دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

علی بن الحکم

ایشان اهل انبار است و عجیب است که با اینکه ما (غیر تعبدی) احساس می کنیم ایشان در دنیای روایات، خیلی جلیل القدر است ولی در کتب رجالی و فهارس به این عظمت از او یاد نشده است. البته شيخ او را توثيق کرده است. به نظر ما ایشان از مقداری که در رجال و فهرست راجع به او گفته شده است أجلّ قدراً است. به نظر ما اگر ایشان از احمد اشعری بالاتر نباشد پاییتر هم نباشد.
... ادامه مطلب

علی بن حارث بکار بن ابی بکر محمد بن شریح الحضرمی

عن علی بن حارث، عن بکّار بن أبی بکر، و ابوبکر معروف در کوفه در آن زمان ابوبکر حضرمی (عبد الله بن محمد حضرمی، از شیعیان مخلص حضرموت) است. البته علی و بکار هیچ کدام توثیقی ندارند.
عن محمد بن شریح الحضرمی. نجاشی ایشان را توثیق کرده.
بعضی مطالب هست که لطفی دارد و متعرض می شویم. این روایت فعلا به خاطر دو آقازاده مشکل رجالی و سندی دارد. یکی علی پسر حارث بن مغیره و یکی هم پسر ابی بکر حضرمی که آنها را نمی شناسیم. مرحوم نجاشی در فهرست شان متعرض این محمد بن شریح شده اند. فرموده اند: محمد بن شريح الحضرمي أبو عبد الله ثقة ، روى عن أبي عبد الله (ع)، له كتاب. أخبرنا محمد بن جعفر المؤدب، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد، قال: حدثنا يحيى بن زكريا بن شيبان، قال: حدثنا عليّ بن الحارث بن المغيرة النصريّ، قال: حدثنا بكّار بن أبي بكر الحضرميّ، عن محمد بن شريح.
احمد بن محمد بن سعید ابن عقده است که اعجوبۀ دهر است. متاسفانه خود یمنی ها فعلا خیلی میراث های او را ندارند. ولی در میان ما همین غیبت نعمانی خیلی آثار او را دارد. اغانی ابوالفرج ـ که او را هم گفته اند زیدی است ـ هم خیلی از او نقل می کند. ... ادامه مطلب

فدک و سقیفه

در این جریانات فدک، معمولا رایج شده است که فکر می کنند کار غصب مهمی که دستگاه خلافت انجام داده است، فدک بوده است و اولین کار همین بوده، در حالیکه این طور نیست. از فدک تا مدینه 5 روز فاصله بوده و اینکه می گویند فردای سقیفه دستگاه خلافت فدک را غصب کرد غلط است. (تا فدک پنج روز راه بوده است. الان 255 کیلومتر با مدینه فاصله است. روزی 45 کیلومتر می رفتند.) اینکه بعد از روز سقیفه که دوشنبه بوده، مباشرتاً بیایند فدک را بگیرند بعید است، بله ممکن است محصول آن را گرفته باشند. (حدود ششم یا هفتم خرداد که گندم رسیده باشد. بعید نیست محصول فدک را از گندم آورده باشند نه خرما.) ... ادامه مطلب

فرق اصل و مصنف

مصنف کتابی است که نویسنده آن معتقد به حجت بودن روایاتش نیست بلکه روایات را به صورت مختلف (مقبول و غیر مقبول) در آن آورده است. ولی اصل کتابی است که به آن عمل می شود. البته برای اصل هم معانی مختلفی گفته شده است. احتمالا رواج این اصطلاح در میان اصحاب ما تقریبا هم زمان با زمان جعل اصطلاح «صحیح» در اهل سنت باشد. البته بخاری که اولین صحیح را دارد وفاتش در زمان امام عسکری (علیه السلام) است ولی ما لفظ اصل را شاید در زمان حضرت رضا (علیه السلام) ... ادامه مطلب

فرق برخورد نجاشی و شیخ طوسی با فهارس.

فرق برخورد نجاشی و شیخ طوسی با فهارس.

کتاب شیخ طوسی از این جهت که مصدر کارش مشخص هست خوب است اما بین نقل هایی که خودش اعتماد کرده با غیرش وجه تمایزی ندارد اما نجاشی در این قسمت بسیار دقیق عمل کرده است و جاهایی را که اعتماد کرده می‌گوید حدثنا و جایی را که اعتماد ندارد می گوید قال یا ذکر
مثلاً در مورد فهرست ابن بطه که در اختیار شیخ و نجاشی بوده است حدود ۱۱۰ مورد یا بیشتر در فهرست شیخ از همین کتاب ابن بطه است و از نسخه ابوالمفضل شیبانی است که ضعیف است
خود ابن بطه ضعیف ،کتاب هم ضعیف، طریق هم ضعیف است
اما نجاشی در نقل از ابن بطه بسیار ظریف عمل کرده است مثلا خیلی از موارد را اصلا قبول نکرده است مثل جاهایی که شیخ از ابن بطه نقل کرده و کتابی را نسبت داده است اما نجاشی اعتماد نکرده ،که حدود ۷۰ یا ۸۰ مورد است
در بعضی از موارد که اعتماد کرده، می گوید فلانی له کتاب حدثنا به فلان عن فلان عن ابن بطه
و در بعضی جاها فقط می گوید قال ابن بطه له کتاب

بر خلاف برخورد مرحوم شیخ در نقل از ابن بطه که فقط یک نوع برخورد دارد مرحوم نجاشی سه برخورد دارد

مرحوم نجاشی دو طریق به ابن بطه دارد
۱- ابو المفضل شیبانی که یک واسطه است و قرب اسناد دارد
ایشان از ابوالمفضل اجازه دارد چون متولد بغداد بوده است و در سفری که ابو المفضل به بغداد داشته است از ایشان اجازه گرفته است ولی شیخ چون در آن زمان ساکن بغداد نبوده است اجازه ندارد و می گوید اخبرنا جماعة من اصحابنا عن ابی المفضل
نجاشی با اینکه اجازه دارد اما
خودش به ابو المفضل اعتماد ندارد
۲-و یک طریق دیگر هم دارد که با دو واسطه است
ولی اعتماد کرده و می‌گوید حدثنا اما نسبت به ابو المفضل می گوید قال
... ادامه مطلب

فرق_روی_با_قال_در_کلام_مرحوم_صدوق

فرق کلام مرحوم صدوق در این که بگوید روی عن رسول الله یا قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
مرحوم شیخ عبدالکریم حائری و بعضی از شاگردان ایشان بین این دو کلام مرحوم صدوق فرق گذاشته اند و فرموده‌اند اگر صدوق بگوید روی علامت ضعف است و اگر بگویند قال علامت اعتماد است

استاد :این مطلب صحیح نیست و صدوق بر هردو اعتماد کرده است و ممکن است نکته دیگری در این تعابیر باشد

مثلاً شاید بتوان گفت جایی که می‌گوید قال یعنی مشایخ مرحوم صدوق این روایت را پذیرفته‌اند و جایی که می گوید )روی( یعنی من اعتماد می‌کنم ولو اینکه مشایخ نپذیرفته باشند

مرحوم صدوق در دیباچه تصریح می کند که من به این روایات اعتماد کردم پس اشکال نشود که در جاهایی از فقیه روایتی را از مرحوم کلینی نقل می کند و می گوید( و لا اعتمد علی هذا)پس منظور از مقدمه اعتماد به تمام روایات نیست، بلکه صحیح این است که روایات مورد اعتماد است مگر آنکه تصریح کند که (ولا اعتمد علی هذا)

با تتبعی که من داشته ام به نظر بنده دو مورد از دیباچه فقیه مستثناست
یکی جایی که تصریح کند و دیگری باب نوادر است البته این نظر بنده است و احتمالی هست که ما داده ایم و اصراری بر پذیرش نداریم
... ادامه مطلب

فرق_مبنای_رجالی_و_فهرستی در نتیجه :

گاهی یک حدیث از لحاظ رجالی معتبر محسوب می شود ولی از لحاظ فهرستی مورد قبول واقع نمی شود و بالعکس.
توضیح اینکه : چند مورد روایت در کافی (و موارد کمتری در تهذیب) داریم که بعینه همین سند (حسن بن موسی الخشاب عن غیاث عن إسحاق بن عمار) در آن تکرار شده است و همه هم روایاتی هستند که حضرت صادق (علیه السلام) در آن ها از پدر و اجدادشان (علیهم السلام) نقل می کنند. در نهایت هم حدیث به أمیر المؤمنین (علیه السلام) یا رسول الله (صلّی الله علیه و آله) می رسد. البته به یاد ندارم که حدیثی به رسول الله (صلّی الله علیه و آله) رسیده باشد ... ادامه مطلب

فضل بن شاذان ـ رساله علل الشرایع

فضل بن شاذان دویست سال قبل از شیخ طوسی است؛ تقدم علمی فضل بن شاذان در زمان خود، از شیخ طوسی بیشتر است، معقولاً و منقولاً و سنةً و شیعةً و در علوم اسلامی، بلکه در علوم انسانی فوق العاده است. وفات ایشان قبل از امام عسکری(ع) است. گفته شده وی کتاب نسبتاً مفصلی از حضرت رضا(ع) نقل کرده است اما ایشان حضرت هادی(ع) و حضرت عسکری(ع) را درک کرده و شاید هم در نوجوانی یا بچگی‌اش امام رضا(ع) یا حضرت جواد(ع) را هم درک کرده باشد اما ایشان از هیچ امامی روایت نقل نمی‌کند. از امام عسکری(ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: «إنی أَغْبِطُ أَهْلَ خُرَاسَانَ بِمَكَانِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ كَوْنِهِ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ» (رجال الکشی، ص542)، من به اهل خراسان غبطه می‌خورم به خاطر جایگاه فضل بن شاذان [و بودنش در میانشان]، اگر این نقل درست باشد خیلی عجیب است که امام به حال شخص غبطه بخورد. مقامی است که قاعدتاً تصورات ما به آن نمی‌رسد، اما ایشان از امام عسکری(ع) هم حدیث ندارد، شاید شرایط تقیه بوده یا ملاقات با امام مشکل بوده است. پدرش هم معلوم نیست؛ چون نجاشی دارد که: قیل پدرش شاذان روی عن الجواد. ... ادامه مطلب

فضل بن شاذان ـ عبدالواحد بن محمد بن عبدوس النیسابوری العطار

عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 127
35 باب ما كتبه الرضا ع للمأمون في محض الإسلام و شرائع الدين‏
1- حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّيْسَابُورِيُّ الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِنَيْسَابُورَ فِي شَعْبَانَ سَنَةَ اثْنَتَيْنِ وَ خَمْسِينَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ النَّيْسَابُورِيُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ: سَأَلَ الْمَأْمُونُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع أَنْ يَكْتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ عَلَى سَبِيلِ الْإِيجَازِ وَ الِاخْتِصَارِ فَكَتَبَ ع لَه‏ .... ... ادامه مطلب

فقه ـ الرضا

توضیحاتی در مورد کتاب فقه الرضا :

با تتبعی که داشته ایم به این نتیجه رسیده ایم که اصل اولی قطعی در فقه الرضا این است که مطابش، روایت است. بله برخی جاها احتمالا اجتهاد دارد ،در کتاب فقه الرضا یک احتمال قوی وجود دارد که کتاب شلمغانی باشد. طریق مرحوم نجاشی به کتاب شلمغانی زیاد روشن نیست ولی طریق شیخ در فهرست، از راه صدوق از پدرش از شلمغانی است. پس صدوق راوی کتاب شلمغانی است.


«فقه الرضا» حدوداً سالهای 320-310 نوشته شده احتمالاً، از لحاظ سبک می خورد که بین سالهای 250 تا 350 نگاشته شده باشد. فقه الرضا یک کتاب خوب و مهم است برای «انتقال از عهد حدیث و نصوص به فتوا». ... ادامه مطلب

ارسال سوال