دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

تعلیق الاجازات علی الاسانید تعویض سند حدیث رفع أخبرنا بجمیع کتبه و روایاته

بحث تعلیق الاجازات علی الاسانید از قدیم بوده است
در کتاب نجاشی در ذیل محمد بن احمد بن جنید )ابن بطه ( آمده است :کبیر المنزله ،کثیر الادب و الفضل و العلم، یتساهل فی الحدیث و یعلق الاسانید بالاجازات

البته در اینجا تعلیق اسانید بالاجازات است
ابن بطه مثلا در یک روایت بوده است از احمد برقی از علی بن حکم، این سند است و ایشان این سند را تبدیل به اجازه کرده و می‌گوید علی بن حکم له کتاب اخبرنا به احمد برقی، این موجب می شود که بگوید یتساهل فی الحدیث
بحث تعلیق اجازات فقط زمانی است که مثلا مرحوم صدوق تصریح کند جمیع آثاری که من نقل کرده ام از هر سه طریق دارم

توضیح اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته

کتب: کتابهای خودش است، و روایات: کتاب اصحاب است
مِن اصحابنا :منظور جمله ای از مشایخ بغداد هستند که وقتی مرحوم صدوق به بغداد آمده است از ایشان اجازه حدیث گرفته اند )شیخ مفید ،ابن عقده ،ابن غضائری ،ابن هاشم ،عن محمد بن علی بن الحسین (صدوق )عن ابیه و محمد بن الحسن )ابن ولید(
مرحوم صدوق دو طریق به سعد دارد ،ابن الولید و پدرش
و أخبرنا حسین ابن عبیدالله ابن غضائری و ابن ابی جید عن أحمد بن محمد یحیی عن سعد
در آن عبارت اخبرنا بجمیع کتبه... اسم احمد اصلا نیست و در طریق دیگری از احمد نقل می کند که شیخ صدوق نیست
اینجا دو طریق است و این ادعا که آنچه شیخ صدوق از احمد نقل کرده است مطابق است با آنچه از پدرش و ابن الولید نقل کرده است بسیار بعید است خود صدوق اسمی از ایشان در اجازاتش به شیخ مفید و غیره نیاورده است و از این شاید بتوان فهمید که خود ایشان هم در این طریق اشکال داشته است
... ادامه مطلب

تعویض_سند تعلیق_الاجازات_علی_الاسانید احمد_بن_محمد_بن_یحیی_العطار مشایخ_الاجازه

یکی از مشکلات اساسی روایت ،همان احمد بن محمد بن یحیی العطار است
اینجا دوتا مسئله است
۱- آیا احمد ثقه است یا خیر اگر ثابت شود شیخ اجازه هست نیاز به توثیق ندارد ،شیخ اجازه اگر باشد ولو اینکه از أجلاء و در سطوح اول نباشد ولی به هر حال معتنی به است
مرحوم نجاشی موارد زیادی را از طریق ایشان اجازه دارد از ابن شاذان قزوینی که نمیشناسیم و چهار مورد هم از حسین بن عبیدالله الغضایری دارد
اگر ثابت شود ابن غضائری پدر ایشان را دیده است و از ایشان اجازه دارد خیلی مهم است ولی ابن غضائری به قم نیامده و شواهد بر اینکه احمد به بغداد رفته باشد بسیار کم و ضعیف است شیخ طوسی هم بیست و هفت مورد از طریق ایشان اجازه دارد به کتب.

توثیق ایشان از این طریق بعید نیست بلکه خالی از قوت نیست

۲-نظریه تعویض
با فرض عدم توثیق ولی روایت را قبول کنیم از طریق نظریه تعویض
مرحوم صدوق گاهی از پدرش از سعد نقل می کند گاهی از ابن الولید از سعد و گاهی هم از احمد از سعد نقل می کند
از طرفی مرحوم شیخ طوسی گفته است که صدوق اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته، خب ما به جمیع کتب و روایاتش طریق داریم پس احمد را برداریم به جایش ابیه را بگذاریم یا ابن الولید بگذاریم

این کار را بعضی گفته‌اند تعویض یا تلفیق اما اصلاح رجالی اش تعلیق الاجازات علی الاسانید است یا ترکیب الاجازات علی الاسانید است

ما یک اجازه داریم و یک اسناد،
اجازه طریقی است که به کتاب داریم، سند طریقی است که به روایت داریم. آنچه که در کتاب خصال میباشد اسناد است و آنچه در کتاب مرحوم شیخ آمده است اجازه است در تعویض ما باید اجازه را به جای سند بگذاریم
بر فرض که معنای عبارت مرحوم شیخ طوسی از) اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته( این باشد که هر روایتی را که از سعد هست از طریق صدوق به ما رسیده
اول کلام این است که مادامی که طریق صدوق به سعد ضعیف است چگونه اثبات کنیم این روایت سعد است؟
ما با این طریق عام نمی‌توانیم اثبات کنیم که هم روایت از سعد است و هم صحیح است
بله اگر اثبات شود که روایت از سعد است با این طریق عام می‌گوییم صحیح است
ولی خود طریق عام نمی تواند هم اثبات کند که روایت از سعد است و هم صحیح است و این مطلب دور است

92/12/6
... ادامه مطلب

تفسیر ـ قمي

کراراً توضیح دادیم که این کتاب موجود قطعاً برای علی بن ابراهیم نیست، همچنانکه آقابزرگ تهرانی گفته اند. کتاب حساب و کتاب دارد صرفاً جمع آوری نیست، ولی اینکه متعلق به کیست؟ الله اعلم. از چهره هایی که محتمل است کتاب برای او باشد علی بن حاتم قزوینی 450 است، کتابی به اسم مصابیح نور داشته شاید همین کتاب باشد. به هرحال کتاب موجود قطعاً برای او نیست. البته حدود 60 درصد کتاب از تفسیر علی بن ابراهیم است، و علی بن ابراهیم صاحب تفسیر بوده است. لکن مولف کتاب از غیر این هم استفاده کرده است مثل تفسیر ابوالجارود. این تفسیر علی بن ابراهیم که به ما رسیده است دو بخش است: یک بخش روایات است، بخشی هم سخن خودش است که با «قال» شروع می شود. بخشی هم مشکوک است که معلوم نیست از خودش است یا روایت است. بخش دیگر کتاب حاضر، روایاتی است که مولف نقل می کند، در این روایات افرادی نام می برد که قطعاً علی بن ابراهیم آن ها را درک نکرده است مثل ابن عقده سال 303 یا محمد بن همام بغدادی سال 336 است. قطعاً علی بن ابراهیم از این ها نقل نمی کند. ابن عقده به قم نیامده و علی بن ابراهیم هم به کوفه نرفته است. یا هیج جا نداریم علی بن ابراهیم از احمد بن ادریس که معاصرش است نقل کرده باشد. آقای خویی می گوید: «احمد بن ادریس رواه عنه علی بن ابراهیم فی تفسیره»، که این باطل است، این متعلق به صاحب کتاب است نه علی بن ابراهیم. شاید کار آقای خویی نبوده و شاگردانش نوشته اند. هردو (احمد بن ادریس و علی بن ابراهیم) از مشایخ قم هستند. هرجا «حدثنی» اول حدیث بود، برای علی بن ابراهیم نیست. همه جا می گوید قال علی بن ابراهیم یعنی مولف علی بن ابراهیم را درک نکرده است.
... ادامه مطلب

توضیحاتی در مورد واژه( اصل)

توضیحاتی در مورد واژه( اصل)

کلمه اصل از چه زمانی وارد فرهنگ اسلامی شد
در روایات ما آنچه که به عنوان یک قانون کلی استعمال شده است کلمه باب است
قال امیر المومنین علیه السلام :علمنی رسول الله الف باب ینفتح من کل باب الف باب
یک میلیون اصل و قاعده کلی پیغمبر اکرم به امیرالمومنین صلوات الله علیهما آموختند مجموع فروعات فقهی جواهر ۶۳ هزار تا هست که شده ۴۳ جلد حال ببینید یک میلیون اصل و قاعده کلی،نه فرع فقهی یعنی چه

روایاتی که در آن تعبیر به اصل آمده است
۱- انما هی اصول علم نرثها کابر عن کابر
این اصل همان قواعد کلی است

این روایات را مرحوم بروجردی در مقدمه جامع الاحادیث در باب حجیت فتوی الائمه علیهم السلام آورده اند
البته به نظر ما عنوان باب مناسب نیست

روایت دوم روایت عمار ساباطی است

۲- من کان علی یقین فاصابه الشک فلیمض علی یقینه ،قلت هذا اصل قال: نعم

هذا اصل: یعنی این یک قاعده است یا خیر
... ادامه مطلب

توضیحی مختصر

۱-عمده تلاش استاد بررسی اسناد از طریق فهرستی است لذا بسیاری از مباحثی که مطرح می شود حول شناخت نسخ و طریقه ی انتقال آنها از کوفه به بغداد و قم و یا بالعکس است لذا اینگونه از ابحاث در این روش نقش اساسی دارد و در اختیار عزیزان قرار میگیرد

۲- یکی از اهداف این کانال این است که در هر جایی و بدون داشتن کتاب رجالی بتوان اسناد را بررسی کرد ... ادامه مطلب

جابر بن حیان

جابر بن حیان وجودش خیالی است و وجود واقعی ندارد. شاید اکنون ده ها کتاب در کتابخانه های معتبر دنیا به اسم جابر موجود باشد که چاپ شده اند. برخی از آنها را کراوس چاپ کرده که البته من همه کارهای او را ندیده ام و شنیده ام به جز او هم بوده اند. کتاب مختار اسرار جابر بن حیّان نیز وجود دارد که به طور مختصر نسخه ها را وصف کرده است و در کتابخانه بریتانیا و جاهای دیگر نگهداری می شود. باتحقیق تاریخی معلوم می شود که هیچ یک از اینها وجود خارجی ندارد و چون در گذشته تعبد حاکم بوده است و مردم تعصب دینی شدید داشته و گمان می کرده اند که در صورت خارج شدن از چهارچوب مرسوم متهم به کفر می شوند (مثلاً معروف است که «من تمنطق فقد تزندق») چنین شخصیت هایی را جعل کرده اند. ... ادامه مطلب

جابر بن یزید جعفی

مرحوم نجاشی در مورد جابر بن یزید جعفی کلام هایی دارند که نه درست است و نه ما از مرحوم نجاشی انتظار داشتیم اینگونه حرف بزنند. جابر نه از غلاة است و نه دروغگو و اینکه سوار نی می شده است و جنون بهش نسبت داده اند، هیچ کدام درست نیست. کاملا خلاف واقع است با شواهد قطعی واقعی نمی سازد.
مرحوم نجاشی دارند که رواة از ایشان ضعیف است و یکی هم عمر بن شمر را نام برده اند. «روى عنه جماعة غمز فيهم و ضعفوا منهم عمرو بن شمر» (رجال‏ النجاشي، ص‏129.) در ضعفای ابن عدی نقل می کند در 30 سالی که من مسجد می رفتم همیشه عمرو بن شمر قبل از من مسجد بود! کمالات زیادی عامة برای ایشان نقل کرده اند. خلاصه ما خیلی تضعیفش را نمی فهمیم ... ادامه مطلب

جایگاه علمی فضل بن شاذان و رساله علل الشرایع ایشان

محتویات این مقاله مطالبی است که حضرت استاد در ضمن جلسة 41 از درس خارج فقه و به مناسبت بحث اخذ اجرت بر واجبات در تاریخ دوشنبه هفتم دیماه 1394 ایراد کردند و به جهت فوایدش ما آن را به صورت مقاله مستقل نیز تقدیم خوانندگان گرامی می‌کنیم. گفتنی است حضرت استاد مباحث مفصلی درباره فضل بن شاذان داشته‌اند که در ضمن کتاب خورشید شرق توسط مؤسسه کتابشناسی شیعه تدوین و چاپ شده است. کاظم دلیری ... ادامه مطلب

جمیل بن صالح

جمیل بن صالح، از اصحاب کوفی و ثقه و صالح است. عبارت فهرست نجاشی و شیخ در نام ایشان را می خوانیم :
قال النجاشی : «جميل‏ بن‏ صالح‏ الأسدي ثقة، وجه، روى عن أبي عبد الله و أبي الحسن عليهما السلام. ذكره أبو العباس في كتاب الرجال، روى عنه سماعه. و أكثر ما يُرَى منه نسخة رواية الحسن بن محبوب أو محمد بن أبي عمير».
ایشان دو نسخه نام برده است که در خارج و بازار بوده است. نسخه قمی ها از طریق حسن بن محبوب است و نسخه کوفی ها از نسخه ابن ابی عمیر است. اگر «أکثر ما یُرَی» باشد یعنی در خارج، موجود است. ولی احتمال دارد که «یُروَی» باشد. این توصیف نجاشی، خیلی خوب است ولی حیف که این توصیف ها در همه ی کتاب نیست. کاش در همه کتاب این کار را می کرد. ... ادامه مطلب

چرا اصحاب ما به فهرست و نسخه رو آوردند

چرا اصحاب ما به فهرست و نسخه رو آوردند ولی اهل سنت خیر
با اینکه اهل سنت هم بحث‌های فهرستی دارند مثلا در کتاب تهذیب الکمال در جاهای مختلفی به مناسبت، بحث‌های فهرستی هم مطرح کرده است اما همت آنها بر بحث‌های رجالی بوده است چرا که
شرایط حکومتی و تعداد افراد و راوی ها و بحث های علمی با آنها بود
و کثرت نقل ها و راوی ها برای بررسی و اعتماد آنها کافی بود و گاها از یک شخص ۲۰۰ نفر روایتی را نقل می‌کرده‌اند
ولی در بین شیعه به خاطر قلت عدد و کثرت عدو و تقیه و... شرایط به گونه ای نبوده است که کثرت نقل زیاد باشد لذا رو آورده اند به اعتماد به نسخه ها و نوشتار ها
مثلاً از ابن ابی عمیر که از معروف ترین اصحاب وکتابش هم از معروف ترین نوشتارها بوده است کمتر از ده نفر نقل کرده اند لذا نمیشد از کثرت نقل ها اعتماد کسب کرد
یا مثلا کتاب حریز که عمده ی آن را حمّاد منفردا نقل کرده است
... ادامه مطلب

ارسال سوال