دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

منهج مشایخی

اینکه مرحوم نجاشی در مورد عبد الله بن حماد دارد که من شیوخ اصحابنا و نفرموده اند ثقة نکته دیگری دارد. شاید یعنی ایشان چون شیخ است اگر در کتابش از ضعاف هم نقل کند قابل قبول است. مثلا در روایت دیروز، از علی بن ابی حمزه است که ضعیف است. علمای ما مهج مشایخی هم داشته اند یعنی اگر از شیخ می گرفتند قبول می کردند ولو بعدی اش ضعیف باشد. شیخ یعنی کسی که از او، حدیث گرفته می شود و تلقی به قبول می شود. اینکه نجاشی در برخی جاها دارد که از او تجنب کردم مگر به واسطه. نشان دهنده ی همین است. در این منهج، به بعدی ها نگاه نمی کردند چون به شیخ اعتماد می شده است در نقد و تضعیف و ... . این استثنائی که ابن الولید در کتاب نوادر الحکمه دارد تمام موارد استثناء، مشایخ صاحب کتاب هستند و بقیه سند را نام نمی برد. اگر سهل بن زیاد را نام می برد به خاطر این است که سهل راوی میراث است نه راوی حدیث، چون ابن الولید می داند که سهل از فلان کتابها گرفته و آن کتابها مشکل دارد. این خبرویت می خواهد. این، منهج مشایخی است. اینکه نجاشی عبد الله بن حماد را از شیوخ اصحابنا می داند شاید نشان دهد که اگر از ضعیف یا مصدر ضعیف نقل کرد باز هم تلقی به قبول می شود. این را دیشب به ذهنم رسید با اینکه پنجاه سال در حدیث هستم

ارسال سوال