دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

فقه ـ الرضا

توضیحاتی در مورد کتاب فقه الرضا :

با تتبعی که داشته ایم به این نتیجه رسیده ایم که اصل اولی قطعی در فقه الرضا این است که مطابش، روایت است. بله برخی جاها احتمالا اجتهاد دارد ،در کتاب فقه الرضا یک احتمال قوی وجود دارد که کتاب شلمغانی باشد. طریق مرحوم نجاشی به کتاب شلمغانی زیاد روشن نیست ولی طریق شیخ در فهرست، از راه صدوق از پدرش از شلمغانی است. پس صدوق راوی کتاب شلمغانی است.


«فقه الرضا» حدوداً سالهای 320-310 نوشته شده احتمالاً، از لحاظ سبک می خورد که بین سالهای 250 تا 350 نگاشته شده باشد. فقه الرضا یک کتاب خوب و مهم است برای «انتقال از عهد حدیث و نصوص به فتوا».

تاریخ حدیث ما سه مرحله دارد: «تدوین، تصنیف، انتقال از نصوص به فتاوا». مثلاً ابوبصیر کتابی داشته است 4000 حدیث از امام صادق ع بعدها آمدند تصنیف کردند مثلا روایات باب صوم را جدا کردند، روایات اخلاقی را جدا کردند و.. یا کتاب های حسین بن سعید که خیلی کتاب هایش جا افتاد، مثل کافی در میان ما. کتاب های متفرقه صلات را در کتب حسین بن سعید جمع کردند. کتاب های او محور بوده است، کتاب های حسن بن محبوب هم هست ولی کتاب های حسین بن سعید بیشتر است. چون 30 کتاب بوده در ابواب فقه معروف شد به کتب ثلاثین و اصطلاح شد. این مرحله تصنیف است. مرحله تصنیف و تألیف تداخل دارند. عمدتاً تصنیف از زمان حضرت رضا (ع) شروع شده است.

«مرحله انتقال از نصوص به فتاوا» اینگونه بود که اسانید را حذف می کردند و روایت معتبر را قبول می کردند. سپس روایات را به یکدیگر متصل می کردند و حداکثر یک واو و  فاء برای حسن عبارت اضافه می کردند. این می شود فقه منصوص یا مأثور مثل فقه الرضا و المقنع صدوق.

مرحوم بروجردی (ره) به این مرحله گفته است: اصول متلقات، یعنی عباراتی که تلقی شده است از نصوص. ما به مرحله «انتقال از نصوص به فتاوا» تعبیر می کنیم. فقه الرضا و مقنع شیخ صدوق اینگونه اند. اهمیت این کتابها این است که می فهمیم به کدام روایات عمل شده و به کدام عمل نشده است. معظم روایت های فقه الرضا را می توانیم شناسایی کنیم. شاید حدود 15 و 20 درصد از مصادرش خبر نداریم.

عبارات «المقنع»، قطعاً روایت است نه رأی و فتوا، حداکثر یکی دو مورد بتوانیم بگوییم جمع کرده است ولی مبنایش روایت است.

«فقه الرضا» برای تشخیص متن صحیح روایت خیلی خوب است، مثلاً روایتی از کتاب حریز یک متن دارد در کتاب کافی، در تهذیب به گونه دیگری است، می توانیم متن صحیح را از فقه الرضا تشخیص دهیم، چون قدیمی ترین مصدر است. مهم ترین متنی که در «انتقال از نصوص به فتاوا» در دسترس داریم همین «فقه الرضا» است. صاحب آن فرد مولایی است. اگر فقه الرضا همان «التأدیب» یا «التکلیف» شلمغانی باشد نوشته شده که شلمغانی به جای حسین بن روح می نشسته و به سوالات پاسخ می داده است. حسین بن روح (نائب سوم) جزو روشنفکران اسلامی محسوب می شده است، چون خاندان نوبختی خاندان علمی بوده است، ایرانی الاصل بودند. او بخاطر مشکلاتی که در غیبت صغری پیش آمده بود بر اثر غیبت امام، پیشنهاد می کند که – به اصطلاح ما- یک رساله عملیه بین جامع قم و بغداد نوشته شود و این کار را بر عهده شلمغانی می گذارد. دقیقاً تألیف کتاب معلوم نیست ولی حسین بن روح حدود 304 نیابت را برعهده گرفتند و در سال 323 یا 322 شلمغانی به اتهام حلول کشته شد مقابل خلیفه، به نظرم بحث سیاسی بوده است نه اعتقادی. یعنی بخاطر تحرکات سیاسی ایشان میان خاندان های شیعی در بغداد بوده است که فعلا وارد این بحث نمی شویم. تاریخ ابن اثیر آورده است که رسماً در این سال کشته می شود. ظاهراً چند سال قبلش هم از حرفهای شبیه «اناالله» زده است که باعث می شود حسین بن روح دستور دهد این کتاب را جمع کنند. لذا از حسین بن روح سوال می شود که : «فَكَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاء؟». (الغيبة (للطوسي)، ص: 389) نام کتاب در الغیبه شیخ طوسی «تأدیب» آمده ولی معروف «تکلیف» است. فقه الرضا زمان صفویه توسط مجلسی اول و دوم مطرح شده است.

ارسال سوال