهرست شان متعرض این محمد بن شریح شده اند. فرموده اند: محمد بن شريح الحضرمي أبو عبد الله ثقة ، روى عن أبي عبد الله (ع)، له كتاب. أخبرنا محمد بن جعفر المؤدب، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا يحيى بن زكريا بن شيبان، قال: حدثنا عليّ بن الحارث بن المغيرة النصريّ، قال: حدثنا بكّار بن أبي بكر الحضرميّ، عن محمد بن شريح.
احمد بن محمد بن سعید ابن عقده است که اعجوبۀ دهر است. متاسفانه خود یمنی ها فعلا خیلی میراث های او را ندارند. ولی در میان ما همین غیبت نعمانی خیلی آثار او را دارد. اغانی ابوالفرج ـ که او را هم گفته اند زیدی است ـ هم خیلی از او نقل می کند. 
قال: حدثنا يحيى بن زكريا بن شيبان، این جزء مشایخ ابن عقده است که زیاد از او نقل می کند. قال: حدثنا عليّ بن الحارث بن المغيرة النضريّ، که به نظرم باید نصری باشد، نصر بن قُعَین است. 
حارث بن مغیره جزء اجلای اصحاب است. خیلی عجیب است، از بعد از یحیی عین همین سند روایت است. قال: حدثنا بكّار بن أبي بكر الحضرميّ، عن محمد بن شریح.
عادتا در کتب ما این روایت را به خاطر علی پسر حارث و بکار که هیچ کدام توثیق نشده اند قبول نمی کنند. اگر مرحوم نجاشی در موردی بگوید: این شخص ثقه است، و اثبات کتاب برایش بکند و در موردی فهمیدیم از کتاب اوست می شود روایت را قبول کرد، ولو به حسب رجال توثیق نشده اند؟ در اینجا علی بن حارث و بکار هیچ کدام توثیق نشده اند ولی از محمد بن شریح نقل کرده اند و نجاشی محمد بن شریح را توثیق کرده و اسن همان دو نفر هم هست و اثبات کتاب هم برایش کرده و همان دو نفر که در اجازۀ ایشان هست در سند ما هم آمده؛ یعنی اسناد ما عین این اجازه است. 
اگر این مطلب را بشود قبول کرد خیلی از مشکلات روایات شیعه حل می شود و اینها را که می گویند: «مجهول» قابل عمل می شود. وقتی نجاشی گفت: «له کتاب» و گفت: «ثقة» یعنی می شود روایت کتاب او را قبول کرد. اثر این وثاقت فقط قبول روایات اوست. از طرفی چون این کتاب را از طریق علی بن حارث و بکار نقل کرده و سند روایت هم همین است بگوییم: پس روایت از کتاب محمد بن شریح است و به شهادت نجاشی هم خودش ثقه است و هم کتاب قابل اعتماد است. یعنی: ما با توثیق محمد بن شریح دو نفر دیگر را در این روایت زنده کنیم. نه اینکه بگوییم: علی بن حارث و بکار مطلقا ثقه اند، بلکه این روایت معتبر است؛ چون از کتاب محمد بن شریح است و او ثقه است و کتاب قابل اعتماد است. بگوییم: با این عبارت نجاشی هرسه را اثبات می کنیم.

چند نکته خدمت بزرگواران عرض کنم

۱-این کانال فقط نشر نکات رجالی حضرت استاد است و ما در مقام اثبات و نفی این نکات نیستیم و ان شاء الله در آینده ای نزدیک مباحث به صورت جزوه و یا کتاب جمع آوری میشود و در آنجا تمام ادله ی ایشان نسبت به هر بحثی جمع آوری میشود

۲- روش استاد در مباحث رجالی متفاوت و بسیار مغتنم است و در کانال نسبت به روش فهرستی توضیحاتی داده ایم و ان شاء الله جزوه ی مستقلی آماده میشود و خدمت عزیزان ارائه میشود 

ارسال سوال