دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

حجیت تعبدی خبر چیست

جیت تعبدی خبر چیست


اگر گفتیم شارع یک معیار واحدی را قرار داده است و هر خبری که واجد آن معیار باشد حجت است، این میشود حجیت تعبدی خبر
یعنی شارع به ما گفته است باید این کار را بکنید

حال معیار چیست

مشهور اهل سنت گفته اند عدالت است به خاطر آیه ی نبأ
اقای خویی میفرمایند وثاقت است
میفرمایند این مطلب را عقلاء قائل هستند و شارع هم امضا کرده است
... ادامه مطلب

تصحیح قیاسی روش شیخ در نقل

یکی از اشکالاتی که به شیخ مطرح است این است که ایشان تصحیح قیاسی نکرده اند
مثلا روایت واحدی را هم مرحوم کلینی و هم مرحوم شیخ از کتاب حسین بن سعید نقل کرده اند ولی عبارات شیخ زیاده و نقصان هایی دارد و مشخص است نسخه ای که در دست ایشان بوده، دارای اشکال بوده است
و ایشان نسخه و روایت را با دیگر نسخه ها و روایات از جهت متن و سند مقابله نکرده اند که این زیاده و نقصان ها برطرف شود

از جمله کسانی که این اشکال را زیاد متذکر شده اند شهید ثانی و مرحوم صاحب حدایق است که عبارات بسیار تندی در این جهت دارد، مثلا این عبارت که
قَلَّ ما توجد روایةٌ عند الشیخ سَلُمَت من الزیاده او النقیصه او التحریف او التصحیف سندا او متنا

... ادامه مطلب

معنای واژه اصل


در ترجمه ی احمد بن هلال العَبَرتائی ،حمید بن زیاد ، عباراتی آمده است که مربوط به موضوع ماست

مثلا :روی اصول اصحابنا
روی الاصول اکثرها و ...

اصل اگر به معنای روایاتی باشد که مستقیما از امام علیه السلام گرفته شده است ،با ترجمه ی احمد بن هلال و حمید بن زیاد نمی سازد، چون شأن اینها راوی بودن از روایات اصحاب است نه اینکه مستقیما از امام علیه السلام نقل کنند مثل فضل بن شاذان که شأنش روایت از اصحاب است نه از خود امام
ولی اگر اصل را در اینجا به معنای صحاح بگیریم این مشکل پیش نمی آید

پس یکی از قرائنی که دلالت بر این میکند که معنای اصل ،صحیح است نه روایت مستقیم از امام علیه السلام ترجمه ی این دو است

جلسه پنجم ۸۵/۳/۱۷ ... ادامه مطلب

اصل علم اصول فقه

علم اصول فقه ریشه اش از زمان امام باقر علیه السلام است ولی اهل سنت می‌گویند ابوحنیفه اولین پایه گذار است و شیبانی شاگردش اولین کتاب را نوشت و همراه با تدوین اصول، رجال هم شروع به کار کرد در حدود سال ۱۸۰ به بعد
و از سال ۲۰۰ به بعد،حُمیدی، بخاری، مسلم و غیره شروع کردند به جداسازی صحاح از غیر صحاح.
در اصحاب ما کسی که صحیح نویسی کرده باشد را نداریم آنچه که به ذهن من خطور می‌کند این است که اصحاب ما اصل را مساوی با صحیح می دانسته اند چنانچه از مقدمه کتاب من لایحضره الفقیه استفاده می شود (التی علیها المعول کاصول اصحابنا)

کلمه اصل عَلَم نبوده است و خود مصنف نمی گفته است (لی کتاب اصل)
نمی‌دانیم در قرن ۳ چه اتفاقی افتاد که اصطلاح اصل را به کار برده اند ولی در قرن چهارم هم مدرسه بغداد و هم مدرسه قم کلمه اصل را به کار برده اند
... ادامه مطلب

واژه اصل در روایات

روایت سوم
۳- علینا القاء الاصول و علیکم بالتفریع

این روایت را که عده‌ای او را صحیحه بزنطی می‌دانند در واقع سند واضحی ندارد و از مستطرفات ابن ادریس گرفته شده است که ایشان بسیار در علم حدیث ضعیف بوده اند و اشتباهات فاحشی دارند
۱ این کتاب به صورت وجاده به ایشان رسیده است
ایشان از جامع بزنطی نقل کرده‌اند که شواهد نشان می‌دهد آن کتاب جامع بزنطی نیست و ایشان اشتباه متوجه شده‌اند
جامع یعنی مجموعه احتمالا روی نسخه ای که در دست ابن ادریس بوده است نوشته بوده جامع و ایشان گمان کرده اند که جامع بزنطی است
حال اینکه در اول کتاب از علی بن جعفر نقل می کند در حالی که بزنطی اصلا از روات علی بن جعفر نیست
این جامع را نمی توانیم تشخیص بدهیم که از چه کسی است

در اوائل مرحوم خویی هم به روایات مستطرفات اعتماد می کردند و در مصباح الفقاهة تعبیر به صحیحه می‌کنند اما این اواخر فقط به نقل از کتاب نوادر المصنفین ایشان اعتماد می کردند که خود ابن ادریس فرموده است این کتاب به خط جدم شیخ طوسی در نزد من است

در جایی از مستطرفات مرحوم ابن ادریس می نویسد (و من ذلک ما استطرفناه من کتاب ابان بن تغلب ،صاحب الباقر و الصادق علیهما السلام)
بعد روایت نقل می‌کند با دو واسطه از امام رضا علیه السلام.
این مقدار اشتباه مبتذل است خودش مینویسد صاحب الباقر و صادق علیهما السلام و بعد با دو واسطه از امام رضا علیه السلام روایت نقل می کند وقتی ابان فوت کرد امام رضا علیه السلام هنوز به دنیا نیامده بودند ۶ سال قبل از ولادت امام رضا علیه السلام ابان فوت کرد کسی که بخواهد با دو واسطه از امام رضا علیه السلام نقل کند باید در حدود سالهای ۲۵۰ باشد ظاهراً آنچه که ما احتمال می‌دهیم این است که پشت نسخه نوشته بوده ابان و ایشان گمان کرده اند ابان بن تغلب است ولی منظور از ابان در اینجا ابان بن محمد سِندی است
که پیش ما به ابان بن محمد بزّاز بجلی( سندی بن محمد) معروف است که از مشایخ حمیری است و در قرب الاسناد هم از ایشان نقل می کند
... ادامه مطلب

توضیحاتی در مورد واژه( اصل)

توضیحاتی در مورد واژه( اصل)

کلمه اصل از چه زمانی وارد فرهنگ اسلامی شد
در روایات ما آنچه که به عنوان یک قانون کلی استعمال شده است کلمه باب است
قال امیر المومنین علیه السلام :علمنی رسول الله الف باب ینفتح من کل باب الف باب
یک میلیون اصل و قاعده کلی پیغمبر اکرم به امیرالمومنین صلوات الله علیهما آموختند مجموع فروعات فقهی جواهر ۶۳ هزار تا هست که شده ۴۳ جلد حال ببینید یک میلیون اصل و قاعده کلی،نه فرع فقهی یعنی چه

روایاتی که در آن تعبیر به اصل آمده است
۱- انما هی اصول علم نرثها کابر عن کابر
این اصل همان قواعد کلی است

این روایات را مرحوم بروجردی در مقدمه جامع الاحادیث در باب حجیت فتوی الائمه علیهم السلام آورده اند
البته به نظر ما عنوان باب مناسب نیست

روایت دوم روایت عمار ساباطی است

۲- من کان علی یقین فاصابه الشک فلیمض علی یقینه ،قلت هذا اصل قال: نعم

هذا اصل: یعنی این یک قاعده است یا خیر
... ادامه مطلب

تبیین فهرستی

اشکال و جواب

بعضی از بزرگوارانی که با تحلیل فهرستی آشنایی ندارند گاها این اشکال را میکنند که تحلیل فهرستی یعنی بررسی نسخه ها و این در زمان ما امری غیر معقول است چون نسخه ای باقی نمانده است که ما به بررسی آن بپردازیم و بررسی کاغذ پاره هایی که احیانا باقی مانده است نمیتواند کمکی به ما کند


پاسخ

تحلیل فهرستی به معنای بررسی خود نسخه ها و آثار به جا مانده از آن ها نیست بلکه ... ادامه مطلب

فرق برخورد نجاشی و شیخ طوسی با فهارس.

فرق برخورد نجاشی و شیخ طوسی با فهارس.

کتاب شیخ طوسی از این جهت که مصدر کارش مشخص هست خوب است اما بین نقل هایی که خودش اعتماد کرده با غیرش وجه تمایزی ندارد اما نجاشی در این قسمت بسیار دقیق عمل کرده است و جاهایی را که اعتماد کرده می‌گوید حدثنا و جایی را که اعتماد ندارد می گوید قال یا ذکر
مثلاً در مورد فهرست ابن بطه که در اختیار شیخ و نجاشی بوده است حدود ۱۱۰ مورد یا بیشتر در فهرست شیخ از همین کتاب ابن بطه است و از نسخه ابوالمفضل شیبانی است که ضعیف است
خود ابن بطه ضعیف ،کتاب هم ضعیف، طریق هم ضعیف است
اما نجاشی در نقل از ابن بطه بسیار ظریف عمل کرده است مثلا خیلی از موارد را اصلا قبول نکرده است مثل جاهایی که شیخ از ابن بطه نقل کرده و کتابی را نسبت داده است اما نجاشی اعتماد نکرده ،که حدود ۷۰ یا ۸۰ مورد است
در بعضی از موارد که اعتماد کرده، می گوید فلانی له کتاب حدثنا به فلان عن فلان عن ابن بطه
و در بعضی جاها فقط می گوید قال ابن بطه له کتاب

بر خلاف برخورد مرحوم شیخ در نقل از ابن بطه که فقط یک نوع برخورد دارد مرحوم نجاشی سه برخورد دارد

مرحوم نجاشی دو طریق به ابن بطه دارد
۱- ابو المفضل شیبانی که یک واسطه است و قرب اسناد دارد
ایشان از ابوالمفضل اجازه دارد چون متولد بغداد بوده است و در سفری که ابو المفضل به بغداد داشته است از ایشان اجازه گرفته است ولی شیخ چون در آن زمان ساکن بغداد نبوده است اجازه ندارد و می گوید اخبرنا جماعة من اصحابنا عن ابی المفضل
نجاشی با اینکه اجازه دارد اما
خودش به ابو المفضل اعتماد ندارد
۲-و یک طریق دیگر هم دارد که با دو واسطه است
ولی اعتماد کرده و می‌گوید حدثنا اما نسبت به ابو المفضل می گوید قال
... ادامه مطلب

فهارس از سه منبع

فهارس از سه منبع
اجازات، فهارس قبل و کتاب های موجود
تشکیل شده اند
۱- اجازات مخاطب داشته اند یعنی کتابی را به شخصی اجازه ی نقل و نسخه برداری میداده اند بر خلاف فهرست که مخاطب نداشته و شخص کتاب هایی را که اجازه داشته یا دیده است ذکر و یا توصیف میکرده است
البته میشود همان کتاب فهرست را هم اجازه داد چنانچه نجاشی وقتی از ابن الولید به واسطه ی ابن ابی جید نقل میکند گاهی میگوید در اجازاتش و گاهی میگوید فی فهرسته،که احتمالا همان فهرستش را اجازه داده به ابن ابی جید
آثار ابن الولید متأسفانه به ما خیلی کم رسیده است ،ایشان به معنای واقعی حدیث شناس و نقاد حدیث بوده اند و بسیار در رجال و نسخ و شناخت احادیث تبحر داشته اند

۲- فهارس: قبل از شیخ طوسی و نجاشی فهرست هایی نگاشته شده است که گاها این دو بزرگوار از آنها نقل میکنند
مثل فهرست ابن بُطِّه یا فهرست ابن ندیم که وراق بوده است و بزرگترین انتشارات بغداد را داشته است
و کتاب هایی را که نسخه برداری میکرده است فهرست کرده
۳- کتاب هایی که در دست شیخ و نجاشی بوده است و به توصیف آنها پرداخته اند
... ادامه مطلب

چرا اصحاب ما به فهرست و نسخه رو آوردند

چرا اصحاب ما به فهرست و نسخه رو آوردند ولی اهل سنت خیر
با اینکه اهل سنت هم بحث‌های فهرستی دارند مثلا در کتاب تهذیب الکمال در جاهای مختلفی به مناسبت، بحث‌های فهرستی هم مطرح کرده است اما همت آنها بر بحث‌های رجالی بوده است چرا که
شرایط حکومتی و تعداد افراد و راوی ها و بحث های علمی با آنها بود
و کثرت نقل ها و راوی ها برای بررسی و اعتماد آنها کافی بود و گاها از یک شخص ۲۰۰ نفر روایتی را نقل می‌کرده‌اند
ولی در بین شیعه به خاطر قلت عدد و کثرت عدو و تقیه و... شرایط به گونه ای نبوده است که کثرت نقل زیاد باشد لذا رو آورده اند به اعتماد به نسخه ها و نوشتار ها
مثلاً از ابن ابی عمیر که از معروف ترین اصحاب وکتابش هم از معروف ترین نوشتارها بوده است کمتر از ده نفر نقل کرده اند لذا نمیشد از کثرت نقل ها اعتماد کسب کرد
یا مثلا کتاب حریز که عمده ی آن را حمّاد منفردا نقل کرده است
... ادامه مطلب

ارسال سوال