دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

انفرادات شیخ طوسی

روایات عمار نسبتا مقدار زیادی توسط کافی و مقدار کمی هم توسط صدوق است که عموم و خصوص من وجه است. بیشترین مقداری که رسیده است توسط شیخ طوسی بوده است. نسبت نقل توسط شیخ زیاد است و انفراد شیخ طوسی است. باید روی انفرادات شیخ هم کار شود. خود انفرادات سه چهار جلد می شود ولی با تحلیل 25 الی 30 جلد می شود. اگر انفرادات شیخ را جدا کنیم خیلی چیزها عمل می شود. الآن خیلی از فقها فتوی می دهند که اول ماه که حقوق می گیرید خمس را بدهید. این می شود تاثیر انفراد شیخ بر فقه ما. ... ادامه مطلب

اولین کتاب رجال و کتاب رجال علی بن فضال و برقی و ابن عقدة

در کشی فعلی موارد زیادی داریم که عیاشی می گوید : «سألت علی بن فضال». ما احتمال می دهیم که رجالی که به ابن فضال نسبت داده شده باشد همین است که مرحوم کشی از عیاشی از آن نقل می کند ... ادامه مطلب

بررسی قاعده علی الید حسن بصری

قاعده «علی الید» هم انحصار در اهل سنت دارد و هم اینکه مشهور نیست. ابتدا در خلاف شیخ طوسی آمده است به عنوان احتجاج علیهم. اینکه قدما عمل کرده باشند روشن نیست. مبانی شیخ طوسی هم برای ما کاملا واضح است و می دانیم چرا در خلاف این حدیث را آورده است و در جای دیگر نیاورده است. بلکه حتی روایات عاریه، منافی با این روایت است. مضافا که مرحوم استاد از مرحوم نائینی نقل می کنند که مراد، ید عدوانی است. البته این مطلب ابتدا در ذهن ما بود ولی بعدا دیدیم که ایشان هم دارند. علاوه بر اینکه ید عدوانی نزد عقلاء ضمان دارد. بله اگر این روایت درست باشد نشان میدهد که اصل ید، ضمان دارد کما اینکه آقایان فتوی داده اند. ولی روی مبنای ما (که همان مبنای عقلاء است نه این روایت) فقط ید عدوانی ضامن است. البته این حدیث مشکلات دلالی هم دارد. در اهل سنت هم منفردا حسن بصری از سمرة بن جندب دارد. عده ای از علمای اهل سنت هم معتقدند که حسن بصری خودش از سمرة نشنیده است. سمرة والی بصره بوده است ولی می گویند حسن از او سماع نداشته است. بصره در زمان عمر ساخته شد. ظاهرا حسن بصری پای منبر سمرة هم نبوده است تا این حدیث را بشنود بلکه دیگران از او شنیده و برای حسن نقل کرده اند. حسن بصری قطعا زمان ابو هریره را هم درک کرده است ولی در سماعش باز محل کلام است. انصافا شخصیت حسن بصری، نزد اهل سنت شخصیت بزرگی است. بهترین مراسل نزد عمده شان، مراسیل حسن بصری است. ... ادامه مطلب

بررسی کتب :

. این کتاب در مصر تألیف شده است. محمد بن محمد بن الاشعث در مصر در زمان فاطمی ها روایات این کتاب را از نوه موسی بن جعفر (موسی بن إسماعیل) این کتاب را نقل می کند. این کتاب را از حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) از امام صادق (علیه السلام) عن آبائه عن علی (علیه السلام) نقل کرده اند. سند این کتاب مانند سند کتاب سکونی است که از امام صادق (علیه السلام) عن آبائه عن علی (علیه السلام) نقل شده است. محمد بن محمد بن الأشعث حدود سالهای 353-351 قبل از صاحب دعائم وفات کرده است.

... ادامه مطلب

تاریخ، سیره و علوم تاریخی در پیوند با اجتهاد

مقاله حاضر گفتگوی مجله ی رهنامه پژوهش با حضرت استاد سید احمد مددی بوده که در شماره ی 20/19 این مجله به چاپ رسیده است. ... ادامه مطلب

تاریخچه_مباحث_رجالی وتطبیق بر ما نحن فیه :

مباحثی که در رجال مطرح شد از سالهای 145 تا 150 شروع شد. اولش هم بحث عدالت و وثاقت بود. بعد هم مباحث دیگری اضافه شد مثل تمییز مشترکات. و همچنین مسائل دیگری که توضیحاتش رادر جای دیگر بیان کرده ایم.

موسی بن عمر هم در کتب ما به دو نفر اطلاق شده است : «موسی بن عمر بن بزیع» و «موسی بن عمر بن یزید». نجاشی دومی را توثیق نکرده است.

دو بحث است : اینکه این شخص کدام است؟ اینکه ایشان ثقه است یا خیر؟

بحث سومی هم در میان اهل سنت و سپس در میان ما شروع شد که بحث قبول روایت است جدای از توثیق روات. اخباری ها این حرف را گرفتند و ادامه دادند.

خود علامه در قرن هشتم هم بحث خبر عدل و تقسیم حدیث به صحیح و موثق و... را مطرح کردند و به صورت تطبیقی وارد شدند و کتاب رجال نوشتند تا اقسام را روشن کنند. بعد از ایشان با مشکلاتی برخود کردند مثل مجهولیت موسی بن عمر در امثال این روایت که باعث ضعف حدیث می شد. اخباری ها گفتند که مثلا در اینجا موسی بن عمر را شاید توثیق نکنیم ولی روایت را قبول می کنیم به خاطر کتب مشهوره یا عمل اصحاب و... . مرحوم وحید بعد از اخباری ها بحث جدیدی را شروع کرد که اقامه شواهد جدیدی برای توثیق روات بود. یعنی فقط اعتماد بر مصادر اولیه (اصول خمسه رجالیه به اصطلاح آقایان به علاوه رجال برقی و فهرست ابی غالب و رجال علامه) نکنیم چون راه های دیگری هم برای توثیق هست. خود ایشان هم عدم استثناء را دلیل بر وثاقت گرفتند. کاری که وحید در امثال این مورد کرد این بود که چون محمد بن احمد از ایشان نقل کرده و ابن ولید ایشان را استثناء نکرده است پس ثقه است. این بحث رجالی است و باعث می شود که این شخص در غیر نقل محمد بن احمد (در نوادر الحکمه) هم ثقه باشد.
... ادامه مطلب

تبیین فهرستی

اشکال و جواب

بعضی از بزرگوارانی که با تحلیل فهرستی آشنایی ندارند گاها این اشکال را میکنند که تحلیل فهرستی یعنی بررسی نسخه ها و این در زمان ما امری غیر معقول است چون نسخه ای باقی نمانده است که ما به بررسی آن بپردازیم و بررسی کاغذ پاره هایی که احیانا باقی مانده است نمیتواند کمکی به ما کند


پاسخ

تحلیل فهرستی به معنای بررسی خود نسخه ها و آثار به جا مانده از آن ها نیست بلکه ... ادامه مطلب

تحلیل فهرستی

مطالب ما، بحث های نسخه شناسی (کما اینکه برخی گمان کرده اند) نیست بلکه بحث فهرستی است. بحث «شناخت کتاب بر معیار حجیت» است. ما یک بحث «شناخت راوی حدیث به لحاظ حجیت» داریم ولی این بحث ما (که بحث فهرستی است) رجال و نسخه شناسی نیست بلکه مکمل رجال است، چون از زاویه حجیت بحث می کند. در این بحث (بحث فهرستی) ما مجموعه را نگاه می کنیم. کتاب یونس و طریق محمد بن عیسی هر دو در قم مشکل دارند ولی صدوق از خود کتاب یونس این حدیث آورده است و این نشان می دهد که این روایت از این نسخه، مشکل نداشته است. پس کلینی و صدوق فتوی داده اند. ... ادامه مطلب

تصحیح قیاسی روش شیخ در نقل

یکی از اشکالاتی که به شیخ مطرح است این است که ایشان تصحیح قیاسی نکرده اند
مثلا روایت واحدی را هم مرحوم کلینی و هم مرحوم شیخ از کتاب حسین بن سعید نقل کرده اند ولی عبارات شیخ زیاده و نقصان هایی دارد و مشخص است نسخه ای که در دست ایشان بوده، دارای اشکال بوده است
و ایشان نسخه و روایت را با دیگر نسخه ها و روایات از جهت متن و سند مقابله نکرده اند که این زیاده و نقصان ها برطرف شود

از جمله کسانی که این اشکال را زیاد متذکر شده اند شهید ثانی و مرحوم صاحب حدایق است که عبارات بسیار تندی در این جهت دارد، مثلا این عبارت که
قَلَّ ما توجد روایةٌ عند الشیخ سَلُمَت من الزیاده او النقیصه او التحریف او التصحیف سندا او متنا

... ادامه مطلب

ارسال سوال