دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

احمد بن حسین بن سعید

احمد بن الحسین پسر حسین بن سعید است، مرد با استعدادی است احترام هایی که به او گذاشته اند به احترام پدرش است که نجاشی می گوید از جمیع شیوخ پدرش غیر از یک نفر نقل می کند. در قم ملقب به دندان بوده است. ایشان مردی است قوی در حدیث. ولی مشکلش این است که مذاهب فاسده به او نسبت داده شده است که به نظرم غلو باشد. احتمالا با غلات سیاسی آن زمان ارتباط داشته است مثل نصیری ها و اسماعیلی ها.
از عبارت نجاشی معلوم می شود که مرد بزرگواری است روایاتش در کتب اربعه زیاد است ولی گویا مطرود است روایات ایشان.
حدیثه یعرف و ینکر یعنی حدیثش زیاد نقی نیست
... ادامه مطلب

احمد_بن_محمد_یحیی_العطار

سر اینکه احمد بن محمد بن یحیی العطار در کتب رجالی خمسه نیامده است این است که ایشان بعد از برقی و کشی است و در فهرست نجاشی و شیخ طوسی نیامده است چون صاحب کتاب نبوده و فقط مرحوم شیخ در رجال در باب کسانی که از ائمه علیهم السلام روایت نقل نکرده اند آورده است

انصاف این است که داده های رجالی ما نسبت به مشایخ قم و خراسان بسیار کم است و بعد از شیخ هم از اصحاب ما تا همین فتره های متاخر کار رجالی آنچنانی انجام ندادند

شهید ثانی رحمت الله علیه یکی از کسانی است که شروع کرد به کارهای رجالی کردن و حاشیه بر خلاصه نوشت که موجود است و همچنین کتاب درایه نوشته
یکی از حوض های کری که ایشان درست کرد این بود که مشایخ اجازه مستغنی از توثیق هستند که خیلی‌ها مثل مرحوم بهبهانی و حاجی نوری پذیرفتند و سِرِّ اینکه اصحاب متأخر ما این روایت را صحیح می‌دانند همین است چرا که گیر سند در همین احمد بن محمد بن یحیی العطار بود که ایشان هم از مشایخ اجازه هستند و از این طریق ایشان را توثیق کردند البته مرحوم خویی این مطلب را نپذیرفتند
... ادامه مطلب

احمداشعری و خط متهم به غلو

خط غلات یک جنبه سیاسی هم داشته است؛ آنها در قم جزو تندروها به حساب می آمدند که در امور سیاسی معترض بودند، [مثل شورش ابوالخطاب در کوفه]. در قم احمد اشعری صاحب قدرت بود و شیخ حکومتی محسوب می شد چرا که اساساً اشعری ها که عرب بودند قم را قم کردند. در مقابل شعوبی ها مخالف آنها بودند و برخی از خط غلو نیز از همین شعوبی ها بودند. ... ادامه مطلب

اختلاف کوفه با قم و بغداد

محیط قم غیر از محیط کوفه است. ممکن است در کوفه هزار نفر باشند که حدیثی را در مدینه از حضرت (علیه السلام) بشنوند ولی پانصد آنها آن حدیث را بنویسند. لذا اختلاف نسخه پیش می آمد و جای بررسی داشت. ولی از میان این میراث ها، میراث های معینی به قم آمد نه همه میراث ها. ما لیستی درست کرده ایم از کسانی که از کوفه به قم، کتاب و حدیث آورده اند. مثلا ممکن است ابراهیم بن هاشم پنجاه نسخه بیاورد و احمد اشعری سی نسخه و... . لذا در مثل قم و بغداد (به خاطر نبودن اختلاف نسخه های کوفه) تدریجا رو به تعبد (شواهد و قرائن) می آوردند. لذا ابن ولید (با شواهد و قرائن و مقابله) در کتب یونس معتقد است که از راه محمد بن عیسی (اگر انفراد باشد) قابل قبول نمی باشد. ولی کلینی در کافی بیشتر از راه محمد بن عیسی نقل می کند
... ادامه مطلب

اسماعیل بن الفضل الهاشمی نوفلی ـ غلو_سیاسی

اسماعیل بن الفضل الهاشمی که به او نوفلی هم گفته شده است اهل مدینه است. نوفلی معروف (که راوی از سکونی است) اهل کوفه است. ما در میان روات، دو نوع نوفلی داریم. یکی آنهایی که اصلشان از یمن است که به نظرم از قیبله نخع هستند. سرشناسشان «حسین بن زید» است که بعدها به ری می آید و شاید چون کارهای تشکیلاتی می کرده و تحرکات سیاسی داشته است نجاشی نقل کرده است که : «قیل : غلا فی آخر عمره ... ادامه مطلب

اشکال سندی مرحوم خویی به مکاتبات

«و الذي يسهل الخطب أن كلتا الروايتين مجهولة».
بله این اشکال وارد است. ولی گفتیم که ظاهرا به صورت مکاتبه هستند و هر دو جنبه استفتاء دارند.
برخی از بزرگان اصحاب ما این استفتائات از ائمه (علیهم السلام) را جمع کرده اند. ما مستفتی را عادتا نمی شناسیم چون راوی نیستند ... ادامه مطلب

اصل علم اصول فقه

علم اصول فقه ریشه اش از زمان امام باقر علیه السلام است ولی اهل سنت می‌گویند ابوحنیفه اولین پایه گذار است و شیبانی شاگردش اولین کتاب را نوشت و همراه با تدوین اصول، رجال هم شروع به کار کرد در حدود سال ۱۸۰ به بعد
و از سال ۲۰۰ به بعد،حُمیدی، بخاری، مسلم و غیره شروع کردند به جداسازی صحاح از غیر صحاح.
در اصحاب ما کسی که صحیح نویسی کرده باشد را نداریم آنچه که به ذهن من خطور می‌کند این است که اصحاب ما اصل را مساوی با صحیح می دانسته اند چنانچه از مقدمه کتاب من لایحضره الفقیه استفاده می شود (التی علیها المعول کاصول اصحابنا)

کلمه اصل عَلَم نبوده است و خود مصنف نمی گفته است (لی کتاب اصل)
نمی‌دانیم در قرن ۳ چه اتفاقی افتاد که اصطلاح اصل را به کار برده اند ولی در قرن چهارم هم مدرسه بغداد و هم مدرسه قم کلمه اصل را به کار برده اند
... ادامه مطلب

امام باقر علیه السلام و فقه تفریعی

سنی ها اصرار دارند که موسس فقه تفریعی ابوحنیفه است ولی در واقع امام باقر علیه السلام است؛ «لِمَ سُمِّيَ الْبَاقِرُ بَاقِراً قَالَ لِأَنَّهُ بَقَرَ الْعِلْمَ‏ بَقْر» (علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص233). موسس تفریع ایشان است. ابوحنیه متولد 80 است. تولد و فوتش تقریباً شبیه امام صادق علیه السلام است، زید هم همینطور؛ هرسه متولد 80 هستند. امام صادق علیه السلام تا سال 148 بودند. ابوحنیفه اصرار داشت که این ابداع من است.
ابوحنیفه به جابربن یزید جعفی می گفت من این تفریع را جعل کردم، جابر می گفت من این را از امام باقر علیه السلام شنیده ام! اصل تکذیب جابر، برای ابوحنیفه است سر همین فقه تفریعی. جابر به پیامبر (ص) نسبت می داد؛ یعنی مساله امامت همین است که از رسول الله ص گرفته است. مرحوم نجاشی راجع به جابر مطالبی دارد که قابل قبول نیست.
... ادامه مطلب

امام صادق (ع) و فقه ولائی

از زمان امام صادق (ع) نقطه عطفی در تاریخ اسلام پیدا شد. ایشان شأن فقیه را از حد افتاء به حد ولایت بالا برد و فرمود: « انی قد جعلته علیکم حاکماً » (الکافی، ج1، ص67) در اینجا با قضایای سیاسی هم تداخل ایجاد شد، به این گونه که وقتی دیدند حاکم با خروج از معیارها و ضوابط اسلامی، شراب می خورد و غصب می کند، این سوال ایجاد شد که چه باید کرد؟ ... ادامه مطلب

ارسال سوال