دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

مقارنه شیخ و نجاشی

مرحوم آقای تستری یکی از کارهایی که انجام داده و تا آنجا که می دانم قبل از ایشان کسی انجام نداده است اینکه بین نجاشی و شیخ مقارنه کرده است. نجاشی ایشان را اسم برده و به کتابش طریق نقل کرده است لکن شیخ طوسی اسم ایشان را در فهرست و رجال نبرده است. آقای تستری می گوید: «عدم تعرض شیخ غفله»، سابقاً عرض کرده ایم، خیلی هم غفلت نیست اینکه در فهرست شیخ اسم ایشان را نبرده است به این دلیل است که شیخ و نجاشی تعداد محدودی استاد مشترک دارند. شیخ یکی دو استاد دارد که نجاشی ندارد ولی نجاشی شاید 20 استاد دارد که شیخ ندارد. چون شیخ بچه بغداد نبوده است، سال 408 وارد بغداد شده است، شیخ طوسی یک طلبه جوانی بود که از خراسان آمده است. طبیعتاً مشایخ بغداد که قبل از ایشان بوده ندیده است، مثل ابن جراح که شاگرد ابن عقده بوده است. نجاشی بچه بغداد است و پدرش از علما است. در آن زمان رسم بوده اگر پدرش عالم بوده برای بچه حتی در سن یکسالگی اجازه می گرفته است از مشایخ. مثلاً ابوغالب زراری برای نوه اش که دوساله بوده، اجازه می دهد. اما از پدر شیخ طوسی خبر نداریم ولی نجاشی پدرش شیخ الشیعه بغداد بوده است، طبیعتاً با بزرگان بغداد آشنا بوده است. نجاشی درباره ابوالمفضل می گوید: صدیقا لی و ولوالدی... در وقت فوت ابوالمفضل، نجاشی 13 ساله بوده است؛ نجاشی متولد 372 و ابوالمفضل در 357 فوت می کند، نجاشی می گوید از او روایت اجازه دارم ولی نقل نمی کند.

شیخ سیدرضی را درک نکرده است. همچنین ابن نوح را ندیده است وقتی شیخ آمده، ابن نوح بغداد نبوده و به بصره رفته است. ابن نوح آخر عمر آراء شاذه پیدا کرده است، شیخ می گوید: له آرا فاسده لرویه. ابن نوح 409 وفاتش است، شیخ 408 به بغداد آمده است. لذا اگر شیخ جایی نام کسی را ندارد، غفلت نیست بلکه دقت شیخ است که می خواسته است دقیق باشد.

عده ای از اساتید داریم که به بغداد آمده اند، نجاشی از آنها اجازه گرفته است یکی محمد بن علی بن شاذان قزوینی است که به بغداد آمده، آن موقع شیخ بغداد نبوده است. شیخ و نجاشی یکی از مهمترین کارهایشان روی آثار قمی ها است که هردو قم نیامده اند. شاذان یکی از کسانی است که میراث قمی ها را به نحو اجازه به نجاشی داده و به شیخ نداده است. همین کتاب های محمد بن موسی را از ابن شاذان نقل می کند. بنابراین سرّ اینکه شیخ از این فرد نام نمی برد، این است که این فهرست و اجازه در اختیارش نبوده است. مرحوم بحرالعلوم فصلی دارد در رجالش در مشایخ مختص نجاشی.

فهرست که می نوشته اند منشاءش یا اجازه بود یا کتاب فهرست. فهرست را از روایات در نمی آوردند، مثل اینکه بگوید محمد بن موسی کتاب دارد و من از طریق کلینی طبق سند روایت به آن دسترسی دارم، این کار را نمی کردند. منشاء فهرست یا اجازات است یا فهارس. ولی منشاء نوشتن رجال، روایات بوده است.

نام محمد بن موسی، در فهارس نبوده بلکه در اجازه ابن شاذان قزوینی بوده است که نجاشی از او اجازه گرفته است ولی شیخ  بعد از آمدن او وارد بغداد می شود؛ ابن شاذان سال 400 به بغداد می آید ولی شیخ سال 408 وارد بغداد می شود.

اما اینکه چرا در رجال نامش نیامده است؟ رجال شیخ دو راه اصلی داشته است: یک؛ افرادی را که در کتب قبل بوده مثل رجال کشی و برقی نوشته که اسم محمد بن موسی همدانی در رجال کشی و برقی نیامده است. راه دوم این است که شیخ خودش از روایات استخراج کند که نیاورده، بله اینجا جا داشت که شیخ از روایت استخراج کند. شاید فرصت این کار را پیدا نکرده است. کل آثار ایشان تألیف بغداد است و در نجف تألیف معتنابهی ندارد، فقط تلخیص کشی و امالی است. ایشان در این مدت در جمیع علوم حوزوی مکتوب و تألیف دارد. بله در مصادر رجالی اسم این شخص نبوده است، مثل کشی و... قاعدتاً باید خودش استخراج می کرده که نکرده است. لااقل کتاب رجالی ایشان باز بوده، حالت چرک نویس بوده و دائماً اضافه می کرده است. پاک نویس نشده است

ارسال سوال